سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 30 بهمن 1398
    26 جمادى الثانية 1441
      Wednesday 19 Feb 2020
        قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي ۖ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ عرض کرد: بار الها، به لطف و کرمت از خطای من در گذر و مرا ملک و سلطنتی عطا فرما که پس از من احدی را نسزد، که تو تنها بخشنده بی عوضی. 35 سوره ص

        چهارشنبه ۳۰ بهمن

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        رازِ وزن در شعر سپید
        ارسال شده توسط

        محمدعلی رضاپور(مهدی)

        در تاریخ : حدود ۱ ماه پیش
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۹۷ | نظرات : ۲

        رازِ وزنِ شعر سپید
        پیش تر عرض کردم که: شعر سبز (چندآهنگ)، نوعی در میانه ی شعر سپید و نیمایی است و اکنون اجازه بفرمایید مطالبی درباره ی وزن شعر سپید به خدمت تان عرض کنم:
        پیش از این که راز وزن شعر سپید را برای خودم کشف کنم؛ یعنی بفهمم که همه یا بسیاری از اشعار سپید شاملو  از علم عروض پیروی می کنند و قابل تقطیع به ارکان عروضی هستند (و این ارکان عروضی بعضا یا معمولا در شکل هایی نا مأنوس و با حداکثر تنوع در کنار هم آمده اند)؛ بارها درباره ی شکل وزن شعر سپید، مطالعه کرده و پرسش هایی هم در پایگاه های ادبی در این باره مطرح نموده بودم که آیا شعر سپید، وزن دارد یا ندارد و اگر وزن ندارد، چطور شعری است که از امتیاز مهمی مثل وزن،  بهره ای ندارد و اگر وزن دارد، با چه روشی این موزون بودن را نشان می دهید. همچنین به دلیل آشنایی نسبی ام با وزن شعر و علم عروض، می دانسته ام که در شعر زبان فارسی نوین از هزار سال پیش تا به امروز و آینده، می توان از روش های دقیق و ریاضی وار علم عروض برای اثبات وزن شعر استفاده کرد و می خواستم بدانم که جناب شاملو و پیروانش- با این همه ادعای پیشرفت و نوگرایی خود و این همه طعنه هایی که هر از گاه به دانش عروض می زنند- از چه روش استواری برای اثبات وزن در شعر سپید، بهره می برند که دست کم با عروض هزار سال پیش، هَماوردی کند.  
        درپاسخ به این پرسش، تقریبا همه ی جواب ها – با قدری تفاوت- یک جواب بود که: شعر سپید، وزن (یا دست کم، وزن عروضی) ندارد؛ اما (با ترفندهایی مثل تکرار و استفاده از آهنگ درونی و...) به نوعی از موسیقی شعر، دست یافته است. این نوع نگاه به وزن شعر سپید در میان پیروان و طرفداران آن و در میان بسیاری از ناقدان، به قدری رایج است که تقریبا نیازی به ذکر شاهد نیست؛ اما باز هم ترجیح می دهم شواهدی در این باره ذکر کنم:
        1- دکتر محمدرضا بختیاری در مقاله ی بررسی وزن عروضی در شعر نو و سپید (منتشرشده در سومین همایش الکترونیکی پژوهش های نوین در علوم و فناوری در سال 1394):
         "در این سبک(شعر سپید) عموما وزن عروضی رعایت نشده ولی آهنگ و موسیقی نمود دارد."
        2- رضا براهنی :" علت حرکت شاملو به سوی  شعر و شعر غیر عروضی این بود که نیما چنان به مو سیقی های غیر عروضی منطبق با ذات شعر و غیر منطبق با عروض تثبیت شده بی اعتنا بود که او نمی توانست شاملو را بدون استفاده از عروض نیمایی شاعر بشناسد ، و شاملو هم تنها با در آوردن بخشی از شعر خود به صورت غیر نیمایی  ، نشان داد که اتفاقا می توان هم شعر غیر کلاسیک گفت ، هم شعر  غیر نیمایی گفت ، و هم شاعر بود ..."( براهنی، چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم ؟ ص 142 )
        3- سیمین بهبهانی :" به عقیده  من ، در خشش و اعتلای شعر شاملو  با کناره گیری از اوزان عروضی سنتی  و نیمایی  آغاز  و به تدریج تثبیت شد . وی شعری عرضه کرد که در واقع وزن مشخصی ندارد اما به هیچ روی  نمی توان آن را مانند نثر ، بی لحن خاص ،  خواند  یا یک واژه از آن را برداشت و در جای دیگر گذاشت. به عنوان نمونه ، پاره یی از شعر " حرف آخر " را نقل می کنم : نه فریدوننم /  نه ولا دیمیرم که / گلو له یی نهاد نقطه وار/ به  پایان  جمله یی که مقطع تاریخش بود / نه باز می گردم من / نه می میرم ... اگر  شعر را ادامه دهید ، در خواهید یافت که هیچ شعر موزونی توان القای خشم و خروش و ضربت و جدال این شعر را  ندارد.... امرو ز بیشتر ینه ی شاعران جوان ما به شعر منثور روی آورده اند."( یاد بعضی نفرات ، ص  469-481)
