سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 4 تير 1398
    23 شوال 1440
      Tuesday 25 Jun 2019
        هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

        سه شنبه ۴ تير

        صبر ایوب

        شعری از

        یدالله عوض پور آصف

        از دفتر عارفانه نوع شعر قصیده

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۷۳۹۵۱
          بازدید : ۱۱۸   |    نظرات : ۱۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر یدالله عوض پور آصف
        آخرین اشعار ناب یدالله عوض پور آصف

        صبرایوب
        درخبراست که ابلیس برخداپرستی ایوب حسدبرد
        لذا به درگاه خدا عرض کرد،اگر مرا به مال و فرزندان ایوب
        مسلط کنی اورابه غفلت وکفران درکشم.خداوند رخصت داد.
        شیطان مال ومنال ایوب راتباه ساخت.ایوب نبی گفت خدا داده بود ،
        هم اوهم تباه کرد.
        ابلیس از خدا تسلط برجان ایوب را خواست!خداهم پذیرفت .
        ابلیس بیامد و بادی دربینیِ حضرت ایوب دمید که به مرض
        جزام دچارشد. هفت سال درگودال کناسه گرفتار{خوره} بود
        ومردم ازاو می گریختند. ولی ایوب هرگز ازذکر خدا غافل نبود
        ودرآن بلا صبر پیشه می کرد....
        پیروان و کارگردانان ابلیس آن لعین را دلتنگ و غمناک دیدند.
        پرسیدند مهترماراچه پیش آمده،ابلیس گفت درکارایوب مانده ام،
        هرچه فن و حیله بود به کار گرفتم ولی بر او ظفرنیافتم.
        مریدان گفتند هرچه با آدم کردی ، درکارایوب کن.
        گفت اورا با حوا به دام انداختم. با ایوب هم همین کنم.
        ابلیس بصورت پیرمردپارسایی نزد{رحمته}زن ایوب رفت وگفت
        ای کنیزخداشوهرت کجاست؟زن گفت آنست که درمزبله افتاده،
        خوره گرفته است وخوارک کرمها شده.ابلیس گفت این ایوبست
        که زیبایی جمال و مال و جاه داشت؟اگرمیخواهی همه چیز را به او
        برگردانم ، گوسفندی نذرمن کن.
        رحمته نزد ایوب شدماجرا بازگفت وفریاد برآوردکه تاکی این خواری
        ومذلت؟بیا گوسفندی ذبح کن و خودرا وارهان..
        حضرت ایوب دانست که این حربۀ جدید ابلیس است ،به زن گفت
        آنچه ازمال و جاه وفرزند داشتیم همه ازخدابوده واینک بازگرفته.
        ماهشتاد سال ازآن نعمتها برخورداربودیم وحالاهفت سال است
        گرفتاربلا شده ایم.هنوز هفتاد وسه سال مانده تا نعمت ونقمت
        مساوی گردد.حالا مراگویی که درراه غیر خدا گوسفند قربانی کنم؟
        بخدا قسم اگرشفا یافتم توراصد تازیانه بزنم.ازاین پس غذاییکه
        توآوری نخورم وتوراهم نبینم ، و زن راازخوددورکرد. آنگاه
        سربرزمین گذاشت وزاریدکه خدایا بی غذاویارهمدم شدم.دیگر
         طاقتم طاق شده.بلای کامل بمن رسیده،تو رحیم ترین، راحمانی.
        فرمان رسید که یا ایوب دعایت را اجابت کردیم.
        اکنون سر بردار وپای برزمین کوب.
        ایوب پای برزمین کوبید ، چشمۀ آبی پدیدآمد،شستشویی کرد
         فی الحال عافیت و سلامتی و جوانی به او باز آمد.
        جامه ای فاخرپوشید وبربالایی نشست. زن ایوب به مزبله بازآمد
        شوهرنیافت . دورتر جوانی را دید سالم و شاداب .
        پرسید بیمار این مزبله را ندیدی چی شد کجارفت؟
        شرمش آمد که نزدیک آن جوان شود.ایوب اورا بخود خواند گفت
        ای کنیزخدا چه میجویی؟ گفت بیماری داشتم اینجا وحالا نمی بینم.
        باشد که هلاک شده باشد.ایوب پرسید با آن بیمار چه نسبتی داری
         زن گفت شوهرم بوده. ایوب گفت اگرباز بینی می شناسی؟
        رحمته نیک در او نگریست و ازدندانها به وقت تبسم اورا شناخت
        برخاست و دست درگردن وی انداخت...
        این است پاداشت صبر جمیل.. والله اعلم
        برگرفته از تفسیر خواجه عبدالله انصاری با اندکی تصرف.!
        ی.ع.آصف
        ۸
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود استاد خندانک

