سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

چهارشنبه 10 ارديبهشت 1404
  • روز ملي خليج فارس
  • آغاز عمليات بيت المقدس، 1361 هـ‌.ش
3 ذو القعدة 1446
    Wednesday 30 Apr 2025

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      در جملاتی که علی ع در تمام عمرش گفت ، این جمله از همه رساتر و عمیقتر ،زیباتر ، اثربخش و آموزنده تر بود.کدام عبارت؟کدام جمله؟آن ۲۵ سال سکوت علی است. دکتر علی شریعتی

      چهارشنبه ۱۰ ارديبهشت

      اشعار دفتر شعرِ غوغای آرامش شاعر عظیمه ایرانپور

      عظیمه ایرانپور

      آخرین روزهای اسفند است بر سر سفره ی خدا هستیم سال نو در مسیر آمدن و محو آوای ربّنا هستیم
      ۹۲ بازدید     ۲۳ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      میان این همه غوغا کمی مدارا کن برای ذهن شلوغم سکوت پیدا کن صبور بوده ای اما در این هجوم درد بم
      ۸۶ بازدید     ۲۳ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      در حریم حرمش حال دلم را خوش کرد از بت و بتکده ها کند و به معنا خوش کرد در وجودم عطشی بود ف
      ۱۲۲ بازدید     ۲۸ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      فارغ از غوغای بین صبح و شام در سکوتی ژرف می مانم مدام تار تنهایی و پود سادگی پیش پایم ب
      ۱۴۳ بازدید     ۲۸ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      چشم هايم را كه بستم روى ايوان ديدمت بر سر سجاده اى از نور ، مهمان ديدمت خواب بودم،خواب مى
      ۱۲۵ بازدید     ۳۴ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      صداى پاى باران توى گوشم بى هوا پيچيد نسيمى نرم رقصيد و ميان قطره ها پيچيد نگاهم رو به بالا
      ۱۶۰ بازدید     ۳۹ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      یک امشب دور خواهم شد از اينجا هرچه بادا باد رها خواهم شد از تن پوش دنيا هرچه بادا باد يك ا
      ۱۲۲ بازدید     ۲۱ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      بارالها بزند ماه در خانه ى او مرغ آمين بنشيند به سر شانه ى او آسمان نور بپاشد به سراپاى تن
      ۱۳۴ بازدید     ۱۸ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      تكه اى از ابر سرخ كوچكى بر آسمان ساحلى آرام بود و موج دریا و غروب با نگاهى خيس از باران بى پرو
      ۱۴۳ بازدید     ۳۴ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      اشتياق من فراوان بود اما راه…دور چشم هايم بى قرار ديدن درياى نور او شفيق ناتوانان بود و در
      ۱۳۸ بازدید     ۴۰ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      سنگ تنهايى به سرعت آمد و بر دل نشست روز سختى بود آن روزى كه جام دل شكست ساحل آرام و آبى وس
      ۱۷۹ بازدید     ۳۷ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      باز باران كاش مى باريد بر سقف كلاس در خيالم مى سپردم دل به جنگل هاى گيلان حجمى از آرامش
      ۲۲۹ بازدید     ۴۷ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      بر  گل نشست قايق بى بادبان من ناگاه تيره شد همه جاى جهان من ماندم ميان ورطه اى از انتظار و ترس
      ۳۲۳ بازدید     ۵۶ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      وسعت آبى آرامت مرا مسحور كرد از خودم،از مرزهاى بسته ى تن دور كرد بر تماشاى بلنداى تو ابرى
      ۲۵۵ بازدید     ۵۷ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      نوعى از غم در نگاه هر كسى پنهان شده هركسى كه واقعا مصداق يك انسان شده آدم از غم ها به شادى
      ۲۳۷ بازدید     ۳۵ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      خاموش مانده ام كه خودت را رها كنى شايد بگويى آن همه حرف نگفته را همواره حرف هاى مرا گوش كرده ا
      ۲۴۳ بازدید     ۳۰ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      دلم درياى خون اما نگاهم آسمان است ميان آسمان و موج خون رنگين كمان است سكون، مرداب بى رحم ت
      ۴۳۴ بازدید     ۴۸ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      آغاز مى كنم سفرم را ، تو هم بيا شايد رها شويم از اين حال و اين هوا حال دلم سياه شده در هوا
      ۳۰۳ بازدید     ۳۲ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      خاطرم نيست كجا روى زمين افتادم رفته انگار همه خاطره ها از يادم ميل برخاستنم هست بپرسيد از
      ۳۵۷ بازدید     ۵۰ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      در سفرها گاه گاهى راه را گم مى كنم مقصدم را هم مسير حرف مردم مى كنم مى روم هر لحظه پايين تر
      ۳۰۱ بازدید     ۶۴ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      تا سفرهايم به دنياى درون آغاز شد  راه سبزى در زمستان وجودم باز شد گام هايى را كه با ترديد
