سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

چهارشنبه ۱۰ آذر

صفحه رسمی شاعر سحر غزانی


سحر غزانی

سحر غزانی



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۰

برج تولد:

برج دلو

گروه

:
شاعران سپید

جنسیت

:
زن

تاریخ عضویت

:
پنجشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۹

شغل

:
دانشجوی روانشناسی/معلم

محل سکونت

:
ساری

علاقه مندی ها

:
یادگرفتن

امتیاز

:
۲۷۷۴
تا کنون 387 کاربر 2625 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.


درباره من

:
خیالی ام که فقط پیراهنِ آدم به تنش کرده است...

لیست دفاتر شعر


۱

تاریکی دنباله دار

۲

سرندیپیتی💓


اشعار ارسال شده


میخواستم لبخندم را پرداخت کنم... ...
ثبت شده با شماره ۱۰۲۵۶۵ در تاریخ شنبه ۱۳ شهريور ۱۴۰۰ ۰۳:۰۱    نظرات: ۷۵

کاش ساعت فروشی بود تا لحظه دیدنت را میخریدم... ...
ثبت شده با شماره ۹۸۴۶۱ در تاریخ دوشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۴:۱۴    نظرات: ۱۷۲

در دشتِ فراخِ فراغ از چشمه ی چشمانم اشک میجوشید ...
این شعر را ۱۲۵ شاعر ۶۵۳ بار خوانده اند.
منیژه قشقایی ، نگین امیری ، مجید قلیچ خانی ، جمیله عجم(بانوی واژه ها) ، رامینه خوشنام ، سعید صادقی (بیدل) ، رسول علی محمدی و ۱۱۷شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۹۲۶۳۵ در تاریخ سه شنبه ۴ آذر ۱۳۹۹ ۲۰:۲۴    نظرات: ۳۷۰

تقدیر، تربتِ خیس بر سر ریخته و چنگ ِشیون مینوازد ...
این شعر را ۷۷ شاعر ۲۴۰ بار خوانده اند.
سارا شیخ محمدی ( دیانا ) ، مریم کاسیانی ، سعید صادقی (بیدل) ، اصغر ناظمی ، سحر غزانی ، محمد راد ، موسی عباسی مقدم و ۶۹شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۹۰۸۲۶ در تاریخ دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹ ۲۳:۱۰    نظرات: ۲۶۷

رخت عزا به سپیدهایم پوشاندند خوکان خائنی که خون را به خیکمان بسته اند...🤦‍♀️ ...
این شعر را ۱۱۱ شاعر ۵۹۰ بار خوانده اند.
بهروز ابراهیمیان ، گلاله محمدیان ، عباسعلی استکی(چشمه) ، سحر غزانی ، امید کیانی (امید) ، طاهره حسین زاده (کوهواره) ، محمد راد و ۱۰۳شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۹۰۰۸۸ در تاریخ شنبه ۲۲ شهريور ۱۳۹۹ ۲۰:۳۲    نظرات: ۲۳۳

مجموع ۱۱ پست فعال در ۳ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر سحر غزانی


در من چنان تنیده ای
که وقتی در آشپزخانه ی خانه ی خودت
 دستت را میبری
 از دستانِ من در خانه ی خودم
زمانی که روی کاناپه لم داده ام خون جاری میشود
رمان بهار نارنج

دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ ۰۴:۲۰    نظرات: ۲۰

من حتی زمانی که آدری اسلحه  را
سمت مغزم نشانه گرفته بود
همچنان داشتم به این فکر میکردم
اگر من بمیرم سوسک های خانه را چه کسی خواهد کشت
میدانی مادر جان !
این زندگی برای من
سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰ ۰۴:۱۵    نظرات: ۱۵

خودکشی یا دگر کشی ؟ مسئله این است!
میدونستید" ممکنه" شمایی که همین الان داری این متنو میخونی یک قاتل باشی!؟
گفتم" ممکن" چون شاید جز دو درصدی باشید که این طرز فکرو نداره
حتی خودِ من هم ق
جمعه ۲۵ تير ۱۴۰۰ ۲۳:۵۶    نظرات: ۱۸

میدونی دکتر
اون خیلی عجیبه
نمیدونم اصلا کیه یعنی میدونما
فقط هروقت که قصدِ شناختنش رو داشتم
هویت اصلیِ خودمو فراموش کردم
اون سالهاست با منه
داره اینجا زندگی میکنه(اشاره ک
چهارشنبه ۱۶ تير ۱۴۰۰ ۰۴:۲۳    نظرات: ۱۳

دیشب یه خواب دیدم ، خواب دیدم رفتیم یه جایی که دور تا دورش فقط دریاست ، جای غریبی نبود انگار بارها رفته بودم ولی یادم نمیومد
تو یه لباسِ آبی تنت بود...آره همون لباسی که گفتم وقتی میپوشی شبیه آسمو
دوشنبه ۷ تير ۱۴۰۰ ۲۲:۲۰    نظرات: ۱۵
مجموع ۱۹ پست فعال در ۴ صفحه
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
1