سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 5 تير 1398
    24 شوال 1440
      Wednesday 26 Jun 2019
      • روز جهاني مبارزه با مواد مخدر
      هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

      چهارشنبه ۵ تير

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      کارگاه ترانه سرایی
      ارسال شده توسط

      اسامه یعقوبی

      در تاریخ : يکشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۲ ۰۴:۰۳
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۳۸۴ | نظرات : ۲۶۸

      بیا بنویسیم روی خاک رو درخت ، رو پر پرنده ، رو ابرا
      بیا بنویسیم روی برگ ، روی آب ، توی دفتر موج ، رو دریا
      بیا بنویسیم که خدا ،‌ قلب
      آینه س
      مث شور فریاد نفس ، تو حصار سینه س
      با همیشه موندن وقتی که هیچی موندنی نیست
      اوج هر صدای عاشقه که شکستنی نیست
      با صدام میام همه جا تو رو می نویسم
      روی آینه ی گریه هام ، گونه های خیسم
      ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
      ریشه ی صدای نبض عشق زیر
      پوست خاکه


                             اردلان سرافراز

      با سلام و دورد خدمت برادران و خواهران عزیز و صاحب دلم در شعر ناب.
      طبق درخواست بانو صدف عظیمی  و مسولین سایت.
      در نظر داریم یک کارگاه آموزشی  ترانه سرایی در محله باصفای شعر ناب برگزار کنیم.تمامی دوستانی که در زمینه ترانه سرایی مهارت دارند..و حتی کسانیکه علاقه مند به ترانه سرودن هستند 
      میتوانند در این کارگاه شرکت کنند. ترانه های سروده شده نقد و ایرادات با کمک اساتید عزیز برطرف خواهد شد.
      اطلاعات بیشتر در مورد این کارگاه متعاقبا  اعلام خواهد شد.
      برای همه دوستان آرامش  سلامتی و شادکامی را آرزومندم..
       
                                                                                         اسامه یعقوبی

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۲۹۶۷ در تاریخ يکشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۲ ۰۴:۰۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید
      ۱۰۶ شاعر این مطلب را خوانده اند

      سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)

      ،

      صدف عظیمی

      ،

      نیره ناصری

      ،

      طاها محبی (حزین)

      ،

      ناهید فتحی (راشا)

      ،

      مهدی خدایی (آیدین)

      ،

      فروزان شهبازي

      ،

      سعیده معتمدی

      ،

      آرش غفاری درویش(درویش کوی تو)

      ،

      عباسعلی استکی(چشمه)

      ،

      حسين باران(کاک باران)

      ،

      مینا فیروز

      ،

      زهرا جباری (فروردین دخت)

      ،

      مرضیه قدسی

      ،

      يدالله عوضپور آصف

      ،

      سمانه هروي

      ،

      رضا قدسی

      ،

      مصطفی یگانه

      ،

      شکوفه مهدوی (بهارانه)

      ،

      فاطمه جهانباز نژاد

      ،

      حمید سلیمانی

      ،

      محمد مير سليماني بافقي(باران)

      ،

      میثم الهی خواه(قاصدک باران)

      ،

      اسامه یعقوبی

      ،

      حسین راستگو

      ،

      محسن امیری

      ،

      سیاوش سیاهی

      ،

      محمدرضا پهلوان(عرشيا)

      ،

      آنا پورتقی

      ،

      پریسا رستمی زاده

      ،

      رضا محمدی (شب افروز)

      ،

      هوشنگ امیری زاده بازوند

      ،

      عبدالوهاب (وهاب) شیرودی

      ،

      فاطمه نجف زاده

      ،

      امیر صادق

      ،

      عباس غفاری سایه رنگ

      ،

      فرنگیس رزمی نژاد/فری/

      ،

      سیده نفس احمدی

      ،

      شاهرخ شهابی عانبژ

      ،

      سمانه نوری ( میترا )

      ،

      مهتاب سلطانی

      ،

      ایـّـوب ایـّـوبی

      ،

      سعیدرضا خساره

      ،

      علی مبین تخلص بغض دلتنگی

      ،

      معصومه عرفانی (عرفان )

      ،

      سعید سعادتی فر(غمخوار)

      ،

      میثم دانایی

      ،

      فرمیسک

      ،

      محمد فرخ طلب فومنی

      ،

      علی رحمانی ( درویش )

      ،

      مهسا یحیی زاده (ترانه)

      ،

      رحیمه نیکوحرف

      ،

      روح اله محمدی

      ،

      محمد دهقانی هلان

      ،

      جاسم ثعلبی (حسّانی)

      ،

      حوریه(دلشید)اسماعیل تبار

      ،

      سمیه سلطانی(سایه عشق)

      ،

      امیر منصور جلالی

      ،

      مهدی نعیم (خیال)

      ،

      فرید عباسی

      ،

      محمد رضازاده

      ،

      معروف ویسکی(ژیله مو)

      ،

      علی اسماعیلی

      ،

      فاطمه سادات بحرینی

      ،

      جواد مهاجرپور

      ،

      ژيلا شجاعي (يلدا)

      ،

      محمد رضا نظری(لادون پرند)

      ،

      رضادشتی

      ،

      رضا نظری

      ،

      شهناز کارگر

      ،

      پاییز

      ،

      هاشم دانش مایه(دانش)

      ،

      پگاه دوسته پور(شهرآشوب)

      ،

      سیما ولیزاده

      ،

      بهارناز اویسی

      ،

      سمیه سرتنگی(دنیا)

      ،

      بنیامین پور حسن

      ،

      مژگان میرافضل

      ،

      محمد مهدی هاشمی نظیر

      ،

      محسن حامد (باران)

      ،

      علی اکبر سلطانی

      ،

      سید ظاهر موسوی

      ،

      سپیده عبدالهی

      ،

      بختیار امینی

      ،

      هما زارعی(زمزمه های تنهایی)

      ،

      مجتبی هـژبری

      ،

      باران

      ،

      زهراقاسمی

      ،

      فاطمه مرادقلی(خزان سرخ)

      ،

      بهرام الهی

      ،

      سید حمید رضا مرتضوی(برگ سبز)

      ،

      لیلا اریا

      ،

      ابراهیم حاج محمدی

      ،

      زهرا روشنی(پریوش)

      ،

      سیدخلیل جبارفلاحی

      ،

      حامدبینش

      ،

      مهناز چالاکی

      ،

      مجتبی ستوده (مترسک دیوونه )

      ،

      محمد محمد رضائی(سپیده)

      ،

      محسن آزاد

      ،

      محمد رضا صالحی

      ،

      ساناز افضلی

      ،

      منوچهر مجاهدنیا

      ،

      شاهین بهروزی(غم)

      ،

      رضا آرمان

      ،

      گلناز جلالی

      نقدها و نظرات
      صدف عظیمی
      شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۲ ۱۹:۳۱
      درود کارگاه ترانه...

