سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 1 مهر 1399
    5 صفر 1442
      Tuesday 22 Sep 2020
        دو خصلت است که بالاتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران. امام حسن عسكري(ع)

        سه شنبه ۱ مهر

        حادثه باش

        شعری از

        مجید قلیچ خانی

        از دفتر الثیا نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۹ ۰۷:۳۴ شماره ثبت ۸۸۸۶۲
          بازدید : ۸۵۰   |    نظرات : ۸۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مجید قلیچ خانی

        کجایی?
        در معراج گازهایی
        که در موسیقی چشم و اشک
        میرقصند??
        کجایی?
        در سکوت صامت بغض
        و روزگار پدرانی
        که از چشم دختران گرسنه ی خود
        میترسند...
        بیا و حادثه ی تعادل باش
        در سنجه ی احساس و عدد
        کجایی?
        جهل زمینی ام
        اعصاب آسمانی را بر هم زده
        نگاه کن
        تاندون کش آمده ی جزئیات
        و مسکن توجیه
        نگاه کن
        ویرایش زمان
        سیب ترش آینده را گردن زده
        کجایی?
        عصر هولناک غریزه است
        عصر شیطان های بزرگ
        روزگار انسان های کوچک
        بوی نیزه ی نور
        از نیزار
        بوی مردم بیزار
        از تکریم همسایه
        بوی تور
        بوی ماهی شور می آید
        حاشیه ی آغوش را
        جویده است
        موش سیاه خیابانی
        عنکبوت دانایی باش
        تار فردا را
        از الیاف کرکس و مرداب نباف!!
        کجایی?
        حادثه ی باران باش و شکوفه ی یاس
        کهنگی را
        از این روزگار مأیوس بردار
        فروردین بی شکوفه
        فصل کشاورزان بیکاریست
        ....با این همه شعر
        با این همه بغض
        هنوز حجم زمزمه
        از آزادی و عشق
        خالیست...
         
        ۱۳
        اشتراک گذاری این شعر
        ۶۲ شاعر این شعر را خوانده اند

        مجید قلیچ خانی

        ،

        عباسعلی استکی(چشمه)

        ،

        علی مزینانی عسکری

        ،

        محمد باقر انصاری دزفولی

        ،

        گلاله محمدیان

        ،

        فاضل فخرالدینی تخلص (مالک)

        ،

        حوریه دردانی حقیقی

        ،

        سحر غزانی

        ،

        فریبا غضنفری (آرام)

        ،

        آرزو عباسی ( پاییزه)

        ،

        مانا جمشیدی ( مهرداد )

        ،

        مرغ آمین

        ،

        منیژه قشقایی

        ،

        عسل اسدیان

        ،

        ایمان اسماعیلی (راجی)

        ،

        یاسر رییسوند(پاییز)

        ،

        جمیله عجم(بانوی واژه ها)

        ،

        سیده شهربانو حاتمی

        ،

        اميرحسين علاميان(اعتراض)

        ،

        رضا عزیزی (رهگذر)

        ،

        محمد حسین اخباری

        ،

        ابوالفضل زندیه شاهین

        ،

        مریم رامجردی

        ،

        مهدی محمدی

        ،

        مجتبی شفیعی (شاهرخ)

        ،

        مرضیه تبدل (کاتیا)

        ،

        مدیر ویراستاری

        ،

        غلامحسین جمعی

        ،

        غلامعلی همایونی (شمیم)

        ،

        مهدیه میرزایی

        ،

        دانیال شریفی ( دادار تکست )

        ،

        رضااشرفی فشی

        ،

        سیلویا اسفندیاری

        ،

        پژمان بدری

        ،

        سید حاج احمدی زاده(ملحق)

        ،

        علیرضا بنایی

        ،

        رامینه خوشنام

        ،

        محمد قنبرپور(مازیار)

        ،

        صبا اسکندری

        ،

        محمدعلی دهقان کروکی

        ،

        اعظم قارلقی

        ،

        امید کیانی (امید)

