سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 30 فروردين 1400
    8 رمضان 1442
      Monday 19 Apr 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        کانال رسمی شعرناب

        بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

        دوشنبه ۳۰ فروردين

        نطفه

        شعری از

        مهدی ترابی

        از دفتر اشعار کسی که شاعر نیست... نوع شعر ترکیبی

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۹ ۰۸:۱۴ شماره ثبت ۹۴۲۶۵
          بازدید : ۸۳   |    نظرات : ۶

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مهدی ترابی


        نطفه ای بودم از نجاست پاک 
        گفته اند که آمدم از دل خاک
        نطفه ای بودم به فکر آزادی 
        از دل خون گوهری نمناک 
        زندگی میان این ادم ها 
        هیجان داشت و حس وحشتناک
        بین آمدن و ماندن تردید است 
        شبیه حس رفتن به زیر خاک 
        گفته اند بزرگ و زیبا بود 
        این جهان جذاب وحشتناک 
        تصمیم خود گرفتم و آمدم 
        بیس سال است زنده ام زیر خاک 
        فکر میکردم که زندگی زیباست 
        فکر میکردم که این جهان رویاست 
        امدم دیدم که اشتباهی بود 
        دل بریدن از دل گوهر پاک 
        مادرم مادر پر از عطر خوشم 
        کاش سقط جنین میکردی 
        سخت است زنده ماندن خام 
        کاش من را اصلا نمی آوردی 
        عشق رازی پر از درد خشن 
        دوستی بیم ناک و پر از درد
         است 
        زندگی در کنار آدم ها
         خاطرات تلخ ترین مرد است
        آمدم که آسوده تر بشوم 
        وارد دنیای بهتر بشوم 
        فکر میکردم که زندگی خوب است
        زنده ماندن راه راست این چوب است
        زندگی چ داشت و نکرد 
        زندگی چ بود و نبود 
        زندگی چ کرد و نکرد 
        زندگی چقدر پر از دود بود 
        این خدا که گفته اند اینجاس 
        نشانی اش جای دیگر بود 
        ای خدا کجا هستی تو 
        بهترین بهشت دل مادر بود
        من نمیخواهم این جهانت را 
        کوزه ای بودم از دل خاک 
        تو خودت مرا کوزه گر بودی 
        من شکستم برسان بر دل خاک 
        نطفه و خاک وآب یک چیزند 
        بد نمی شود ترکیب سه چیز 
        ای خدا سرشت ما قاطی داشت 
        برسانم به عمق عمق زمین
        مادر من همیشه خندان است 
        وقت خنده هم اشک می ریزد 
        ای خدا حق من را بده 
        مادر من یه روز می خیزد 
        مادرم درخت بود اما 
        بعد رشد نهال بی ثمری 
        شاخه ی خشکیده ای شد و میخندد 
        مادر من همیشه اشک می ریزد 
        ای خدا تقاص از چ کس است 
        من و تو در جدال هم هستیم؟؟؟
        اگر این جدال نیست تو بگو 
        از چ رو ک پشت و رو هستیم 
        طاقت و حوصله ام نیست 
        ای خدا ببر مرا به زیر خاک 
        وقت گویش حرف اخر خود 
        خواب رفت و خدا خودش گریست 
        مادرم بی بهانه دوستم داشت 
        نطفه ای بودم در گوهری اش 
        همچو مروارید در دل صدفی 
        که صید میشود با دل خاکستری اش 
        من نمیخواهم این جهان سیاه 
        خون من سیاه شده تو ببین 
        ای خدا نور به قلبم ده
         ای خدا شب شده بیا و ببین 
        هیس ساکت شوید آدمیان 
        دل من هزار سال سکوت خواست 
        دل من خدا نمیخواهد میروم 
        پیش خدای غیر زمین 
        خاک بودم نطفه شدم ادم 
        در زمین هوا زیادی بود و نبود حوای من به زمین 
        ای خدا تمام کن امشب را 
        از تو راه آزاد تر می خواهم 
        ای خدا این دو جهان هیچ است 
        از تو یک جهان دیگری خواهم....

        م.ت
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۹ ۰۹:۳۵
        درود بزرگوار
        مناجاتی رندانه و زیباست خندانک
        مهدی ترابی
        مهدی ترابی
        شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۹ ۱۶:۰۸
        قربان نگاهتان خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مجتبی شهنی
        شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۹ ۱۹:۲۱
        درررود
        بسیار
        زیبا
        و
        عاااااااالی


        *_꧂🌸☘️჻*
        🌸 🌿 *꧁꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭꯭🌸_____*
        ☘️჻🌸🌿
        مهدی ترابی
        مهدی ترابی
        يکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹ ۱۹:۱۳
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۹ ۱۲:۲۸
        مادرم بی بهانه دوستم داشت
        نطفه ای بودم در گوهری اش
        همچو مروارید در دل صدفی
        که صید میشود با دل خاکستری اش
        من نمیخواهم این جهان سیاه
        خون من سیاه شده تو ببین


        سلام و عرض ادب فراوان به شما جناب ترابی ارجمند

        زیبا بود و دلشنین لذت بردم از رقص قلم تان

        شاعرانگی هایتان مستدام

        سبز و سرافراز باشید

        در پناه حق

        🌹
        🌹
        🌹
        مهدی ترابی
        مهدی ترابی
        شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۹ ۱۶:۰۹
        سپاس فرآوان ممنون از نگاه زیبایتان خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0