      ۳۲۸ بازدید     ۵۳ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      آواى خوشى مى شنوم، نام شماست؟ يا موج صداى نرم و آرام شماست؟ انگار نواى زندگى خورده به گوش
      ۳۹۳ بازدید     ۳۲ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      ناگهان اندوه با كل سپاهش حمله كرد شهر دل تسليم شد در التهاب اين نبرد از غبار غم تمام كوچه ه
      ۲۷۳ بازدید     ۳۴ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      از ميان هاى و هوى تند طوفان هاى سرد دست در دستان هم رد مى شويم از اين نبرد لشكر طوفان هجومش
      ۲۰۲ بازدید     ۱۵ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      هوا، هواى غريب غروب پاييز است نگاه مردم شهر از شراره لبريز است رسيده شعله ى آذر به دامن آبا
      ۴۵۳ بازدید     ۴۲ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      نگاه ابری دنیا خزیده در جانم سکوت مبهم قبل از شروع طوفانم فشرده پنجه ی بغضی گلوی تلخم را
      ۲۷۴ بازدید     ۲۷ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      مدم دنيا براى چه؟! نمى فهمم چرا؟! بارها پرسيدم از خود: من كجا؟! اين جا كجا ؟! روز و شب دنبال
      ۳۱۹ بازدید     ۵۱ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      بزن كنار پرده را بيا كمى نگاه كن نگاه پشت كرده را دوباره رو به راه كن اگرچه پشت پنجره هميشه
      ۳۷۸ بازدید     ۴۱ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      در عبور از سايه هاى وهم ناك ديدمت آرام، روشن، سبز و پاك مى گذشتى با سكوتى سازگار فارغ از
      ۳۳۰ بازدید     ۳۴ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      روزها مى روند و مى آيند در كنار سياهى شب ها من در اين رفت و آمد بسيار مى نشينم كنار اين دني
      ۸۹۴ بازدید     ۷۵ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      افتاده اى در دام صياد تباهى برده تو را گرد سپيدى تا سياهى اى جانشين آسمان بر پهنه ى خاك گم ك
      ۲۶۸ بازدید     ۳۰ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      مهرى كه باريد از نگاهت بر جهانم رفت و نشست آرام بر اعماق جانم دل مى ربود از هر كسى هر واژه ى
      ۵۰۱ بازدید     ۲۷ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      پر از آرامش سبز بهار است وجودى كه هم آغوش قرار است گذشتن از كنار او برايم وراى حس ناب افت
      ۳۵۳ بازدید     ۲۶ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      دنيا كمى آرام تر آخر كجا با اين شتاب افتاده زير پاى تو دل هاى بى حد و حساب
      ۲۶۹ بازدید     ۲۹ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      آتشفشان خفته را فعال كردى ناگهان پرتاب شد خاكسترم بر پهنه هاى آسمان بعد از سكوت سال ها با
      ۲۹۷ بازدید     ۳۴ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      در ميان آب هاي راكد مرداب ها می توان مى توان امواج نورى ديد از مهتاب ها مى شود از ازدحام ش
      ۳۰۵ بازدید     ۲۸ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      بهار چشم هاى تو مرا به سمت "مهر" برد فريب سيب را دلم از آن "بهشت واره" خورد روانه شد به سم
      ۳۵۲ بازدید     ۳۶ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      برای من که همزاد غروبم غروب احساس دل تنگى ندارد غم سرخى كه اطرافش نشسته  به عمق چشم هايم مى
      ۳۵۸ بازدید     ۵۱ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      هربار مى نويسم از آن حس آشنا پرواز مى كنم به فراسوى ادعا حسي شبيه معجزه از چشم شاعرش  باريد بر
      ۳۱۳ بازدید     ۴۵ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      آرامش آغوش ساحل در كنار غوغاى غرش هاى دريا ماندگار است یک تابلو از عشقى شگفت انگيز اينجاست
      ۳۴۲ بازدید     ۳۵ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      از حجم سياهى زمين غمگينم دلتنگ نگاه سبز فروردينم اى كاش بهار اجازه مى داد كه باز نزديك نگاه ناب
      ۴۲۴ بازدید     ۳۵ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      از پای نمی افتم، از دست نخواهم رفت بررویم اگر صدبار در بست نخواهم رفت دلبسته ی بارانم، واب
      ۶۰۹ بازدید     ۲۳ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      صداى گام هاى آسمان بر خاك مى آمد همان شب كه نگاهم سمت تو بى باك مى آمد
      ۳۶۲ بازدید     ۲۵ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      گاهی هوای عشق هوایی مکدر است چیزی شبیه پنجره های مشجر است انگار در مسیر پر از مه رها شدی  برخور