      لطفا داوران عزیز و محترم ترانه ی زیر را نیز شرکت دهند ممنون میشوم:


      تو رفتی________سمیه سرتنگی





      تو رفتی تازه فهمیدم

      که از من دلخوری انگار

      تو رُ کم دارم این روزا

      به من فرصت بده یک بار

      تو رفتی تازه فهمیدم

      من از این دنیا بیزارم

      تو این دنیای وارونه

      آخه جز تو کیُ دارم

      ؟ به من خوبی کن و برگرد

      برای هر دومون خوبه

      تو باید جای من باشی

      ببینی دل چه آشوبه

      ازم دلگیری می دونم

      توی چشمام غم دارم

      تو رفتی تازه فهمیدم

      چقد دستاتُ کم دارم

      هنوزم واسه ما دیر نیست

      هنوزم میشه کاری کرد

      همیشه خوب من بودی

      به من خوبی کن و برگرد

      به من خوبی کن و برگرد

      برای هر دومون خوبه

      تو باید جای من باشی

      ببینی دل چه آشوبه


      با تشکر
      سمیه سرتنگی(دنیا)
      شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۲ ۰۶:۳۵
      سلام

      من که نمیدونم اینجا چه خبره چون زیاد سایت نمیام به دلیل مشغله ای که دارم وهمش تو استودیو هستم وقت نمیکنم


      میشه یکی توضیح بده چه خبره


      مسابقه ترانه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


      تا کی هست وقتش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


      اصلا چی هست هیچی نفهمیدم
      اسامه یعقوبی
      شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۲ ۰۷:۲۷
      سلام بیش از 15 ترانه برای بخش مسابقه ارسال شده است . بخاطر خرابی وضع اینترنت و همچنین حجم زیاد قادر به معرفی در قسمت و بلاگ سایت نبودم. ولی امروز حتما ترانه هایی که برای هیات محترم داوران انتخاب شده اند را اعلام میکنم..بخاطر صبوری و مهربانی همه شما عزیزان سپاسگزارم...
      این هشت تا ترانه تا 7 تای دیگه اش رو هم اعلام کنم...
      باز هم سپاس

      -به كِــي بگم



      چشـماتو، خب دوخــتی بهم ، منتظری ! من چی بــگم؟



      میشـکنی هــرروز دلمو ، دردامـو مـن به کـی بــگم؟



      به کــی بـگم که چشــم تو تاریـک تـر از شــب منه



      تنــور آغــوش تو هــم ســوزان تـراز تــب منه







      به کـی بــگم کــه جاده ها بلــعیده پـاهـای مـــنو



      خوب ميدوني (الفـبـايِ) ژرفِ نـــگاه هـــای مــــنو



      به کـی بـگم که قـــلب تو سخت شـده مثِ يه ديوار



      به نـــاله هــای باد میـگی اســـم مــنو دیــگه نیار







      به تـو می ـگم که گـــم شدم تو شهرِ بُن بستِ چشـات



      جــاي تو رو چشــم منه ميــگي پــر از پوچه نــگات



      به تـو میـگم جـادو نشی چشمــامو هــی تــر نکنی



      درســای بــی وفــایی رو ننشیــنی از بــر نکنی







      به تــو میـگم که دوست دارم طي کـنی مـاه و هفــته رو



      شــک نـــکنی به قلب من بـــرگـردی راه رفـتـه رو



      تــو ايــن خــزون بي رفيــق به رويـاهام امــيد دارم



      بــارون نباشــم چــي باشـم؟ به روي دردام نیــارم؟



      كاك باران، ملكشاهي، پاييز 92





      .....................................................................................





      2-ترانه: دلقک







      کسی نمیدونه کیم ، کسی نمیدونه کجام

      نمیشنا سن قیافمو وقتی که از پیشت میام

      دلم گرفته هیچ کسی نمیدونه چه حالیم

      میخندن از کارای من مردم بی خیالین

      تنها ترین آدم شهر منم ، کسی نمیدونه

      تو این همه شلوغیا فقط خداست که میمونه

      خدا میشه همدم من وقتی که دلتنگی دارم

      وقتی دلم تنها میشه سر روی شونش میذارم

      فقط خداست که اشکمو پاک میکنه تو بی کسی

      تو این سکوت لعنتی چرا به من نمیرسی

      میرم سراغ هر کسی نمیدونه چی کار کنم

      دوای این تنها یی و غصه رو پیدا بکنم

      یه مردی از قدیمیا گفت که برم یه راه دور

      شهر شلوغ شادیا یه جایی از غصه به دور

      شهری که دلقکی داره ، معروفه بین آدما

      دوسش دارن مردم شهر از هر طرف از هرکجا

      کسی نمیدونه کیم دلم میسوزه از غمم

      دلقک اون شهر شلوغ قصه ها، منم منم

      قصه به پایان که رسید باید بازم تنها بشم

      برم توی تنهاییام دوباره بی صدا بشم

      دلت اگه گرفت توام برو بشین پیش خدات

      رفیق دلتنگی من تو بی کسی فقط خداست





      (( مهسا یحیی زاده))


      .......................................................









      برای شرکت در مسابقه



      3-ترانه : عذاب قبر





      این گریه ها مال چیه؟ چرا دارین داد میزنین

      این همه سال کجا بودین که دنبالم زار میزنین



      پشت سرم ای جماعت ساز بزنید شادی کنید

      دیگه رها شدم زغم خنده و خوشحالی کنید



      خنده و خوشحالی کنید



      اوج:

      عمری بودم همدم درد گریه و اشک و سوز وآه

      حالا شدم پرنده ای که پر گرفته سوی ماه



      گریه نکن برای من چون دیگه ماتم ندارم

      سوختم و ساختم هیچ چیزی، برای باختن ندارم



      هه هه هی ی ی ی ...وا آ آی ی ی ی



      موزیک)

      ..............

      وقتی دارین ، تابوتم ٌ، ازکوچه ها گذر میدین

      برین به کوی یار من، به عشق من ،خبر بدین



      میخوام ببینم اون دل سنگی چقدر تاب میاره

      بعد من توی زندگی باز به چشاش خواب میاره

      اوج:

      شاید تا امروز گل من تونستی یادم نکنی

      چشم بپوشونی از منٌ حتی نگاهم نکنی



      الان دارم تابوتمٌ ازکوچتون میگذرونم

      این مرده بیمارتو بود نفهمیدی مهربونم

      ................

      نفهمیدی ، مهربونم....نفهمیدی مهربونم...