        ،

        فروغ فرشیدفر

        ،

        مصطفی دهقانی

        ،

        قربانعلی فتحی (تختی)

        ،

        فردین صمدی

        ،

        اصغر ناظمی

        ،

        اکبرامرایی

        ،

        کیمیا طولابی

        ،

        حسن لطفی

        ،

        محمدکریمی (پویا)

        ،

        حمید قلی پور

        ،

        فاطمه خواجوی

        ،

        محمد راد

        ،

        مرضیه حسینی

        ،

        برهنه در بارانِ دره ی کومایی

        ،

        زهرا داودی (داناک)

        ،

        فرشید افکاری

        ،

        طاهره حسین زاده (کوهواره)

        ،

        امیررضا خانلاری (وکیل الشعرا)

        ،

        حامد صمیمی

        ،

        شریف شریفیان

        نقدها و نظرات
        سید حاج  احمدی زاده(ملحق)
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۱۴:۴۹
        جناب یاسر رئیسوند به علت بی حرمتی به مدیران و شاعران سایت شعرناب نظر دهی شما تا اطلاع ثانوی مسدود گردید. تنها پوزش شما از اساتید و شاعران عزیز راه گشای ورود شما به سایت است .
        هر گونه صحبتی دارید به ارتباط با ما پیام دهید. موفق باشید
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک
        عباسعلی استکی(چشمه)
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۱۵:۲۲
        درود استاد احمدی زاده عزیز و گرامی
        مدیر مدبر شعر ناب
        تشکر از محبت شما
        بنده نوازی فرمودید
        برایتان بهترین ها را آرزو میکنم
        موفق و پیروز باشید خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۱۵:۲۲
        درود به مدیریت محترم شعر ناب. مراتب تشکر و سپاس این کوچکترین را پذیرا باشید. ان شاء الله که به دور از حواشی و در فضایی صمیمی فرهیختگان، ادیبان و شعر دوستان عزیز در شعر ناب فعالیت های ادبی پر شور و نشاط خودشان را داشته باشند.
        پیروز باشید. سرتان سلامت.
        خندانک
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۷:۰۶
        خندانک
        درودبرشما
        زیبا بود خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۰۰:۵۰
        خندانک درود و سپاس
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۷:۳۴
        بسیار زیبا و دلنشین بود
        موثر و پر معنی
        مبین مشکلات جامعه
        دستمریزاد
        موفق باشید خندانک
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۲۱:۴۹
        درود و زنده باد عرض میکنم خدمت شما خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۲۱:۱۶
        پاسخ به جناب یاسر رییسوند
        ضمن سلام و سپاس از طرح سوال
        پیش از اینکه پاسخی برای شما دوست عزیز بنویسم . به صفحه تان سر زدم و پنج شعر اخیرت را لایک کردم . به دور از هرگونه تعصبی از شکل نوشتنت خوشم آمد و جزو فالوئرهای شما قرار گرفتم . و اما شعر ... در نگاه کلی کسی تا بحال تعریفی جهانشمول و زمانشمول از این مقوله ننوشته و نگفته که معیار تشخیص و سنجش قرار بگیرد . اما تجربه ثابت کرده که افکار عمومی متوجه تفاوت نانوشته ی شعر و نثر میشوند و راهشان از منتقدین جداست . مثلا من منتقد ممکنست هزار ایراد بنی اسراییلی از آثار مرحوم شاملو بگیرم و او را مثل حضرتعالی در حد یک کلاهبردار ادبی تنزل دهم ، اما افکار ملت در مورد ایشان با من هم عقیده نیست و همچنان شاملو تابوی بزرگ مردمانی ست که خشم و بغض و اعتراض فروخورده شان و احساسات عشق زمینی شان را در کلمات او پیدا میکنند و او را چون دردی مشترک فریاد میکشند . پس من و شما نمیتوانیم ژست طلبکارانه بگیریم و بگوییم ما واضعان بلامنازع ادبیم . اما هرکس تعریفی از شعر دارد و مانا شعر را کلماتی میداند که از صنایع و بدایع ادبی و صور خیال ، خالی نباشد . دارای اتفاقات شاعرانه باشد و حس تخیل مخاطب را تلنگر بزند . گاه این تلنگر با یک ایهام یا جناس یا واج آرایی یا اضافات تشبیهی ست ، گاه با خلق یک تصویر بکر و زیبا مثلا :

