سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

چهارشنبه 9 خرداد 1403
    22 ذو القعدة 1445
      Wednesday 29 May 2024
        مقام معظم رهبری سید علی خامنه ای و انقلاب مردمی و جمهوری اسلامی ایران خظ قرمز ماست. اری اینجاسایت ادبی شعرناب است مقدمتان گلباران..

        چهارشنبه ۹ خرداد

        اشعار دفتر شعرِ پینوپروک (دفترسوم) شاعر عنایت اله کرمی

        عنایت اله کرمی

        گاهی شدیداً تشنۀ یک جو نگاهت می شوم مثل شبی تار و سیه، محتاج ماهت می شوم مانند گل وا می شوم وقتی ک
        ۲۸ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        با اعتبارِ عشقِ تو ، من معتبر شدم شایانِ شور و معرفتی تازه تر شدم آن شب که آسمانِ دلم مِه گرفته بو
        ۵۱ بازدید     ۸ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        تا ز تو یاد می کنم، می روم از یادِ خودم محو سکوت می شوم، در لبِ بیداد خودم گاه که دردِ دوری ات، می
        ۶۱ بازدید     ۹ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        مرغان آبی به آب که می رسند چنان غرقِ خواب می شوند که شاید
        ۶۴ بازدید     ۹ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        گر نالۀ بی کسان شنیدی مردی زنجیرِ هوس اگر دریدی مردی بی منّت اگر به دادِ مرغی ناکام در سیطرۀ قفس،
        ۶۴ بازدید     ۷ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        ای قوم فرو خفته، به دامان تقلب ای رشد و نما یافته با خوان تقلب یک عمر شنیدیم شما
        ۷۱ بازدید     ۷ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        بوستانی، نامراد از تابشم بوته ای، در انتظارِ بارشم مثلِ قلبی، بی پناه و مبتلا
        ۸۴ بازدید     ۷ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        روحم مثال کاغذِ باطل مچاله شد سهم من از پیالۀ هستی، تفاله شد شهدِ به بار آمده، از اش
        ۷۱ بازدید     ۷ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        وقتی که دزدان شعور، شبانه به مخچهٔ ما، دستبرد زدند و کلاهمان را بردند
        ۶۴ بازدید     ۸ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        سال نو را پر طراوت، خوش قدم با تنی سالم، دلی شادان هوایی پاک و تابان
        ۶۵ بازدید     ۵ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        منشورِ او تَبَر، من خام و بی خبر او ریشه می زند، من جار با خطر در بام و بومِ شب، او می کشد هنر من
        ۷۸ بازدید     ۷ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        جان زمین ز دیوِ زمان، ضجه می زند گرگ هوا به چهرهٔ جان پنجه می زند بنیان خانه سُست و کمر خم شد از
        ۱۵۲ بازدید     ۱۱ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        گشته ای بالانشین، ما را نمی بینی دگر عابدی عزلت گزین، ما را نمی بینی دگر با ملائک دوستی، در
        ۱۰۹ بازدید     ۹ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        ما نوع بشر زنده به احسانِ همیم محتاج دل و نگاه و دستان همیم هنگام خطر کنار هم با دل و جان فارغ ز
        ۶۶ بازدید     ۷ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        ما مثل دو یارِ غار، با هم بودیم در عرصهٔ هر قمار، باهم بودیم وقتی ز سبوی بی نشان نوشیدیم بی وقفه
        ۱۳۰ بازدید     ۱۳ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        سری که پر نشود، از هوای آزادی شبانه بهر اسارت، اجاره خواهد شد هزار مرتبه هم، از قفس که بگریزد اسی
        ۱۵۰ بازدید     ۱۵ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        من سازهای نازِ تو را، گوش می کنم هرچه که گذشته را فراموش می کنم ازاین به بعد به جای هر باده ای، فق
        ۲۰۲ بازدید     ۸ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        گفته بودم که دگر محوِ نگاری نشوم خامِ ابروی خم و چشم خماری نشوم دل به آهنگ خوشِ سازِ غریبی ندهم ه
        ۱۶۸ بازدید     ۲۸ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        در این کرانه، میوهٔ ادراک، نارس است هر ناکسِ نخاله، گمان می کند کس است ناموس تاک و شاخهٔ گیلاس و ب