      سرمیزاری روقبر من اشک میریزی آخر یه روز

      اشکای من یادت بیاد گفتی جهنم ، خب بسوز



      اینجا دیگه تنهام نزار فقط با تو آروم میشم



      بیا که چشم براهتم بدون تو داغون میشم



      از من دیگه دوری نکن ،گاهی به ما سری بزن



      عذاب قبرم کم میشه از عشق بیا ، حرفی بزن



      از عشق با ما حرفی بزَ َ َ ن



      اوج:

      شاید تا امروز گل من تونستی یادم نکنی

      چشم بپوشونی از منٌ حتی نگاهم نکنی



      الان دارم تابوتمٌ ازکوچتون میگذرونم

      این مرده بیمارتو بود نفهمیدی مهربونم



      اینجا دیگه تنهام نزار فقط با تو آروم میشم

      بیا که چشم براهتم بدون تو داغون میشم



      از ما دیگه دوری نکن ،گاهی به من سری بزن

      عذاب قبرم کم میشه از عشق بیا ، حرفی بزن



      از عشق بیا حرفی بزن ن ن ن



      اسامه یعقوبی


      ...............................................................




      4-یکی بود یکی نبود یه جون خسته بود

      توی قلب عاشقش دختری نشسته بود



      قصه نبود سااااااایه نبود رنگ زمین اناری بود

      تخته سیاه مدرسه ..آیینه بی قراری بود



      نه دل به عشق میدادیمٌ ...نه تن به اروم و قرار...

      یه در برا رها شدن ....یه پنجره واسه فرار..



      فرار به سمت عاشقی... به کوچه های ردپا...

      به سادگی های زمین..... به قلب های اشنا



      پش غبار پنجره...درمونده و بی هم نفس

      با دلی زخمی می زدیم...توی قفس نفس نفس




      مهتاب سلطانی


      ........................................................


      5-سایه به سایه

      مثل کبوتر خوشگل و شیرین ، تو نادری داشته قدم می زد

      عطرِ لباسش در هوا پیچید ، بوی گلابش بر تنم می زد

      ***

      تو شهرِ گرمایی و این سرما ، نم نم بارون درد و سر کرده

      اهواز ما شهر تمنّا شد ، پل هوایی مویی فر کرده

      ***

      دنبالم اومد با دلی سنگین ، با هر قدم هاش دل فرو می ریخت

      چرا نمی دونم چه دردی داشت ، کیف و کتابش به تنم آویخت

      ***

      با این خجالت ها دلم لرزوند ، آب از جبینم ریزشی کرده

      پاهای من چوبی شدن انگار ، طناب غفلت پیچشی کرده

      ***

      فک می کنم جنگ ثریا شد ، همه من و اینجوری می بینند

      خانم برو دست از سرم بردار ، بازاریا صد صحنه می چینند

      ***

      سایه به سایه رفته با دنیام ، ترسی نداره از گرفتاری

      صبر و حیام آتش زده انگار ، حس می کنم اژیر بیماری

      ***

      خندیدم و نیم نگاهی کرد ، گفت تو شادی یا پریشونی

      ترمز پایم غافل از تو نیست ، یه لحظه با نگاهت شدم زندونی

      ***

      از حادثه تو کوچه در رفتم ، باز به تنم چسبیده چون ماری

      با مست زوری قلب من سنگین ، رگ می برم از عشق سرکاری

      ***

      یه کاغذی در جیب من انداخت ، با بی خیالی راه گم کردم

      زخم نگاهش خاطراتم موند ، تا بی نهایت خسته و سردم

      ***

      رفت ولی تو دل صدایش هست ، شبا نمی خوابم از این فریاد

      همیشه آهنگش برام نو بود، یه یادگاری تو دلم سر داد

      ***

      جاسم ثعلبی (حسّانی) 20/10/1392


      ....................................................................................






      6-ترانه کابوس

      دلم از درد و غـم خـوونه ، شبـام تـاریکـه تـاریکـه

      یـه حسّی میگـه میــری تـو ، جـدایی از تـو نـزدیکـه

      دیگه قلبت با من انگار ، مثه قبل صاف وصادق نیس

      نداره شـور و گــرمـایی ، گمونم دیگه عاشق نیست

      یه روزی چشم تو با من ، هزاران حرف زیبـا داشت

      محبّت موج میزد تو اون ، خروشی مثـله دریا داشت

      یه روزمیشد که ازچشمات ، شراب عشق رو نوشید

      میشد عطـر وفـا رو از ، دو چشم نـرگست بـویید

      یه روزی مست منـو میکــــرد ، نگـــاه مهـربـون تو

      پـرنـده میشـدم بـا اون ، تـوو اوج ِ آسمـون ِ تو

      یه روزی دست توگـرم بود ، توو دستای من ِخسته

      به گرمـای تو و دستات ، شـدم بدجـوری وابسته

      حـریـر دستـاتو میخــوام ، نگیــر از من تو دستـاتو

      همه دنیـام چشای توست ، نبند رو من توچشماتو



      خـــدایـا مثــله کــــابـوسـه ، خیــــاله رفتنه یـــارم

      هنـوزم اون نـرفتـه ، امــّــــــا مـن از غصّـه بیمـارم

      منو بیــدار کن از کــابوس ، دارم میمیرم از وحشت

      نذار تنهـــام بـذاره اون ، بـه من از نو بده فـرصت




      شکوفه مهدوی


      ..............................................


      7-از این دنیای وارونه،دلم خونه، دلم خونه



      یه بغضی تووگلو دارم،دلم رو کرده ویرونه



      همیشه کار این دنیا ،همین افسونگری بوده



      اونی که عاشقش هستی تو فکر دیگری بوده



      منو تنها گذاشت ورفت ،چشام همیشه بارونه



      خیال کرد که برای من،ازش دل کندن آسونه...



      حالا من موندم واین دل ،با دلتنگی وتنهایی



      یه دنیا خاطراتی که ، نمیره از دلم جایی



      توواین تنهای ِ مفرط ،دارم ازغصه میمیرم



      دیگه دلتنگی وحسرت ،منو کرده زمین گیرم



      دارم هر لحظه با یادش ،فقط دیوونه تر میشم



      دارم با غصه وحسرت ،همیشه همسفر میشم



      میدونم که برای من ،فراموش کردنش سخته



      دیگه میرم از این دنیا،تو فکرم اینه چند وقته



      اگه میمیرم از عشقش، همش تقصیر این دل بود



      آخه دل کندن ازچشماش،واسه من سخت ومشکل بود





      سعید سعادتی (غمخوار)


      ...................................................


      8-(یه وقتایی)







      دلم میگیره از دنیا



      یه وقتایی...یه جورایی



      یه چیزایی یادم میاد...



      یه حرفایی...یه روزایی



      یه حس گنگ و نامفهوم میاد میپیچه تو خونه



      کجایی دفتر شعرم...!! بازم امشب دلم خونه!