        درختان پشت گنجشکها پنهان میشوند

        که فقط جابجایی گنجشک و درخت و آشنازدایی که انجام شده به آن حالتی فانتزی و شاعرانه داده است . اما شعر مجید قلیچ خانی ... ابتدا به قافیه های پراکنده ی آن که بار موسیقی شعر را به دوش میکشند نگاهی میندازیم :

        میرقصند و میترسند
        شور ، تور و نور
        خالیست / بیکاری ست
        نیزار / بیزار

        حالا نکات دیگر : رابطه ی تعادل با سنجه
        رابطه زمینی و آسمانی
        مراعات زمان و آینده
        مراعات غریزه و شیطان و همچنین شیطان با انسان
        اضافه ی تشبیهی نیزه ی نیزار
        تشخیص معراج گازها
        اضافه ی سکوت صامت بغض
        تضاد و تقابل جهل زمین و عصب آسمان
        اضافات تشبیهی عنکبوت دانایی ، یاس کهنگی
        فضای سورئال فروردین بی شکوفه
        و مهمتر از همه کشاورزان بیکاری !!!! نگفته کشاورزان بیکار ، بلکه از بیکاری بعنوان یک ثمر یاد شده که میتواند محصول کشت همان گازهای به معراج رفته باشد .
        البته ایکاش این سوال را پای شعر قبلی مجید مطرح میکردید که به معنای واقعی زیبا و خیال انگیز بود .
        بهرحال خواستم یادآور شوم که از نگاه بنده و خیلیها این یک شعر است و البته ایراداتی هم دارد که باید برطرف شود . مجید جزو معدود نفراتی ست که قلمش را دوست دارم . و تلفیق فلسفه و ادب در آثارش از او یک فیلسوف شاعر ساخته ست . و حتا اگر این شعر را هم نادیده بگیریم باز با توجه به آثاری که از او خوانده ایم نمیتوانیم در شاعرانگی اش شک کنیم . و اما پاسخ به سوالاتی که از جناب علامیان پرسیدید :

        1_ آیا میتوانیم قالبهای خارجی را وارد شعر فارسی کنیم ؟؟

        بله و میبینید کلا شعرهای غیرکلاسیک محصول همین واردات قالب بوده ست .

        ۲_ تفاوت ماهیتی زبانها به چه میزان مانع یا مسهل ایجاد
        ساخت شعری جهانی یا بین المللی بشود؟

        پاسخ : اصولا تفاوتها بقدری زیاد است که محالست بتوان کلیت معنا و محتوا و زیبایی شعری را به شکل کامل به زبانی دیگر منتقل کرد . مثلا ترجمه اشعار تاگور و جبران و نزار قبانی و شیرکو بیکس را با زبان مادری شان یکی میدانید ؟؟ ساده تر عرض کنم این یه تیکه از شعر مانا را به چه زبانی میتوان ترجمه کرد :

        مهم نیست هزار پروانه از پی ام ، پیله ی پرهیز پاره کنند
        مهم نیست به دعای باران هزار جوانه ی جویا از جبین جهان برخیزند
        و.....

        اصولا شاعران به زبان تعلق دارند نه به زمان یا جهان

        ۳_ هنجار گریزی یا شکنی از آن منظور فرمالیستی دارید و یا چیزی دیگر؟ و هنجار شکنی های این اثر کدامند؟
        آیا هنجار شکنی معنایی منظورتان است یا ساختی ؟

        میتواند همزمان در محتوا و در معنا هنجار گریز بود . اما اصولا گریز از هنجار نباید باعث زیبایی گریزی شود . یعنی ما ناچاریم که اگر قرارست شعر بگوییم حتمن زیبا و دلنشین باشد و برای اینکار هم البته فنونی هست که باید یاد گرفت . و ضمنا هنجارگریزی جالب است ولی لازم نیست .

