سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 24 خرداد 1403
    7 ذو الحجة 1445
    • شهادت حضرت امام محمد باقر عليه السلام، 114 هـ ق
    Thursday 13 Jun 2024
      مقام معظم رهبری سید علی خامنه ای و انقلاب مردمی و جمهوری اسلامی ایران خظ قرمز ماست. اری اینجاسایت ادبی شعرناب است مقدمتان گلباران..

      پنجشنبه ۲۴ خرداد

      اشعار دفتر شعرِ اثر جاوید شاعر جلال بابایی(بابک دیلمان)

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      در پشت بوفه ی مدرسه کودکی به خوراکی ها نگاه می کرد و دست در جیب خالی خود کرد. مادر بچه ها برای بچه
      ۱۳۴ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      باد زوزه می کشد و آب را می جنباند. خاطرات چندین ساله ام پیش چشمانم فشنگ می شود.
      ۱۹۷ بازدید     ۱۰ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      آسمان صاف و حلالش پیداست. پر ستاره شده است گو شیداست.
      ۷۷ بازدید     ۶ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      اینجا کجاست نمی دانم سرسبز و بارانی نم نم . پیشتر که می روم مه عجیب در کوهستان است.
      ۲۲۶ بازدید     ۱۰ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      سرزمینی زیبا در دل سرزمین دیلمان. با درختان فندوق و گردو اش چشمها را نوازش می دهد.
      ۲۰۳ بازدید     ۸ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      دیدن برف بر روی کوهی بلند در تابستان تماشایست. من به آن نگاه می کنم و ناگهان آرزوهای خود را در اوا
      ۲۲۰ بازدید     ۱۰ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      پیش از تو عباس آب معرفت را نمی دانست. آب در دلش نماند معرفتت را عباس جار زد.
      ۲۰۱ بازدید     ۲۸ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      سوار بر ابر میشوم و در سرزمین رویا تو را می جویم. جامی پر از شراب را به من هدیه می کنی و مست و مدهو
      ۱۱۳ بازدید     ۱۱ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      آهسته باران به روی درختان می زند. و درختان خیس آب می شوندبر فراز کوهی هستم.
      ۲۰۱ بازدید     ۲۲ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      بود مردی عاشق مال و منال. زین سبب او گشت دنبال عیال.
      ۵۷۰ بازدید     ۱۰ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      بود محمد نامی کرد با منیژه عقد. رسوایی خود را چه آسان نمود نقد.
      ۲۰۲ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      عدالت را نمی یابم پنهان به زیر بوته ای هستی نمی دانم. نمی دانم شاید مرده است مدفون در خاک است.
      ۱۱۹ بازدید     ۱۷ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      در این آشفته بازاری که گفتم. تکی هم ادعا دارد که جفتم.
      ۱۱۸ بازدید     ۸ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      عروس شهر های گیلان، نگین انگشتری لاهیجان. کوههایش سر سبز و جلگه اش دل پذیر است.
      ۹۲ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      گر شکارت دانه دید و دام را آغوش کرد. قدر لحظه را بداند آن که شعرم گوش کرد.
      ۱۰۷ بازدید     ۱۰ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      بر فراز این کوه سپید زنهار از که خواهم اگر دامن‌گیر باد شوم. آه چه غروب دلگیریست وقتی خورشید در روز
      ۸۵ بازدید     ۹ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      در گوشه ای از اتاق ناگهان با خیال همراه شدم. باد و باران و برف و تاریکی شب.
      ۹۲ بازدید     ۱۰ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      انگار که حس نشستن روی ابر را دارم. حسی مرموز و باد و رقص چمن و آواز بلبلان.
      ۱۴۷ بازدید     ۱۸ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      این شنیدی بود کشاورزی بزرگ. مال خود را می سپارد دست گرگ.
      ۲۱۳ بازدید     ۱۴ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      آن شهر که من در خیال خود پروانده ام. طوفان به کل شهر زده من ولی جا مانده ام.
      ۲۰۶ بازدید     ۱۰ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      زندگی چیست شاید باریدن باران به سر شاخه ی سبز. شایدم باد وزیدن بر ورق همسایه ی ماست.
      ۱۱۳ بازدید     ۱۲ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      ز خوراک و هوس و پول و ثروت. تو را در گور خوابانند به منت.
      ۲۷۰ بازدید     ۱۳ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      نسیم و ابر و گل ها و درختان. الهی زنده باشی صد بهاران.
      ۱۶۹ بازدید     ۶ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      در کنج خانه ی ذهن آرام نشسته بودم. ناگهان باد خوش خبر بوی دوستم ملک را به مشام نشاند.
      ۱۸۶ بازدید     ۶ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      مهر کردم دشمن غدار را. در سرش پیچاند آن افکار را.
      ۲۱۳ بازدید     ۶ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      دور از زندگی ماشینی در کمی آن طرف تر. نفس می کشم و از زندگی ماشینی فاصله می گیرم.
      ۱۵۸ بازدید     ۲ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      بر تارک قلب خویشتن واژه ی امید را حک می کنم. در سخت ترین پیچ زندگی ترمز نمی کنم.