      یه حالی دارم انگاری دلم از زندگی سیره



      به هر سازی که میرقصم...



      دلم آروم نمیگیره!



      یه جورایی دلم تنگه...نمیدونم برای کی



      دلم پر میشه از غصه...نمیدونم برای چی



      دلم میخواد یه وقتایی ...



      برم تو کوچه ها گم شم



      تمام آرزوم اینه یه روزی مثل مردم شم



      یه جاهایی تو این شهره که شادیهامو میگیره



      از اون جاها که رد میشم...



      دلم بدجوری میمیره



      یه بغضی پشت چشمامه از این اندوه پی در پی



      چشام میباره گه گاهی...



      آخه دلداگی تا کی؟!



      یه وقتایی...یه جورایی دقیقا مثل امروزه



      یه جایی گوشه قلبم هنوزم داره میسوزه



      یه چیزایی یادم میاد...



      یه حرفایی.......
      اسامه یعقوبی
      شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۲ ۰۷:۴۱
      محمدرضا نظری..لادون
      ..............
      9- سیما ولیزاده
      تو که نیستی
      توکه نیستی انگار از دنیا کمه

      دنیا سهله اسمون پر از غمه

      تو که نیستی ماه میخواد گریه کنه

      باز ستاره هارو دورش جمع کنه

      اره روز اشنایی تو بگه

      اولین فصل جداییتو بگه

      بگهوقتی گفتی دریارو میخوای

      اسمونو ابرو رویارو میخوای

      بگه مثل ابر واست گریه میکرد

      دریا زیر پای تو سجده میکرد

      بگه وقتی گفتی بوسه زن به ابر

      مثل پیچکی رو قله ها پیچید

      بوسه ابرو واست تو دریا چید

      بگه وقتی گفتی خورشید و میخوای

      شعله و اتیش نخجیرو میخوای

      مثل اتیش از جدایی تو سوخت

      شعله هاش عالم ادم وسوزوند

      بگه وقتی گفتی ماه و نمیخوای

      خو رسید و ابرو بهارو نمیخوای

      بگه وقتی که گفتی که واسش کمی

      دلشو وقتی باهاشی میشکنی

      یه نگاه به چشمای تو کرد و رفت

      دنیار و وقف نگاهت کرد ورفت

      رفت اما تو نگاشو ندیدی

      ناله و شب گریه هاشو ندیدی

      ندیدی چطور دلش واست تپید
      صدای شکستنش به ماه رسید

      سیما ولی زاده...

      ..........................
      10-خيال
      واسه عاشقي چه ديره
      تو ديگه از اينجا رفتي
      كاش از اول مي دونستم
      داري دنيا رو ميگردي

      ريشه ي من توي خاكه
      پاي رفتني ندارم
      تو برو من با خيالت
      روز و شب رو سر ميارم

      اگه يك روزي دوباره
      گذرت اين ورا افتاد
      امدي به شهر اين دل
      نبري منو تو از ياد

      من به اميد نگاهت
      بي قرار بي قرارم
      شده ام خيره به ساعت
      لحظه ها رو مي شمارم

      جواد مهاجر پور
      ...............................
      11-
      "غـــــزلـــــــك”
      غــــــــزلك ! یه مــــد ته قلــبمو احیـــا ميكني
      واســـــــه سر كشيدنـــــات اما وايما مي كني
      گره بـــــــا غنچه پلکت به رو زخمام مي زني
      مهرچشمامو مي بيني ولـــــــي حاشا مي كني
      پرده دلـــــــم را چون زخمه تار ميزني چنگ
      با سر زلف پريشونت چه غوغــــــا مي كني
      اخرين رقــــص يه برگم كه نگات مي كنه باز
      رو سر شاخه تو ابرا آب رو دعـوي مي كني
      غزلك خيلي نتــــرسي كه شدي رفيق بـــــــاد
      همه جــــــا سرك كشيدي خودتـــو جا مي كني
      ابروهات كمونگــير وتير چشات شكارچي اند
      كي باشه قصاص بشن كه قتل بي جا مي كني
      دل بارونيت گـــــل يخ مي كـــــاره قفس قفس
      كفتر چــــــــاه خالت رو چرا هي تا مي كني؟
      غزلك عكس تـــــــــورو رو مردمك كشيده ام
      كيف داره وقتي اونو پايين وبــــــالا مي كني
      غزلك دريا روپشت كردي مي خواي بدي بباد
      موج سر خورده رو بيرون ز دريـــا مي كني
      آن سوي پرچين احساس من ايستادي به خواب
      مـي خواي عشق روخواب كني تمرين لالا مـــي كني
      غزلك غــــــزل غـــــزل ترانه باروني ميشه
      تـا كه شب گوش به دم شر شر اونــا مي كني
      غزلك لــــــــونه سينه سرخ با رگبار مي تپه
      و نـگاه خيسمو غــــــــــــــرق تمنا مي كني
      غزلك ما مثل يه پنـــــــــــجره رو به سراب
      كه غروب رومي كشيم وقتي تـودروا مي كني
      غزلك مدتيه دلم بــــــــــــرات تنگ نمي شه
      بسكه رو پلــكاي خيس رقص اهـورا مي كني
      غزلك لباي داغت مـثل هـــــــرم يه اجــــاق
      نــون عشق مـــي پزه وقتي رو لـبام تا مي كني
      غزلك پــــــــــا شو بيا سفرمون آبرنگي شده
      بهـارك گم شده و تويي كــــــــــه پيدا مي كني
      غزلك يه روز نــــــــــم غصه ما تموم ميشه

      محمد میر سلیمانی بافقی

      ............................
      12-ستاره مي تابه، نبايد بتابه

      چشات و دارم ، بزار بخوابه

      خورشيد مي پاشه نور باز مي پاشه

      مي خواهم نپاشه

      نگاهت و دارم

      شبم سياه نيست، ما هم نباشه

      روي ماه تو، داره مي تابه

      يه تيكه نوره، يه تيكه الماس

      كه مي درخشه ، تو شباي ماست

      ژیلا شجاعی

      ........................

      13-
      حالا که داری میری !حرفی ندارم

      چی بگم وقتی که تو دوسم نداری!

      دیگه فایده نداره این عشق زوری

      بذار این دلم بمونه بیقراری

      حالا که داری میری بذار بخندم

      تا نفهمی که بدون تو میمیرم

      نمیخام که رفتن تو رو ببینم

      تو دلم اخه دارم آتیش میگیرم

      داری میری میدونم کارم تمومه

      من دیگه بی تو نمیتونم بمونم

      نتونستم بگم عاشق تو هستم

      این غرور لعنتی نذاشت بتونم

      کاش میدونستی الن چه حالی دارم...