        ۴_ شکل گیری قالب سپید و روند نزولی آن تا رسیدن به یک جمله را مختصر توضیح دهید مثلا آیا یک جمله که دارای یک
        تشبیه است بصورت پایه و پیرو شعر است؟

        این دیگر سوال نیست بلکه باید برایش پایان نامه نوشت . فقط میتوانید از اثرگذاری شعر غرب بخصوص فرانسه بر ادبیات ما و توسط افرادی مثل علی قلیچ خانی ، احمدشاملو ، هوشنگ ایرانی ، و .... صحبت کرد و سپس آن دسته که شعر حجم میگفتند و با یداله رویایی و ... شکل گرفت و سپس جریانات پریسکه و چامک و ... را پیگیری نمود . ولی باز هم بگویم هزار شکل و تعریف و قالب هم برای شعر بتراشیم ، باز هم حرف اول و آخر را مخاطب میزند نه منتقد ... دلیل واضح میخواهی از دایی ات بپرس پربازدیدترین شاعران سایت نو چه کسانی بودند ؟؟ و چرا حذفشان کردی ؟؟ آیا با دلیت بنده مردم از مراجعه به صفحه ی مانا منصرف شدند ؟ یا اینجا در کمتر از یکماه بازدیدش سه برابر شماست که شش ساله هستی و اتفاقا بیش فعال هم بودی؟؟

        و راستی دو نکته ی دیگر
        اول اینکه چرا مانا جواب داد ؟
        جواب : قلندران همه یک نفرند

        و نکته ی بعدی : سلام . حالت چطورست بزرگوار ؟
        ببخشید اگر سخن به درازا کشید . و خوب شد که پرسیدید و من اکنون با شما دوست شدم .

        آه
        با من صادقانه بگو
        گواه صدق کدامین ادعایی؟؟
        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۰۶:۵۳
        آدرس : کرمانشاه منطقه هشت . شهرک پردیس کوی سیصد و سی و دو
        تلفن هم خواستی خصوصی برات میفرستم . چنانچه برایتان تشریف فرمایی زحمت است آدرس بفرستید بنده حضورتان شرفیاب شوم .
        یاسر رییسوند(پاییز)
        یاسر رییسوند(پاییز)
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۰۱:۳۰
        جناب قلندر


        پاییز یک نظریه پرداز انتقادی ادبی ست.
        لطفا آن نوشته را چند مرتبه بخوانید
        بیشتر متوجه خواهید شد.
        ابرهه و کعبه و عبدالمطب ات هم
        حکایتی کاملا بی ارتباط بود.پاییز
        وقتی نکته ای می نویسد فقط حوصله ی
        آن بحث را دارد نه حاشیه یا هر چیزی که
        مرتبط با موضوع نباشد‌.


        پاییز
        ارسال پاسخ
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۲۲:۰۳
        جناب جمشیدی بعد از عرض ادب از توجه شما به شعر و اطلاعاتی که در میان گذاشتید کمال تشکر را دارم...و یک گل هم تقدیم شما.. خندانک
        ارسال پاسخ
        یاسر رییسوند(پاییز)
        یاسر رییسوند(پاییز)
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۲۲:۰۰
        ...و هر جایی برای نوشتن و انتشار با جایی دگر
        چندان تفاوتی ندارد و سخت نگیر خندانک
        ارسال پاسخ
        یاسر رییسوند(پاییز)
        یاسر رییسوند(پاییز)
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۲۱:۵۸
        سلام