        ۳۳۱ بازدید     ۳۴ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        افتاد اگر، نگین امیدم به روی خاک آواز باد و نغمهٔ باران مرا بس است، تا پر شَوَم دوباره از امّید و
        ۱۱۴ بازدید     ۱۰ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        عمری گذشت، خانهٔ دل با صفا نشد روشن، نظر به چهرۀ آن مه لقا نشد هر جا که شد، شدم به امّیدِ وصل او
        ۱۰۳ بازدید     ۷ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        کوه به کوه نمی رسه، آدم به آدم می رسه آخرش این فریادها به گوش عالم می رسه وقتی که تشنه افتادم، رو
        ۱۱۰ بازدید     ۱۰ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        در سایۀ نگاهِ تو از ره به در شدم با جان و دل مقابلِ عقلم سپر شدم در التهابِ آتش عشقت گشاده روی از
        ۱۰۷ بازدید     ۱۵ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        آن قدر مرا عذاب دادی، که نگو درهای جفا چنان گشادی که نگو با خون جگر، رسیده بودم به نوا داغی به سر
        ۱۱۷ بازدید     ۵ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        ای نازنین هزار جوانی! کجا شدی؟ از شاخسار سبز وجودم چرا شدی؟ تا آمدم، شکفته ز لحن خوشت شوم یکباره
        ۱۲۹ بازدید     ۸ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        کاش، در اوج اقتدار بی هیچ چشمداشت چونان نخی باریک بگذرم از سوراخ سوزنی برای وصله بر تنپوش پاره
        ۱۰۸ بازدید     ۱۰ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        شدم بازیچۀ دستِ، حسادت های گه گاهت شدم درگیرِ وسواس و، تمنّاهای بی راهت دلم آخر مگه سنگه؟ که نیشِت
        ۸۶ بازدید     ۸ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        کاش ما با هر نگاهی سازگاری داشتیم باوری منطق پذیر و بردباری داشتیم اهل حق بودیم و در ر
        ۱۱۶ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        کابوس وحشتناک شد، خواب خوش و شیرین من خاکستری بر باد شد، آرامش دیرین من تعبیر خواب سرخوشی، با رقص
        ۱۱۲ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        در کالبد ما، چه دمیده است روزگار؟ که مرده ایم، در قعرِ زندگی
        ۲۸۴ بازدید     ۳ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        در آینۀ رنگت ، همرنگِ تو گردیدم در سایۀ نیرنگت، دلتنگِ تو گردیدم آهنگِ جماعت بر، بنیانِ سعادت بود
        ۸۴ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        جورِ هزار ساغر جعلی کشیده ام تا ذرّه ای ز جام حقیقت چشیده ام کاین ناله های مردمِ افتاده از نفس دی
        ۶۳ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        خسته از ره رسیده بودیم و چشم ها، ذره ای فروغ نداشت در مسیرِ دراز و تاریکی که پر از خار و مارِ غا
        ۷۱ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        وقتی بنای هستی من بر هوای توست وقتی دلیل زندگی ام خنده های توست وقتی غذای جان و تنم از تو می رسد
        ۸۷ بازدید     ۸ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        شب از نیمه گذشته است شرف از کوچه های شهر قمارخانه ای به وسعت قومی هویٰ به سر
        ۱۲۵ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        تا آمدم، ز مرز وجودم گذر کنم چشمان آشنای نگاری، مرا ربود بندِ قرارِ حال مرا از خودم گرفت گردِ غم
        ۱۵۸ بازدید     ۵ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        برنخاسته، خسته ای نیفتاده، شکسته بی مقصد و بی چراغ بارِ سفر بسته ای
        ۱۶۲ بازدید     ۳ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        آمد نشست، قلب مرا آب کرد و رفت تصویرِ آن مقابله را قاب کرد و رفت آرامش از سرای خیالم، گرفت و برد
        ۱۶۷ بازدید     ۷ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        گذشت، از روی شرف کاروانِ تازه به دوران رسیده ها خراب شد، دیوارِ آرزو بر سرِ محنت کشیده ها