      انگاری دنیا داره سرم می ریزه

      دوباره یه بغض سنگین توی قلبم

      داره اوقات منو بهم می ریزه

      تو بری من میدونم دیونه میشم

      دوباره شبا نمیتونم بخوابم

      از همین حالا ببین دلم گرفته

      پُره از غصه و درد والتهابم

      اخه من چیکار کنم که باورت شه

      بی تو من نمیتونم،سخته عزیزم

      چرا پس بازم میخوای تو حسرت ِتو

      توی دلتنگی بمونم و بسوزم..

      نرو جون هرکسی برات عزیزه

      کم دل ِ دیونه ام رو دربه در کن

      اخه من تحمل د وری ندارم

      یا منو بکش یا که صرفنظر کن

      علی مبین)بغض دلتنگی)
      .................

      14-تو شدی سنگ صبورم واسه دردام شدی مرهم
      ولی حالانیستی وغم میشینه پیش من هر دم
      چقده سخته نبودت چقده داغونو سردم
      من میخام برم از اینجا دیگه هیچچوقت برنگردم
      اینجا حس تو رو داره ولی بی توبد عجیبه
      اینجا هیشکی آشنام نیست حتی من هم یه غریبه
      همه جاتورو میبینم اما افسوس که یه خابه
      نمیشه موهاتودست زد آخه دورت یه حبابه
      کوچه بوی تورو داره آسمون رنگ چشاته
      باورم نمیشه رفتی چشم من همش به راته
      بد جوری کلافه هستم بد جوری دلم گرفته
      روز آخری که رفتی هنوز از یادم نرفته
      چرا بی دلخوری رفتی چرا هیچ چیزی نگفتی
      هنوز هم حلقه تو دارم چرا اونم نگرفتی
      فکر نکن دیگه نمیرم جایی که بهشتمون بود
      من فراموشش نکردم ولی تو یادت نموند زود
      هنوزم همون جا میرم روی اون صخره ی سنگی
      ولی تو بیرون نمییای بد جوری باهام میجنگی
      هنوزم همون جا میرم چشمامم خیره به بالکن
      خواهشاً بیا یه لحظه یه کمی منو نگام کن
      همه چی همون جا مونده جایی که تو رو میدیدم
      اما تو نیستی ببینی تو نبودت چی کشیدم
      هر روزاونجا تکیه میدم توی جنگل به درختا
      امروزم نیومدی تومیگم شاید بیای فردا

      معروف ویسکی
      ..............................
      15-چه راحت از پیشم رفتی
      بدون لحظه ای تردید
      چه تلخه عاشقت بودم
      دلت از عشق من ترسید

      یه شبهایی بدون تو
      پرم از قصه های درد
      میدونم باورش سخته
      نبین این چشمهای سرد

      پر از اشکم ولی پیداست
      نبودم لایق دستات
      همه میگن به آرومی
      نمیمونم توی دنیات

      یه روزی عشق من بودی
      دل تو ساده و یکرنگ
      چی شد تغییر کردی تو
      شدی یک آدم صد رنگ؟

      میخواستم با نوازشهام
      به غم های تو غالب شم
      چه تلخه کاری کردی که
      به مرگم سخت راغب شم

      تو این روزا دلم تنگه
      برای اون حرارت ها
      یه بار دیگه برگرد تا
      نشم پاسوز حسرت ها...

      پریسا رستمی زاده
      ............................

      دوستان عزیز هیات داوران ترانه های اول تا سوم را در طی هفته اینده اعلام میکنند.
      دوستانی که چند ترانه داشتند به دلیل اینکه معرفی اثر نکرده بودند انتخاب را به عهده بنده گذاشتند البته بطور غیر مستقیم.
      باز هم از حضور سبز شما سپاسگزارم.
      اسامه یعقوبی
      شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۲ ۱۰:۲۹
      هيات داوران عزيزعبارتند از:
      1-جناب آقاي فريد عباسي.

      2- سركار خانم فروزان شهبازي

      3- سركار خانم صدف عظيمي.

      اسامه یعقوبی
      شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۲ ۱۰:۳۹
      داوران محترم به هر ترانه از 1 تا 5 امتياز اختصاص ميدهند.
      و نفرات اول تا سوم بر حسب امتياز كسب كرده مشخص خواهند شد.
      باز هم از هيات محترم داوران بي نهايت سپاسگزارم
      و براي همه شما بهترين ها را آرزومندم.
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

      اردادتمند همه اهالي باصفاي محله شعر ناب

      اسامه
      میثم الهی خواه(قاصدک باران) تک لُر
      يکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۲ ۲۳:۰۵
      سلام استاد عزیز و مهربان خندانک
      الان میتونم ترانه بزارم ؟
      میشه راهنمایی کنی ؟
      اخه مدتی حضور نداشتم خندانک
      اسامه یعقوبی
      دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۲ ۱۱:۲۶
      دوستان عزیز نتایج مسابقه بزودی اعلام میگردد.

      استاد فرید عباسی و خانم صدف عظیمی امتیازات خود را اعلام کرده اند و بنده فقط منتظر امتیازات خانم شهبازی میباشم.
      بزودی برمیگردم.
      درود بر همه شما.
      علی اکبر سلطانی
      دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۲ ۲۳:۰۱
      سلام وعرض ارادت داداش گلم اسامه
      خدا را صد هزار مرتبه شکر
      که دارم میبینم که داداشم حالش خوبه
      اومدم سر زدم دیدم عکس تو دلم پر زد یه حال و احوالی کنم باهات...
      وقتی می بینم دوستام تو کاراشون پیشترفت کردن روحم تازه میشه
      تو این سایت خدارو شکر واسه خودت فضای مثبتی ایجاد کردی و هوا تو دارن...
      دوست داشتم بیشتر بنویسم ولی تو کارگاه اموزشیت بحث خوش وبشو درد ودل نیست
      از خداوند می خوام که هر لحظه هواتو داشته باشه ونذاره دلت طوفانی بشه خندانک
      اینم ترانه ی ناقص ما پیشکش دل نازنینت امید وارم خوشت بیاد

      واســـه تو آروم می گــیره این تـَن داده به بــادَم
      می رســه آخـــره قصـــــه مهــربونـیات به دادم

      وحــــشَت از تـو بـریدن مــَـــن وآروم نمـی زاره
      چشـــام از قفـــس پریـدن واســه دیـدن دوبــاره

      می رم اما جـــا می زارم دلــَم و کـــــــنار یــادت
      تـا زِمســــتون بـره زُودتـر بـرسـه بهـــــار یـادت

      زنــده ام وقتـی تَمـوم خاطـــــرات تو می ســـازم
      هـرچـی دارم از قـــــــمار،غیــــرتـو دارم می بـازم