        احتمالا دایی ام گلایه ات را دیده باشد.وی را اگر می خواهید
        بجای ایشان ذبح کنید!
        اما در خصوص پاسخ تان مهمترین نکته اش بعد غیر ادبیاتی
        شاملو میان عوام و یا عده ای از ادبا ست که به اشتباه سیاق او را بی آنکه بدانند چگونه شکل گرفته است هم شعر می دانند و هم جنبه تأسی از ناگواری های جامعه را در آثارش پی می گیرند.موضوع افسارگسیختگی شالوده ای است که حتی امثال شفیعی کدکنی را دچار ندانم کاری کرده است.قلندر!
        توضیحات ات نه اینکه بی بنیه علمی باشد اما همینها دارند
        تکرار می شوند.حدود قرن سوم بیقین ساخت شعر فارسی میانه به دوره فارسی دری نرسید به خیلی دلایل.تشابه هجایی
        و انعطاف حرکات ارکان نحوی دو عامل مهم در انطباق افاعیل
        با ساخت شعری زبان فارسی شد.سبک های ادبی رفیق پاییز، بهار مضامین و نگرش ها را پوشش می دهد اما شالوده همان
        شالوده ی همیشگی بود.تا نیما که مبتنی بر تفکر بند را با ساخت افاعیل هدفمند پایه ریزی کرد و قافیه را رهایی بخشید همان سیال بودن آن و همینطور زنگ مورد نیاز شاعر
        برای تاکید بر موضوعی.تا اینجا خلائی در ادبیات احساس نمی شود در ساخت.اما با ورود شاملو و تکنیک های شناخته
        شده اش سبب اتفاقی شد بمانند همان دوره ی آغازین شعر
        فارسی.از ترجمه هایش که بسیار ضعیف و نارساست و خیلی
        موارد دیگر.یک نمونه را در اینجا منتشر کردم.تا اینجا متوجه
        می شویم که در همان دوره آغازین، شاعران مبتنی بر طبع خود چیزی ننوشتند اما این اتفاق در دوره معاصر افتاده است.
        مثلا سیدعلی صالحی از گاتها برای توجیه نوشته هایش بهره
        میگیرد اما نمی گوید از ترجمه فارسی گاتها نمونه برداری کرده است.در مورد زبانها به دلیل اختلاف ماهیتی نمی توان قالب های خاص هر زبان را به زبان دیگری انتقال داد.اگر احیانا متظورتان فری ورس است که فارسی تفاوت بسیاری در استرس پترن و خیلی موارد دیگر دارد.یعنی این مورد اصلا
        قابل قیاس نیست بیشتر از بعد زبانی.
        در مورد جمله که نوشته ای نیاز به پژوهش گسترده دارد،
        همان جملات تکی را اگر ادامه دهیم بمانند همین اثر می شود.
        پس یک جایی ایراد دارد.
        ترجمه از زبان ژاپنی با عنوان هایکو یک اشتباه مصطلح است
        و اصلا نمی توان زبان فارسی و ژاپنی را با هم مقایسه ساختی
        در همه سطوح زبان انجام داد.
        تحول شعر منوط به تعریف ساخت است و بی ساخت
        در دوره معاصر چیزی مستدل وجود ندارد.
        سعی کردم آیتم هایی که با نکات مندرج در پاسخ ات بود را
        پوشش دهم و از ورود تخصصی به موضوعات آگاهانه خودداری کردم...راستی! سلامت باشی و بنده نیز از مصاحبت
        با شما خوشحال شدم.