        ۱۱۶ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        قاصدک می گوید: پرِ پروانه اگر می لرزد چون به پایندگیِ شمع نمی بندد دل گاهی افراط، ضمادِ یأس است
        ۴۳۵ بازدید     ۵ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        از زمانی که تو رفتی و نگاهی به رخ زرد من و سینه پر درد من و حسرت دیدار نکردی، برگ های سبدِ خاطر
        ۱۱۲ بازدید     ۹ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        گاهی چه حس بی ثمری داری، آدمی! چنان که گمان می کنی همۀ راه ها به اقیانوس و اقیانوس، به سرزمین
        ۱۳۴ بازدید     ۸ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        گفتی بزن به سیم بی خیالی زدم نشد مغزم دمی رها ز کهنگی طاق و طاغیان
        ۲۳۱ بازدید     ۹ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        دیوانه گشته ام به خدا در هوای تو با خاطرات پرشده از خنده های تو آنجا که دائما، ز لبِ سرخ ارغوان ا
        ۱۲۵ بازدید     ۹ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        برای دیدن تو، رهسپار خواب شدم سوار اسب هوا، عازم حباب شدم به محض گم شدنم در دیار بیهوشی خمار نف
        ۲۳۴ بازدید     ۵ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        جایی که یادِ یار، فراموش می شود گل در میان خار، فراموش می شود در گفته های مَردُم و رفتارِ حاکمان
        ۲۵۶ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        درختان، در میان هرز علف ها، در حصارند امان از هرز علف ها!
        ۱۸۹ بازدید     ۸ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        در تاریخ زندگی ام عکس های زیادی گرفته ام تا جغرافیای زندگیم را گم نکنم
        ۱۰۳ بازدید     ۷ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        آخرین چکه های اشکم را، ریختم پای عشق ظاهر تو آن شبی که سکوت پاشیدم، تا بروید زبان به خاطر تو خیس ش
        ۴۶۹ بازدید     ۲۷ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        پیام داد، به محبوبِ خود شهی ظالم درا به بارگه ما، که زار و دل تنگم به سانِ ما، تو نیابی مُصاحبی هر
        ۱۳۷ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        ای تو رفیق نیمه ره! در خمِ عشق ابترم ای که غبارِ نازِ تو! گشته هوار بر سرم ترکشِ ناز تا کجا؟ سوز و
        ۱۶۰ بازدید     ۷ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        دورۀ سوز و گداز است، بیا اشک بریز راهِ بهروزی دراز است، بیا اشک بریز روبه حیله گری، سازِ تعارف زد
        ۲۱۹ بازدید     ۱۳ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        خاطرت، خانهٔ عنکبوت رؤیا شده است خواهشت را، هوسی تازه مهیّا شده است در خم و پیچِ رهی گم شده در درّ
        ۱۰۲ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        ز راهِ عاشقی آخر عزیز خواهم شد عزیزِ و مفتخرِ رستخیز، خواهم شد اگر چه غوطه ورم در غبارِ ناکامی ول
        ۲۱۹ بازدید     ۱۰ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        خدایا! من طلب کارت نبودم رضا به خشم و آزارت نبودم اگر خلقم نمی کردی، از اوّل چنین، حیرانِ اسرارت
        ۱۵۰ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        دستم را نگرفتی رفیقِ جان! نشنیدی که از نفس و پا، ز کهکشان افتاده ام به دامن یک بخت بی نشان؟ کِش
        ۸۹ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        تا پنجرهٔ چشمم، بر روی رُخَش وا شد میدانِ دل و جانم، پر آتش و غوغا شد در معبدِ چشمانش، وقتی که شدم
        ۱۴۰ بازدید     ۱۰ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        من بارها شنیده بودم، که سیبِ سرخ نصیبِ شغال می شود، ولی امرز، در روشنیِ روز شاهدم
        ۱۰۶ بازدید     ۹ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        پاییز بود و معرکهٔ‌ ابر و باد بود تا نیمه شب نگاه تو محرابِ یاد بود در کلبه ای که قهوه و سیگار پشت
        ۱۷۴ بازدید     ۸ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        پس کی نظر می کنی؟ بر شعرهای پریشان دفترم شعر که نه، ردّ اشک های چکیده بر کاغذ،
