سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

سه شنبه ۴ تير

آمده بودم، آسمان را به تو پس بدهم

شعری از

سیده نسترن طالب زاده

از دفتر خمیازه های رستیک، مادرزادیند نوع شعر سپید

ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۷۳۹۷۸
  بازدید : ۲۴۵   |    نظرات : ۰

رنگ شــعــر
رنگ زمینه

آمده بودم، با عکس یادگاریت قهوه بنوشم،
پرنده ی طلایی گریه در گوشهایم لانه کرد
آمده بودم، آسمان را به تو پس بدهم
، قفل ساکتی بر سینه ی باغهای خفته ی گیلاس  بود
، نت های پیراهن دخترم نگذاشت
 خراش  لبهایم مصادره بود
روسریم، بوی گس خون میداد
آمده بودم
با کاجهای نوئل، برایت قصه ی آزادی بخوانم
، درست در دهانه ی عریان شط کبود
ماهی کوچکی، مرده بود
الهه ی بارانهای موسمی مرا خبر نکرد
مناعت بادیه، از دلم خبر نداشت
غزال رها، عاشق نشده نبود

آمده بودم
به نام پنجره ها، شعری بخوانم
در گلوی تاریکی
به ارتکاب کبوترها
آمده بودم، در کوچ قوهای سیاه گیسوانم
رمه ی مست اسبهای وحشی  را هی کنم،
، اقیانوس در بغضم نشست
ترانه ام، رنگ پریده ماند
شکوفه های شراب  خشکید
آمده بودم
تا دوباره
 از دامان خزر، گلهای آبی انسان بچینم
آه
جز خاک نبود .. رفتم وُ
بندر، عبوس و زخمی و تنها
، در امواج چشمانت به گل نشسته بود


 
۷
اشتراک گذاری این شعر

آموزش و نقد شعر

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
1