         4- دکتر تقی پور نامداریان  در سفر در مه  تحت عنوان : شعرهای سفید  بی وزن شاملو می نویسد :" اغلب شعرهای شاملو را شعرهای سفید  تشکیل می دهد  که نه دارای وزن عروضی ست  و نه دارای وزن نیمایی ، و اشتهار شاملو به عنوان یک شاعر در واقع مدیون همین شعرهاست."( ص 420).
        5- خرمشاهی:" شاملو از همان نخستین سال های شاعری بزرگترین عنصر فریبنده شعر ، یعنی وزن را کنار گذاشت."(پژوهشگران معاصر ایران، اتحاد ، جلد 6 ، ص 827)
        6-سید مهدی زر قانی :" حق این است که شاملو را   پدر شعر منثور بدانیم، چنانکه نیما را پدر شعر نو نامیدیم."( چشم انداز شعر معاصر ایران، ص  327)
        7- شاملو: "خواننده  امروزین ما پذیرفته است که شعر را به نثر نیز می توان نوشت.  به بیان دیگر می توان سخنی پیش آورد که بدون استعانت از وزن و سجع  ( سخن مقفی گفتن ) ، شعری باشد جاندار و عمیق .  من مطلقا وزن را به مثابه چیزی لازم و ذاتی  یا وجه امتیازی  برای شعر نگاه نمیکنم  و بلکه  به عکس ، معتقدم التزام وزن  ذهن شاعر را   منحرف میکند چرا که وزن به ناچار فقط معدودی از کلمات را به خود راه میدهد و بسیاری از کلمات دیگر را پشت در جا میگذارد  در صورتی که ممکن است  دقیقا همان  کلماتی که در وزن نگنجیده ، در  زنجیره ی  تداعی ها درست در  مسیر  خلاقیت  ذهن  شاعر بوده ، باشد ..."( گفت و گوی  ناصر حریری با احمد شاملو، ص 52).
        8- دکتر شفیعی کد کنی:" شعر منثور  شاملو ،  از مزیت موسیقی عروضی ( عروض کلاسیک و عروض آزاد ) بر خوردار نیست ... اما شاملو در این قمار که چیزی مثل موسیقی عروضی را باخته و از دست داده چیزی مهم برده است یعنی عناصر دیگری را به خدمت شعر خویش گماشته تا جبران کمبود موسیقی عروضی را بکنند . شاملو اگر از موسیقی بیرون ( عروض) سود نمی جوید و موسیقی  کناری ( قافیه و ردیف ) نیز همواره ، در خدمت شعر او نیست ، ولی آزادی و قدرت بی نهایتی در استفاده از دو نوع اخیر مو سیقی معنوی ( انواع هماهنگی های معنوی در یک مصراع یا چند مصراع  : تضاد ، طباق ، مراعات نظیر و...) و موسیقی داخلی  ( جناس ها و قافیه های میانی ، و هم خوانی مصوت ها و صامت ها ) دارد  هم چنان که از موسیقی کناری نیز گاه گاه سود می جوید .."(  موسیقی شعر ، ص 271-72 به نقل از زندگی و شعر  شاملو ،  ع. پاشایی ، جلد اول ، ص ، 410).
        9- دکتر پوران/صدیقه علیپور در مقاله ی ریخت شناسی معنایی وزن در شعر فارسی:
        حقیقت وزن، همان چیزی است که ما از حضور آهنگین واژگان در تناسب با معنای آنها در بافت شعر دریافت می کنیم؛ بی آنکه لازم باشد به نوعیّت قاعده های از پیش تعیین شده ( وزن کلاسیک یا نو) اتّکا کنیم. در واقع عادتها تعیین کننده نیستند؛ چراکه عادت به نامتعارف، می تواند آن را متعارف گرداند؛ یعنی هر شعر در حالت حضور خود می تواند به انحاء مختلف تولید موسیقی کند. همانطور که غزل با ساختار موزونش به عنوان یک شعر آهنگین، متعارف دانسته شده است، شعر در هم ریختة سپید هم به عنوان یک نامتعارف، مجال شناساندن خود به عنوان یک شعر آهنگین را دارد. پس تصدیق موزون بودن شعر بستگی دارد به حس دریافت و حالت ایجادی آن در لحظۀ حضور مخاطب در برابر متن؛ چه آن مخاطب، مؤلف باشد و چه خواننده؛ پس عوامل تعیین کنندۀ ساختار معنایی وزن، متن وخواننده هستند.
         10-علیرضا فراهانی:
        " کنار گذاشتن  اوزان عروضی و قافیه از شعر نیما و دادن ضرب آهنگ درونی به واژگان تراشیده شده و همچنین آمیزش دو مفهوم همیشگی در ادبیات یعنی عشق و مبارزه که همواره این دو از یکدیگر جدا بوده اند کاری بود که تنها شاملو از پس آن بر آمد."(فصلنامه ی تخصصی شعر گوهران ، ویژه ی احمد شاملو ، زمستان 84)  

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۹۶۵۳ در تاریخ حدود ۱ ماه پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        اکرم بهرامچی
        ۲ هفته پیش
        ممنون خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمدعلی رضاپور(مهدی)
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0