      بـی رخ خـــالِ سیاهـِت بی نشـونم من هنــــوزم
      بیاکه مثل یه شمعی بی حضورت من می ســـوزم

      ازمـن عـاشـق سـاده چـی می مـونه غیـر ســـایه
      وحـشت از تـو بـریدن چـی می مـونه غیر گــــریه

      به خـــــــیال تو دیـونم که دارم بی تو مـی خـــونم
      می خوام این گـــوش دلِ تو روی شــونه هام بشونم

      دوســت دارم ، تو هـَم بـدونی ســاز آخـر تـــارم رو
      شـب و روزَمَـم بگـیرن ، باز میگم:دوســــت دارم رو

      فعلاً
      ""همین""
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ژيلا شجاعي (يلدا)
      سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۲ ۰۸:۳۸
      گل من يواش مي يام شايد هنوز تو خواب باشي

      يواشي دستت رو مي گيرم شايد بازم دوست داشته باشي

      گل من سر به سرت مي زارم شايد كه خندت بگيره

      اخمات و باز بكني زندگي دوباره از سر بگيره

      مي دونم بيدار بشي ستاره تو شباي من پيد امي شه

      توي سرماي زمستان چشماي تو برام آفتاب مي شه

      من و از خودت نرون بزار فقط نگات كنم

      چشماي بسته ي تو خودش يه دنيا ديدن داره

      يه شبي مي يام يواشي كه هنوز خواب نباشي

      چراغ زندگي من تو شباي تارم باشي

      رخ بي مثال تو رو كجا مي تونم پيدا كنم

      بدون تو، تو جهنم خودم رو بايد پيد اكنم

      خندانک
      سید ظاهر موسوی
      سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۲ ۱۰:۳۶
      مهربان

      مهربان بنشين دمی پهلوی من !
      باده ای بستان و آن را نوش كن
      آتش ِعشقت بسوزاند تنم
      بوسه ای ده ، شعله را خاموش كن
      دوست دارم بشنوم افسانه ها
      قصه ها از ساغر و پیمانه ها
      بس حکایتهای شیرین تر ز قند
      سر نهادن ها ، به روی شانه ها

      يارمن آهنگ نو آغازكن !
      یک دری تازه به رویم بازکن!
      دیگر از مجنون و ُ از لیلی مگو
      بال و پر بگشا ، چو من پرواز کن!

      فرصت امروز را ازکف مده
      غصه و غم را به پشت سر بنه
      مغتنم بشمار این دم را که هست
      دل منه بر آنچه هرگز نامده

      شورو شوقی گر مهیا گشته است
      فرصتی نیکو ، چو پیدا گشته است
      شادمان زی ، ور نه آنی بی خبر:
      ناگهان دیدی که فردا گشته است!
      با تو ام ای عشق من ، رویای من!
      غایت آمال من ، سودای من!
      ای تو نبض لحظه های خوب من
      شوق امروز من وُ ، فردای من

      پیش من ای شوخ افسونگر بیا!
      بازهم نزدیک و نزدیکتر بیا!
      جامی از می بر کف و شیدا بیا!
      تا ستانم بوسه ای ، در بر بیا !

      ماه ِ من ! در آسمانم جلوه کن!
      ازفروغت جان و دل ، تابنده کن!
      غم سراپای وجودم را گرفت
      شادمانم کن ! به رویم خنده کن!
      ای خوش آن عمری که با تو سر شود!
      عالم ما ، عالمی دیگر شود!
      کلبه ی تاریک من ، از نور ِ تو؛
      پرتویی بگرفته روشن تر شود!
      بشنو از من تا بگويم عشق چيست
      عشق اگر عاشق ندارد عشق نیست
      وای بر آن کس که دراین عمر خویش
      زندگی کرده ولی ، بی عشق زیست
      ای نگارا! بی تو من ديوانه ام
      بی وجود ِ تو زخود بیگانه ام
      مرغ ِ بی بال و پری کنج قفس؛
      خواستار آب و نان و دانه ام!
      سیدظاهرموسوی خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      اسامه یعقوبی
      سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۲ ۱۷:۱۰
      نفرات اول تا سوم مسابقه ترانه سرایی مشخص شدند..
      در قسمت وبلاگ ها منتظر اعلام نتایج باشید.
      علی مبین تخلص بغض دلتنگی
      چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲ ۲۰:۲۰
      سلام دوستان.نتایج مسابقه اعلام شد و داوران منتخب امتیازات رو بدین شرح دادن!!من در زیر دو سه نمونه از ترانه ها رو اوردم و در اخر ترانه خودم رو هم اوردم. خودتون قضاوت کنید!!!درسته مسابقه رو من ترتیب دادم و حتی داورا رو من گفتم که این دوستان باشن ! ولی اعتراف می کنم که نباید اینچنین میشد!! قبول دارم که این مسابقه کم وکاستی های بسیاری داشت .قرار بود یه ترانه ارسال کنیم و وقت تعیین کرده بودیم .بخدا قسم من این ترانه رو همون روز نوشتم وارسال کردم. من همینجاا میگم که اونایی که میگی حقتو خوردن!!بخدا قسم من هیچ کاره بودم!!دوستانی که میگن تقصیر من است!!!خودتون ترانه وامتیاز منو ببینید وخدا وکلیلی قظاوت کنید!!شاید به نوعی من هم بازی خوردم !!تو مسابقه بعدی فقط شرکت کننده خاهم بود.پس هی نگید من من!!من از کجا میدونستم .....بگذریم،اگه به امید خدا مسابقه ترانه سرایی دیگه ای برگزار شد داوران رو از ترانه سرای هاو استادان ترانه سرایی انتخاب می کنیم.تا جای هیچ بحث و علامت سوالی و شکایتی هم نمونه!! درسته خندانک به این اسونیا هم نیست مبین رو از میدون به در کردن!!!،اونایی که فکر کردن من میدون رو خالی میکنم دور از حضور اشتباه کردن،من هر وقت هم برم با میل خودم خاهم رفت ،نه با سوع نیت بعضی از خدا بیخبران.فقط یه خواهش دارم از دوستان واونم اینه که در کنار داوران انتخابی که به امید خدا یکی پیشقدم میشه واز ترانه سراهای مطرح خاهش میکنیم انجام بدن !یه نفر دیگه هم بازم باشه.میخام ببینم چقد میخاد خودشو به در ودیوار بکوبه تا من اول نشم. در ظمن میخام به یکی که در حال حاضرخارج از کشوره ، ثابت کنم که من از همون نسلم، میخام بهش از همینجا بگم که تا اونموقع بهم زنگ نزنه ،زنگم بزنه من بر نخاهم داشت. خندانک خندانک مرسی از همتون خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