      ۴۱۷ بازدید     ۳۴ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      ماه پشت ابر مانده، بادها یاری کنید شهر دارد غرق در شب می شود، کاری کنید آبروی خاک رفته پیش
      ۵۴۷ بازدید     ۲۹ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      گاه دریا با تمام بخشش و آرامشش  مهد طوفانی مهیب و بی محابا می شود  بستر روزی رسان مردم ساحل نشین 
      ۳۷۱ بازدید     ۲۹ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      آتش زده خونسردی تو بال و پرم را دربند کشیده شب چشمت سحرم را یک لحظه به من خیره شدی...خوب ندیدی!!
      ۵۲۰ بازدید     ۲۴ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      ستاره در هوای تو شبیه ماه می شود  سپیده یار غار با ‌‌شب سیاه می شود  دوباره زنده می شود زمین به
      ۲۶۸ بازدید     ۲۱ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      مثل ياس كبود شده اى در لباسى به رنگ پاك سپيد چشم هامان غم تو را ديدند قلب هامان ولى نمى فهميد كو
      ۱۲۹۳ بازدید     ۱۷ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      حس مرموز و عجیب شب چرا درد را چندین برابر می کند ؟! روز اگر بر دل خراش افتاده است  شب همان را زخم
      ۷۹۸ بازدید     ۲۲ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      کاش می شد آسمان یک بار می آمد به خاک  می نشست و حرف می زد با زمین سینه چاک می نشست و با نگاه آبی
      ۵۵۶ بازدید     ۲۷ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      می خواهم از مسیر زمستان سفر کنم برشانه های برف شبی را سحر کنم از مرزهای کشور خورشید و شهر نور ب
      ۸۰۸ بازدید     ۲۴ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      رفتم میان خاطره ها زندگی کنم  بی تو چگونه... آه... چرا زندگی کنم؟!  از دست های سرخ زمین زخم خورد
      ۶۴۴ بازدید     ۲۲ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      سبز بودم، سبز هستی، سبز می مانیم ما ساکن کوی خزان اما بهارانیم ما باوجود تندباد وحشیِ گستاخ و سر
      ۹۴۸ بازدید     ۱۰۰ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      رنگ می پاشم به روی لحظه های زندگی  این سیاهی را نمی خواهم برای زندگی  آنقدر در خواب دنیا همنشین
      ۴۶۴ بازدید     ۴۰ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      برف می بارید و باران گلوله بر سرش خون و آتش بود و یاد بغض داغ مادرش  درهجوم تیر و ترکش، توی ذهنش
      ۱۰۹۶ بازدید     ۲۶ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      سایه هایی از توهم های پوشالی تو را با خودش برده به سمت انفجار ادعا مست امواج جوانی می خروشی سهمگ
      ۶۳۵ بازدید     ۳۹ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      در بازی بی منطق احساس؛ دلم باخت  آن شب که مرا زندگی از چشم تو انداخت  هرکس که دلش باخته در معرکه
      ۵۵۸ بازدید     ۳۰ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      سال ها از قهر من با آینه رد می شود  دارد این دلتنگی امشب خارج از حد می شود  باز دنبال خودم می گر
      ۶۳۳ بازدید     ۲۵ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      دلم را سخت لرزانده هوای سرد دلتنگی چرا با حس سرمای زمستانی نمی جنگی!؟ برایت بافتم از واژه هایم ش
      ۹۱۹ بازدید     ۳۰ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      تن دنیا پر از آشوب و درد است زمین با ساکنانش در نبرد است زمستان برف پاشیده به دل ها پریده رنگها
      ۴۸۹ بازدید     ۱۰ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      در انتهای جاده ی تاریک تنهایی در کلبه ای بی پنجره بی همسفر بودم از چشمه های آسمان اندوه می بار
      ۸۴۸ بازدید     ۲۹ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      بر مزارم بنویسید: پریشان بودم دوره گردی که در این قافله مهمان بودم در هجوم شب و شوریدگی و
      ۱۶۱۹ بازدید     ۶۲ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      کمی وحشی تر از طوفان و با آرامش باران خودت را می رسانی تا شب و خواب پریشانم تو رویای منی هرشب ولی
      ۷۷۳ بازدید     ۲۲ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      جاری شده بودم که به دریا برسم شب همسفرم شد که به فردا برسم بی راهه فراوان شده و می ترسم
      ۷۹۹ بازدید     ۳۶ نظر

      ادامه شعر

      عظیمه ایرانپور

      سایه ات برسر من نقش عجیبی دارد رنگ فیروزه ای و حس نجیبی دارد کوه آتش شده ام، کاش بمانم آرا
      ۵۴۰ بازدید     ۳۹ نظر

      ادامه شعر

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      9