        پاییز
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۲۳:۱۰
        سلام مجدد
        برای پیشگیری از اطاله ی کلام فقط یک نکته بگویم و یک خواهش
        سالی که ابرهه به مکه حمله کرد . سربازان او شترهای جد پیامبر یعنی عبدالمطلب را ضبط کردند . و ایشان برای استرداد اموالش از ابرهه تقاضای رسیدگی کرد . ابرهه به او گفت من فکر میکردم که برای ممانعت از حمله من به کعبه قصد شفاعت داری . عبدالمطلب گفت من صاحب شترانم و برای مال خود اقدام کردم . این خانه هم صاحبی دارد که بی تردید برای آن فکری خواهد کرد ...... منم وظیفه ام دفاع از شاملو نیست . ایشان جایگاهی رفیع در انظار و افکار مردم دارند که شما و بنده با سلاح انتقاد ظاهرا از پس برنمیاییم . من رسالتم دفاع از شعر دوستم بود که شکر خدا از پسش برآمدم .
        در مورد سیاست شعر نو هم فقط میدانم اخراج بنده از آنجا که فردی بیش فعال بودم به نفع سایت نبود . و در فرصت مقتضی هم باید از مدیران و مسئولان یواشکی اش شکایت کنم .

        و اما خواهش : سری به شش یا هفت شعری که فرستادم بزنید مایلم ببینم منتقد شاملو و صالحی درباره ی مانا چه قضاوتی دارد ؟؟

        و یک توصیه : همیشه مهربان باش . و صبوری کن این از هزار زیور علم و ادب برای همه ما بهتر است
        علی مزینانی عسکری
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۰۸:۰۵
        سلام و عرض ادب
        رقص قلمتان در اعتراض به زمانه ای که مملو از نفرت است بردل نشست
        احسنت
        خندانک خندانک خندانک
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۰۹:۳۱
        خندانک درود و سپاس بیکران دوست خوب من
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۰۸:۴۲
        سلام شاعربزرگوار
        مفید وآموزنده بود
        قلمتون سبز
        درود درود درود
        خندانک خندانک خندانک
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۰۹:۳۱
        خندانک سپاس
        ارسال پاسخ
        گلاله محمدیان
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۰۹:۱۸
        سلام و عرض ادب جناب قلیچ خانی بزرگوار

        مثل همیشه زیبا، عمیق و سرشار از تفکری ناب

        پایدار باشید و نویسا برادر خوبم خندانک
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۰۹:۳۳
        به به،هزار درود و هزار زنده باد تقدیمت خواهر نجیب و دوست داشتنی من،روزگار به از این خواهد شد خندانک
        گلاله محمدیان
        گلاله محمدیان
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۰:۰۷
        مهر بی دریغ و کلام امید بخشتان را سپاس خندانک خندانک


        هرگز شب را باور نکردم
        چرا که
        در فراسوهای دهلیزش
        به امید دریچه ئی
        بسته بودم دل...
        ارسال پاسخ
        فاضل فخرالدینی تخلص (مالک)
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۰۹:۳۶
        "حادثه ی باران باش و شکوفه ی یاس
        کهنگی را
        از این روزگار مأیوس بردار"
        بسیار زیباست و دلنشین
        درودها بر شما ادیب و شاعر گرامی
        🌷🌷🌷
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۱:۳۰
        درود دوست گرامی و خوبم
        سپاس گذارم
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۰:۱۰
        درودها شاعر گرانقدر
        بسیار زیبا قلم زدید
        مانا باشید به مهر خندانک
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۱:۳۶
        زنده باشید الهی
        درود و سپاس از شما خندانک
        ارسال پاسخ
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۱:۲۹
        درود دوست گرامی و خوبم
        سپاسگرارم خندانک
        مهرداد مانا
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۱:۳۲
        سلام
        مجید جان البته اگر بگویم این شعرت را قد شعر قبلی دوست دارم دستکم به سه نفر دروغ گفتم . دل چهار نفر را شکستم و به پنج نفر توهین کردم
        اما این شعر هم کاملا نقدپذیر و بحث برانگیز بود . و لازمست سر فرصت به آن بپردازم . ولی خواهشم اینه بین نشر شعرهات فاصله زمانی کافی قرار دهی که قوت قلم مخاطبان تحلیل نرود
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۱:۳۹
        من کلا همین دوتا شعر رو این سایت میزارم
        این دومی سفارش یکی از بچه های خودمون‌بود که‌بزارم
        من اصلا مخاطب و اینها میدونی که ندارم ...
        لحظه جاریه منم تائو....رها.....
        مرسی مهرداد خندانک
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۲:۲۶
        درود بر اندیشه ی نیکتان