      ۱۹۲ بازدید     ۸ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      گر شیر ژیانی در معرض چشم نباش. چون غیر نمایی بکنی کاش که کاش.
      ۱۲۵ بازدید     ۴ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      یک غار و یک سگ و خفتگانی چند. بار الها تو آفریدی این جهان را چه شگرف.
      ۷۴۴ بازدید     ۲ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      صدای بی صدای برف آهسته به زمین می خورد. و یلدا نزدیک خانه ها در میان سرما سرزده می آید.
      ۱۸۵ بازدید     ۴ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      خاکت جاوید،هگمتانه و تخت جمشید ابهت جهان. خشایارت و کوروش و آریو برزن تا ابد بر تارک هستی نقش بست
      ۱۹۳ بازدید     ۶ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      هرچه را افسرده را پیش آورید. همچو ماری است که از نیش آورید. از عسل پالوده سازید یا به کام دلربا.
      ۱۵۳ بازدید     ۳ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      برگ پاییز با آهنگ باد به زمین می افتد. صدای آهنگ باد خوش ترین آهنگ دنیاست.
      ۷۶۳ بازدید     ۸ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      اندیشه کن زمانی نوزاد بودی ولی اکنون تنومند و بزرگ شدی پس بر خود نناز. شاید دوچرخه ای جرقه مرگ را
      ۲۰۷ بازدید     ۸ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      گاه نم باران یعنی امید زندگی. و قدم زدن زیر آن یعنی زندگی دوباره.
      ۷۳۴ بازدید     ۹ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      نگاهت چه نگاهی باشد. و آرامش را از کجا می یابی.
      ۱۴۷ بازدید     ۹ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      گاه یک واقعه را پوچ بدان. در نگاه خود دنیا را حقیر کن.
      ۹۷۴ بازدید     ۲ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      هنگام مرگ ثروت عالم حقیر و پست شد. شیطان ز خدعه ای که نشانده مست شد.
      ۱۴۳ بازدید     ۴ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      رنج مردم را تو رنج خود بدان. تو نشو از رنج مردم شادمان.
      ۱۳۶ بازدید     ۶ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      چه سرمایی چه حس قشنگی کنار گون ها کنار درختان محلی. سپس پشته ای از هیزم نهادن آتشی درست کردن درون آ
      ۱۲۸ بازدید     ۲ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      (غزل سپید) در کنج خانه ی دلم خاطرات عاشقی گرد و غبار می خورد. من را هزار سال پیرتر در خاطرات عاشق
      ۱۳۱ بازدید     ۲ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      (غزل سپید) کاش هرگز نمی رفتی کاش گاهی مرا کنی یاد. دلم گرفته است کاش گاهی فکرم باشی تا دلم شود شا
      ۱۷۰ بازدید     ۶ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      باد صبح دیلمان در شاخساران شد پدید. آن به صحرا یا به سبزه یا سر سنگ می وزید. لابه لای سوسن وهم ارغ
      ۱۳۵ بازدید     ۷ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      با مرگ آرزوها ی خود دل شکسته و گریان نباش. چون مرغ پر شکسته در مقابل آتش سوزان نباش.
      ۱۶۹ بازدید     ۴ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      پرواز به جنگل پر از مه ابریشمین. یعنی بهشت خداوند بر روی زمین.
      ۱۷۹ بازدید     ۲ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      طوفان اگر به خانه ات زند استوارباش. در تک تک لحظه های زندگی برقرار باش.
      ۱۵۳ بازدید     ۱ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      بود مردی این چنین او نصیحت آغاز کرد.گفت پول چرم کف دست است و او بی زاریش ابزار کرد.
      ۱۵۸ بازدید     ۳ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      به مهر و محبت دل مردمان را شاد کن.به فکر خرابی نباش جایی آباد کن.
      ۱۴۷ بازدید     ۶ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      عبرت آموز تو از تاریخ عمرت نکن بی خود فنا.ظالم دنیا نشو ظلمی نکن پیموده کن راه خدا.
      ۲۴۲ بازدید     ۲ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      تفکر کن تو ای انسان چرا خلقت شدی انسان.سپس اندیشه کن بر خط پایان.
      ۱۸۰ بازدید     ۲ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      هر کجا رفتم نشانی از تو نیست.مهر وخوش روی تو از آن کیست.خوش تو رفتی ودلم لختی که سوخت.عاقبت چشم انتظ
      ۱۶۱ بازدید     ۲ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      گهی ترس و گه شجاعت نما .که هر دو تورا کار آید جدا.مناسب به اوضاع تدبیر کن.گهی روبهی ،گه حمله چون شیر
      ۱۳۲ بازدید     ۰ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      با دیو صفت همچو خودش جنگ نما.بر روی سرش بارشی از سنگ نما.با نرمش ومهر،منتظر طغیان باش.کشتی چو به دری
      ۲۱۸ بازدید     ۶ نظر

      ادامه شعر

      جلال بابایی(بابک دیلمان)

      همچون بهشتی دیلمان.شهری تو زیبا بی گمان.با چشمه های خوش گوار.مملو شدی از سبزه زار.
      ۱۶۸ بازدید     ۱ نظر

      ادامه شعر

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      2