        ۸۸ بازدید     ۲ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        در برج عاج نشستن و مستِ تفالۀ برتری شدن با بذلِ لقمه ای به فقیران، مفتخر، به گدا‌پروری شدن
        ۱۲۰ بازدید     ۱۱ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        دمادم می زند گرگی، قدم در کوی احساسم مثالِ بید می لرزد، به خود، آهوی احساسم هیولای ستم دست از، فرا
        ۱۰۵ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        بر حالِ دلم ، کن نظری نادره تارا! بیهوده مکن، رنجِ مرا بیش، خدا را من از تهِ دل، همنفسِ سازِ تو ه
        ۳۹۹ بازدید     ۷ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        سیلِ سؤال به سدِّ یقین طعنه می زند توفانِ شک، حتی ذکاوتِ وحوش را به بازی گرفته است
        ۱۰۱ بازدید     ۵ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        فصل بهار، با ورقی از کتاب عشق آمد گشود، پنجره را رو به قاب عشق پاشید اشک شوق، به دامان کوهسا
        ۱۸۱ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        در بین زر نگاران، ما هم نگار داریم تاریخ پر ز عزم و وزن و وقار داریم یک آسمان ستاره، در قلب ما درخ
        ۱۷۵ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        گرچه در آبادی ما غریب است عاشقی، اما منِ غریب، آباد و زنده و مستم ز عاشقی
        ۱۶۷ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        بیدار شوعزیزم! نمی شود خوابید در بستر جنون و قساوت کنار تیغ
        ۱۸۵ بازدید     ۲ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        وقتی با سِپرِ نگاهش برخورد کردم، احساسم جریحه دار شد
        ۱۵۵ بازدید     ۵ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        کنارِ برکهٔ پرآب و جلوه ای، روزی ز پیرِ عاجزی آمد، نوای جانسوزی غمین و دلزده از خدعهٔ دغل کاران م
        ۱۷۹ بازدید     ۷ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        همه جا سرد، همه جا درد صورت هایی پر آژنگ قدم به قدم، بند به بند شرارت ها، هماهنگ
        ۱۲۰ بازدید     ۵ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        چو اهلِ عیش و ترنّم مرا پذیرفتند تمام رازِ نهان را، به جلوه ای گفتند ز رنگِ پینۀ پیشانی ام که ترسی
        ۱۹۸ بازدید     ۵ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        زخم هایت را مداوا نمی کنم تا عمقِ تیغِ فرورفته در تنت بمانَد به یادگار
        ۷۵۴ بازدید     ۸ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        دیروز آمد و رفت و به روزهای رفته پیوست فردا از امروز به روزی که گذشت یاد می کند
        ۹۹ بازدید     ۳ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        من تمام عمر را با یاد تو سر کرده ام چشم را، در آرزوی دیدنت تر کرده ام در دل تنهای شب، در کنج سردِ
        ۱۹۸ بازدید     ۷ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        خدا کند که شبی، روزگار برگردد نسیمِ صلح و صفا، با نگار برگردد ز بامِ قسمتِ ما، بومِ غصّه برخیزد ه
        ۱۹۱ بازدید     ۵ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        من درین روزگار بدعهدی، از صغیر و کبیر می ترسم از نماهنگ های پر تزویر، از شکم های سیر می ترسم از کم
        ۱۹۶ بازدید     ۱۲ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        تویی که اهل کتابی، وَ یا حساب و کتاب! چرا مغالطه سازی به جای کشفِ جواب؟ ز خلق عالم و آدم، غرض اگر
        ۲۴۳ بازدید     ۵ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        زیبا! بیا و چشم مرا جوی خون مکن همراه، سرنوشت مرا با جنون مکن دل سوخته از نایرۀ عشق و مستی ام دیگ
        ۲۶۹ بازدید     ۱۰ نظر

        ادامه شعر

        عنایت اله کرمی

        باید که عمق باور خود را بیان کنم تا از نهان، علائق دل را عیان کنم از هرچه فهمِ مرا به بازی گرفته ت
        ۲۵۹ بازدید     ۴ نظر

        ادامه شعر

        مجموع ۲۱۷ پست فعال در ۳ صفحه

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1