        زیبا نگاشتید خندانک
        عباسعلی استکی(چشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود استاد عزیز
        بسیار زیبا و آموزنده بود
        دستمریزاد خندانک
        محمدزبیر براهویی (میم دادخواه)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما استاد خندانک

        چه قدر زیبا و پندآموز است داستان های پیامبران الهی خندانک

        خداوند به همه ی ما صبر جمیل عنایت کند خندانک
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        فرحناز راسخ
        حدود ۱ ماه پیش
        بسیار زیبا ‌ وپند اموز درود ب شما
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        کبری یوسفی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام ودرود براستاد بزرگوار
        بسیار عالی بود بجا
        زنده باشیدوعاقبت بخیر باخانواده
        اعوذباالله الشیطان الرجیم پناه میبرم بخدای مهربان
        درپناه خدای مهربان باشید الهی آمین
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        خندانک
        ارسال پاسخ
        یدالله عوض پور آصف
        حدود ۱ ماه پیش
        گرامی یاران جان
        درودخدا برشما باد
        پست ارسالی اخیر گرچه متفاوت با سایر مراسلات حقیر می باشد
        اما حاوی نکاتی پندآموز است که میتواند گره گشاباشد.
        نکته ای کلیدی درمتن فوق مشاهده میشود و آن رخصت ابلیس از خدای
        رحمانست برای انجام مقاصد خویش.
        جالبتر مُهرتایید خداست بر درخواست ابلیس، نه یکبار بلکه چندبار،
        آنهم برای یکی از بهترین بندگانش.
        همراهی شما را می طلبم خندانک خندانک خندانک خندانک
        ایمان اسماعیلی راجی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام استاد آصف عزیز و گرامی
        بسیار عالی بود
        مانا باشید به مهر
        تلنگری بود بر دل سیاهمان
        خندانک خندانک خندانک
        م فریاد(محمدرضا زارع)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود استاد آصف عزیز خندانک
        ممنون بخاطر این پست تفکربرانگیز خندانک
        الم اعهد الیکم یا بنی آدم الاتعبدوالشیطان انه لکم عدو مبین و ان اعبدونی هذا صراط مستقیم
        شیطان دشمن انسان است و مخلوق خدا. شیطان را نسزد که با خدا دشمنی کند، عددی نیست در برابر عظمت خالق یکتا، او هرچه در توان دارد برای گمراه کردن انسان به کار می گیرد تا بگوید من از انسان برترم.
        آن هنگام که ابلیس بر آدم سجده نکرد، و خدا او را پس از چند هزار سال عبادت به جرم نافرمانی و تکبر که نمود کفر او بود، از درگاه خود راند، به عزت پروردگار قسم خورد که آدمیان را گمراه کند به جز بندگان مخلص خدا را، زیرا خوب می دانست که خلوص حصاری نشکستنی در برابر اوست...

        ایستاده شیطان
        بر بلندای توحید
        و بیرحمانه می نگرد
        هبوط مرا در کفر...
        چه زیبا می شود این عجوزه گاهی
        چه مهربان می شود دل سنگش
        و چه مکرها می کند این شب زلیخایی
        آی! آفریننده! مرا دریاب!
        گرچه قلب نحیفم
        از تبار یوسف نیست...(م. فریاد)

        زیاده گویی ام را ببخشید استاد خندانک
        آفتاب اندیشه تون تابان خندانک
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        حدود ۱ ماه پیش



        سلام و عرض ارادت واحترام
        محضر جناب آصف بزرگوار
        بسیار ممنونم از شما خندانک

        شعله(م جلیلی)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود استاد بسیار واقعه ی زیبایی بود
        هرچند ما از هزارن شبیه این پند نگرفتیم و باز در کار خدا عیب جویی میکنیم
        عااالی بود
        ولی اله بایبوردی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و درود بر استاد ارجمند

        بسیار آموزنده بود و می باشد ...

        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        علی رفیعی
        حدود ۱ ماه پیش


        سلام و درود استاد گرانقدرم جناب آصف عزیز
        عالی و آموزنده قلم زده ایدبزرگوار
        بهره مند شده و استفاده نمودم
        طاعات و عبادات قبول حضرت حق
        التماس دعا. در پناه خدا
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک


        رحیم نیکوفر   ( آیمان )
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و درودها
        بهرمند شدم
        زیبا بود استاد
        سپاس
        خندانک خندانک
        اعظم قارلقی
        دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۸ ۱۷:۵۳
        خندانک خندانک خندانک
        دستِ خداوند همواره همراهِ بزرگانی چون شما
        جاودان بمانید استاد خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1