سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 8 بهمن 1399
    14 جمادى الثانية 1442
      Wednesday 27 Jan 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        به هرکجا که می روی آموزگارِ خود را خواهی یافت ؛مادامی که تو چشمی برای دیدن و گوشی برای شنیدن داشته باشی.شونریو سوزوکی

        چهارشنبه ۸ بهمن

        اعتبار

        شعری از

        بهمن بیدقی

        از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۴ آذر ۱۳۹۹ ۲۳:۱۲ شماره ثبت ۹۲۶۴۲
          بازدید : ۸۷   |    نظرات : ۱۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر بهمن بیدقی

        اعتبار
         
        ز فردی کبیر، گناه کبیره ای سرزد
        واقعاً آیا هوس های آنیِ این دنیا ،
        به لهیبِ آتشِ بعد ازگناه ، می ارزد؟
         
        پس ازآن ماجرا  
        ازخدا و دیگران که هیچ ،
        ازخودش هم شرمنده
        ز یاد آوریِ لحظه ‌ای که ابلیس ،
        خانه ی دل او را در زد
         
        زِ یاد آن لحظه ی منحوس ،
        که همه کرامت انسانی اش
        از وجود او پَر زد
         
        همان کرامتی که برایش
        ارمغانی از نترسی داشت
        حال تبدیل شده بود به یکعالمه ترس
        یک صغیرِی شد که به سن کبیری رسیده
        همچو کسی شد که ،
        از سایه ی خود هم میترسد
         
        روزی را به یاد آورد که
        به قول مردم ، به هرچه او دست زد
        آنرا چو طلاکوب ،
        ارزشی چون زر زد
         
        اما حال ارزش او، ازچشم خدا هم رفته
        ازآن گناهی که به حیثیت و اسم و رسم
        عزّ و قرب وحرمت و آبرو واعتبار او
        شراره های آتشین ، ناشی از شرّ زد
         
        همان اعتبار که زمانی به او
        مقامی همچو فرشته
        به اندام جسم و به اندامِ روحش
        مقامی مملو از فَرّ زد
         
        دیگر آنهمه استحکام
        دیگرانهمه قامت استوار
        مثل ژله ای شده بود، پهن شده درظرفی
        که با شکل گیری، در شکل و شمائلِ هر جامه  
        مثل بید ، به خود میلرزد
         
        همه از آن لحظه شروع شد که
        دلبرکی از او دل برد
        واقعاً این ثانیه های زودگذر و بی اعتبار
        به آبروریزیِ بعدش می ارزد ؟
        او بعد ازآن لحظه مثل دیوانه ها
        با خودش حرف میزد ، به تکرارهِی دم زد :
        چند لحظه خوشی، به آبروریزیِ اش ولله نمی ارزد
         
        حال با اینهمه درد وجدان چه باید میکرد ؟
        ازچشم زمین که هیچ ،
        ازچشم زمان، ازچشم آسمان هم دیگر افتاده بود
        یه جورایی با اندیشه های پاک الهی درافتاده بود
         
        ابلیس به صورت او تُفی انداخت
        وقتی که ز تنفر زپیش او میرفت
        گفت :
        گناه های شما آدمها فقط ،
        به نشاندنِ لبخند، برلبان حسود من می ا‌رزد
         
        دیگر کار از کار گذشته بود
        شیطان به تابلوی ‌پُر از گُل او
        رنگی از گیاهان بی ریشه و هرز زد
         
        وقتِ رفتن ، صدای قهقهه ی شیطان
        آنقدر شدید بود که
        انگار خری با صدایی انکرالاصوات
        ز نزدیک ، گوش خراش
        تا زمانیکه مستانه وشنگول ، محو شود
        یکریز با صداهایی ناهنجار و جهنمی ،
        بسانِ شهیق ، عر زد   
        چند لحظه بعد ابلیس
        خانه ی بدبخت دیگری را در زد       
         
        بهمن بیدقی 99/9/3
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ ۰۹:۳۴
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و پر معنی است
        دستمریزاد
        موفق باشید خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ ۱۱:۳۷
        باسلام وعرض ادب بزرگوار
        سپاس
        زنده باشید
        ارسال پاسخ
        مهدی سالوند (مهدی)
        پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۰۹:۱۴
        درود بر شما
        سالم باشید
        خندانک خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۰۹:۴۲
        باسلام وعرض ادب بزرگوار
        سپاس
        زنده باشید
        ارسال پاسخ
        بهرام معینی (داریان)
        پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۰۹:۳۴
        درود های فراوان ادیب ارزشمند وبزرگوار جناب بیدقی ارجمند 🌷
        بسیار زیبا وناب سروده اید 🌷
        قلمتان مانا 🌷
        ایام بکام 🌷
        در پناه حق 🌷
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۰۹:۴۳
        باسلام وعرض ارادت استاد بزرگوار
        بینهایت ممنونم ازنظر لطفتان
        دست خدا بهمراهتان
        ارسال پاسخ
        بهنود کیمیائی
        پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۲۲:۳۳
        درود برشما بسیار عالی دستمریزاد
        خندانک
        خندانک
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۲۳:۱۴
        باسلام وعرض احترام بزرگوار
        بینهایت ممنونم ازنظر لطفتان
        زنده باشید و همیشه سرزنده
        ارسال پاسخ
        مینا فتحی (آفاق)
        جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ ۰۲:۳۹
        دذود بر شما جناب بیدقی

        چقد زیباست این شعر

        حال با اینهمه درد وجدان چه باید میکرد ؟
        ازچشم زمین که هیچ ،

        مرحبا خندانک خندانک
        ازچشم زمان، ازچشم آسمان هم دیگر افتاده بود
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ ۰۷:۱۲
        باسلام وعرض احترام بزرگوار
        سپاسگزارم از نظر لطف و محبتتان
        ارسال پاسخ
        پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۸:۱۰
        روزی را به یاد آورد که
        به قول مردم ، به هرچه او دست زد
        آنرا چو طلاکوب ،
        ارزشی چون زر زد

        اما حال ارزش او، ازچشم خدا هم رفته
        ازآن گناهی که به حیثیت و اسم و رسم
        عزّ و قرب وحرمت و آبرو واعتبار او
        شراره های آتشین ، ناشی از شرّ زد


        درود های بیکران به شما

        جناب بیدقی بزرگوار

        سروده ی زیبایی از شما خواندم

        مانا باشید و به مهر 🦋🌹
        بهمن بیدقی
        بهمن بیدقی
        پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۲۳:۱۴
        باسلام وعرض احترام بزرگوار
        بینهایت ممنونم ازنظر لطفتان
        زنده باشید و همیشه سرزنده
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0