      *************************

      دلم از درد و غـم خـوونه ، شبـام تـاریکـه تـاریکـه

      یـه حسّی میگـه میــری تـو ، جـدایی از تـو نـزدیکـه

      دیگه قلبت با من انگار ، مثه قبل صاف وصادق نیس

      نداره شـور و گــرمـایی ، گمونم دیگه عاشق نیست

      یه روزی چشم تو با من ، هزاران حرف زیبـا داشت

      محبّت موج میزد تو اون ، خروشی مثـله دریا داشت

      یه روزمیشد که ازچشمات ، شراب عشق رو نوشید

      میشد عطـر وفـا رو از ، دو چشم نـرگست بـویید

      یه روزی مست منـو میکــــرد ، نگـــاه مهـربـون تو

      پـرنـده میشـدم بـا اون ، تـوو اوج ِ آسمـون ِ تو

      یه روزی دست توگـرم بود ، توو دستای من ِخسته

      به گرمـای تو و دستات ، شـدم بدجـوری وابسته

      حـریـر دستـاتو میخــوام ، نگیــر از من تو دستـاتو

      همه دنیـام چشای توست ، نبند رو من توچشماتو



      خـــدایـا مثــله کــــابـوسـه ، خیــــاله رفتنه یـــارم

      هنـوزم اون نـرفتـه ، امــّــــــا مـن از غصّـه بیمـارم

      منو بیــدار کن از کــابوس ، دارم میمیرم از وحشت

      نذار تنهـــام بـذاره اون ، بـه من از نو بده فـرصت

      شکوفه مهدوی


      صدف(5)
      عباسی(5)
      شهبازی(5)

      ***********************

      دلم میگیره از دنیا



      یه وقتایی...یه جورایی



      یه چیزایی یادم میاد...



      یه حرفایی...یه روزایی



      یه حس گنگ و نامفهوم میاد میپیچه تو خونه



      کجایی دفتر شعرم...!! بازم امشب دلم خونه!



      یه حالی دارم انگاری دلم از زندگی سیره



      به هر سازی که میرقصم...



      دلم آروم نمیگیره!



      یه جورایی دلم تنگه...نمیدونم برای کی



      دلم پر میشه از غصه...نمیدونم برای چی



      دلم میخواد یه وقتایی ...



      برم تو کوچه ها گم شم



      تمام آرزوم اینه یه روزی مثل مردم شم



      یه جاهایی تو این شهره که شادیهامو میگیره



      از اون جاها که رد میشم...



      دلم بدجوری میمیره



      یه بغضی پشت چشمامه از این اندوه پی در پی



      چشام میباره گه گاهی...



      آخه دلداگی تا کی؟!



      یه وقتایی...یه جورایی دقیقا مثل امروزه



      یه جایی گوشه قلبم هنوزم داره میسوزه



      یه چیزایی یادم میاد...


      یه حرفایی.......

      محمد رضا نظری

      صدف(5)
      عباسی(5)
      شهبازی(5)

      ***************

      واسه عاشقي چه ديره
      تو ديگه از اينجا رفتي
      كاش از اول مي دونستم
      داري دنيا رو ميگردي

      ريشه ي من توي خاكه
      پاي رفتني ندارم
      تو برو من با خيالت
      روز و شب رو سر ميارم

      اگه يك روزي دوباره
      گذرت اين ورا افتاد
      امدي به شهر اين دل
      نبري منو تو از ياد

      من به اميد نگاهت
      بي قرار بي قرارم
      شده ام خيره به ساعت
      لحظه ها رو مي شمارم

      جواد مهاجر پور

      صدف(4)
      عباسی(3)
      شهبازی(2)

      *****************************

      14-تو شدی سنگ صبورم واسه دردام شدی مرهم
      ولی حالانیستی وغم میشینه پیش من هر دم
      چقده سخته نبودت چقده داغونو سردم
      من میخام برم از اینجا دیگه هیچچوقت برنگردم
      اینجا حس تو رو داره ولی بی توبد عجیبه
      اینجا هیشکی آشنام نیست حتی من هم یه غریبه
      همه جاتورو میبینم اما افسوس که یه خابه
      نمیشه موهاتودست زد آخه دورت یه حبابه
      کوچه بوی تورو داره آسمون رنگ چشاته
      باورم نمیشه رفتی چشم من همش به راته
      بد جوری کلافه هستم بد جوری دلم گرفته
      روز آخری که رفتی هنوز از یادم نرفته
      چرا بی دلخوری رفتی چرا هیچ چیزی نگفتی
      هنوز هم حلقه تو دارم چرا اونم نگرفتی
      فکر نکن دیگه نمیرم جایی که بهشتمون بود
      من فراموشش نکردم ولی تو یادت نموند زود
      هنوزم همون جا میرم روی اون صخره ی سنگی
      ولی تو بیرون نمییای بد جوری باهام میجنگی
      هنوزم همون جا میرم چشمامم خیره به بالکن
      خواهشاً بیا یه لحظه یه کمی منو نگام کن
      همه چی همون جا مونده جایی که تو رو میدیدم
      اما تو نیستی ببینی تو نبودت چی کشیدم
      هر روزاونجا تکیه میدم توی جنگل به درختا
      امروزم نیومدی تومیگم شاید بیای فردا

      معروف ویسکی

      صدف(5)
      عباسی(4)
      شهبازی(5)

      *****************************

      حالا که داری میری !حرفی ندارم

      چی بگم وقتی که تو دوسم نداری!

      دیگه فایده نداره این عشق زوری

      بذار این دلم بمونه بیقراری

      حالا که داری میری بذار بخندم

      تا نفهمی که بدون تو میمیرم

      نمیخام که رفتن تو رو ببینم

      تو دلم اخه دارم آتیش میگیرم

      داری میری میدونم کارم تمومه

      من دیگه بی تو نمیتونم بمونم

      نتونستم بگم عاشق تو هستم

      این غرور لعنتی نذاشت بتونم

      کاش میدونستی الن چه حالی دارم...

      انگاری دنیا داره سرم می ریزه

      دوباره یه بغض سنگین توی قلبم

      داره اوقات منو بهم می ریزه

      تو بری من میدونم دیونه میشم

      دوباره شبا نمیتونم بخوابم

      از همین حالا ببین دلم گرفته

      پُره از غصه و درد والتهابم

      اخه من چیکار کنم که باورت شه

      بی تو من نمیتونم،سخته عزیزم

      چرا پس بازم میخوای تو حسرت ِتو

      توی دلتنگی بمونم و بسوزم..

      نرو جون هرکسی برات عزیزه

      کم دل ِ دیونه ام رو دربه در کن

      اخه من تحمل د وری ندارم

      یا منو بکش یا که صرفنظر کن

      مبین بغض دلتنگی

      صدف(2)
      عباسی(3)
      شهبازی(4)

      ژيلا شجاعي (يلدا)
      پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲ ۱۶:۴۱
      سلام و درود بر استادان عزيز و جناب آقاي يعقوبي از اينكه ترانه من رو در مسابقه شركت دادين ممنون و همين كه تو مسابقه بودم بسيار شاد شدم براي عزيزان برنده آرزوي موفقيت در تمام مراحل زندگي رو دارم مباركشون باشه. خندانک خندانک خندانک خندانک

      اگه يه روز تو غربت چشماي من

      نور يكي پيدا بشه تو شب سياه من

      اگه يه روز يه يار بياد خونه دل در بزنه

      اگه يه روز ستاره بخت من پيدا بشه

      اون روزا روز عزاي ماتمه

      جشن شادي من و دل منه

      اگه يه روز تو غربت چشماي من

      نور يكي پيدا بشه تو شب سياه من

      اون روزا ديگه گلي پر پر نمي شه

      ديگه هيچ دلي پر از غم نمي شه

      اگه اون روزا بياد چه خوب مي شه

      همه جا غرق نور و سرور مي شه خندانک

      اسامه یعقوبی
      دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۲ ۱۵:۵۳
      مبین عزیزم سلام
      تو اولین کسی هستی که توی سایت ترانه هات به دلم نشست.
      تو درست میگی ترانه تو خونه تو است.
      برای پیشرفتت هرکاری بتونم میکنم.همین الان اسم یک استودیو دار را برات میگذارم با شماره اش از من خواست تا باهاش همکاری کنم و ترانه هام رو برای خوانندگان مختلف بهش بفروشم.
      ولی من هنوز خودم رو در این حد نمیدونم.
      دوست دارم اگه روزی پیشرفت کردم فرود نداشته باشم.
      یکدفعه بالا رفتن امکان داره شدید هم ادم زمین بخوره من دوست دارم یواش یواش برم بالا و میرم.
      در باره تو و ترانه هات شک ندارم شماره ام رو برات میگذارم با خواننده ها و موسیقی دانان زیادی در ارتباطم. بهم زنگ بزن تا بتونم برای پیشرفتت اگه لایق بدونی پلی باشم. برو تو خصوصیت شمارم اونجاست.
      خیلی دوستت دارم هم خودتو هم ترانهاتو.
      بوووووووووس خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      منوچهر مجاهدنیا
      پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۲ ۱۲:۱۸
      با درود و عرض ادب . کاری را که درنظر دارید انجام دهید بسیار زیبا و به جاست . امیدوارم در هدفی که دارید موفق و پاینده باشید . دست تان درد نکند . خندانک
      آرش غفاری درویش(منتظر)
      پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۲ ۲۰:۵۵

      حس بارون،رو تن برگ،حس معصوم چشاته

      حس تلخ نرسیدن، فکر تلخی که باهاته

      عشق و دلتنگی و گریه ،مرهم دل صبورم

      که یه روزی برمیگردی وای چقدر من ازتو دورم

      آغوشت..پناه گرم و مهربون لحظه های بی کسیمه

      قلبم..شکسته بی وجود تو قطره اشکام تو چشامه

      برگرد..برای لمس خوبیات حس عجیبی که باهامه

      هرچی بود گذشت..

      رفتن تو.. توی سرنوشتی که همش عذابه..

      داشتن دوباره ی تو...مثل رویا توی خوابه...

      من و شب...خدا و خلوت، التماس داشتن تو

      کاش ازم پرسیده بودی ،چی گذشت توی دل تو

      ..................................................................



      1391/10/18

      ترانه سرا:آرش غفاری درویش

      آهنگ ساز:Mostafa Sorena& Morteza Shafie

      خواننده:Mostafa Sorena & Mohsen Arma & Morteza Shafie

      ((Hesse Talkh))

      لینک دانلود برای شما عزیزان:

      http://www.iroonionline.com/attachment.php?attachmentid=9424&d=1335081161

      دوستان عزیز در قسمت دانلود به پایین صفحه رفته با این یوزر نیم پسورد دانلود فرمایید

      نام کاربری:arash33

      رمز ورود:arash5307
      ابراهیم حاج محمدی
      دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۲ ۰۹:۱۳
      درود فراوان بر دوستان عزیز
      این هم ترانه ای ناقابل از من جهت شرکت در مسابقه ی دوستان :
      چون تنها باشم با تو ، دستام توی دستـــــات و

      چشمام توی چشمات و با نیگات می شم مات و

      می گیــری و می گیــرم ، تو از من و من از تو

      گـَــرد خستــگی هــامــو ، گـَرد خستــگی هـاتو

      فتــّــانی و مفتـــــونم ، فــرق مـــن و تو اینـه

      میـــــدم دلو آســـــون من ، دل می بری امّا تـو

      میشـــه باشم و باشـی ، من در تو و تو در من

      مثل ســـاقه ها ، گلها ، پنهـــــون من و پیدا تو

      میشه مست هـم باشیم،نیست وهست هم باشیم

      تـُو عـــــالم رؤیا من ، تـُــو عـــــالم رؤیـــــا تو

      من دلم میخواد باشـــــم ،تو اگه بخـوای باشی

      با تو شـــــب یلـــــدامو ، با من شــب یلـــــداتو

      میشه آسمـــــانی شـــــد ، میشــه جاودانی شد

      من با تـــــو وتو بامــــن ، تو بامن و من با تو

      میشه دل به دریا زد ، میشه سر به صحرا زد

      میشــــه بـــاز کنی آبــــاد ، ویرونه ی غمها تو

      میشه همنفـــــس باشیم ، رسته از قفس باشیم

      مثل روح وجسم من ، فاصـــــله م باشه تا تو

      وقتــی تو به طنــّــآزی ، دل می بری می نازی

      جون میـــــده که آوازی ، یا من بخــــونم یا تو

      من عشـــــق توأم تنــــها ، تو عشق منی تنها

      تو مـــــوجی و دریا من ، من موجم و دریا تو

      فرهـــــادم و شیرینـــــی ، شیرینــی و فرهادم

      لیـــــلائی و مجنـــــونم ، مجنـــــونم و لیلا تو

      تا کـــــی بکشـــــم بــار انـــــدوه جـــــدائی رو

      تا کـــــی تو می خـوای خسته شیدائی چشماتو

      افســـــون نگاهـــــاتم ، داغـــــون جفـــــاهاتم

      مثل ســـــایه باهـــــاتم، هـــــر جـــا بذاری پاتو

      چون تنها باشم با تو ، دستام توی دستـــــات و

      چشمام توی چشمات و با نیگات می شم مات و

      می گیری و می گیــرم ، تو از من و من از تو

      گـَــرد خستــگی هــامــو ، گـَرد خستگی هـاتو
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0