        حادثه ی باران باش و شکوفه ی یاس
        کهنگی را
        از این روزگار مأیوس بردار

        خندانک خندانک خندانک خندانک


        خندانک خندانک خندانک
        وطلب عشق و نور برای زمین وساکنانش
        درک لحظه ی حضور و عشق حاکم بر هستی .
        الهی آمین .
        :
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۱۴:۵۶
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۳:۳۹
        خندانک درود و سپاس خواهر مهربان و نیک دلم روزگارت نستوه باد خندانک
        دچار توام...
        به‌شب این‌کاغذ خیس سوگند...
        خندانک در پناه خداوند باشید خواهر فهیمم
        ارسال پاسخ
        عسل اسدیان
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۳:۲۹
        درود هم قبیله مهربان
        پرمعنا پرمغز
        زیبا بود وگزنده

        *****
        عصر هولناک غریزه است
        عصر شیطان های بزرگ
        روزگار انسان های کوچک
        بوی نیزه ی نور
        از نیزار
        بوی مردم بیزار
        از تکریم همسایه
        بوی تور
        بوی ماهی شور می آید
        *****

        عالی
        قلمت نویسا برادر زیبا قلم

        خندانک خندانک خندانک

        خندانک خندانک خندانک
        عسل اسدیان
        عسل اسدیان
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک خندانک

        خندانک خندانک
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۳:۴۱
        به به عسل خانوم خواهر کوچک‌ من...خوبی؟
        خیلی خوشحالم از حضورت...
        و هزار زنده باد تقدیم وجود مهرانگیزت خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۵:۳۰
        درود بزرگوار
        عالی بود🌹🌹🌹
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۲۲:۰۳
        درود و سپاس دوست خوبم خندانک
        ارسال پاسخ
        یاسر رییسوند(پاییز)
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۶:۲۰
        سلام آقای قلیج خانی

        بنده بعنوان یک پرسشگر از شما یک سوال دارم:

        این اثر تان مبتنی بر چه ساخت ادبی است که
        آنرا شعر می دانید و بنظر بدانید که عدم تحول
        ساختی از هجا به گزاره و واحدهای بالاتر بمانند
        جمله ، متن و پاراگراف در کل قلمرو ادبیات فارسی
        اتفاق نیافتاده است.حال با این مختصر توضیح بنده
        از نوع سرایش تان بعنوان شعر دفاعیه ای ارائه دهید لطفا
        و پارامترهایی که به نظرتان آن را متمایز از حتی قالب شعر نیمایی می کند چه ها هستند؟


        پاییز
        سید حاج  احمدی زاده(ملحق)
        سید حاج احمدی زاده(ملحق)
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۱۴:۴۹
        جناب یاسر رئیسوند به علت بی حرمتی به مدیران و شاعران سایت شعرناب نظر دهی شما تا اطلاع ثانوی مسدود گردید. تنها پوزش شما از اساتید و شاعران عزیز راه گشای ورود شما به سایت است .
        هر گونه صحبتی دارید به ارتباط با ما پیام دهید. موفق باشید
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۱۴:۲۰

        رو به رو می‎نگرم
        با تو که از پشت دو صد پنجره می‎تابی
        من به تو چشم می‎دوزم
        تو به من عشق
        چشم امید دلم بینا است
        دم تو بوی بهاری دارد!
        باز بر سقف جهان می‎تابی
        می‎کشی خط
        بر لب دریاها
        تو در آن دورترها
        می نویسی عشق
        به جهانی که در او هست نگاه
        تپش لرزش دستانت
        شده غرقه به خون فریادم
        پشت دروازه‎ی تکرارم
        و پیاپی به درت می‎کوبم
        پشت در بودن من هم زیبا است
        پشت این درها نور است
        و سراسر پله
        می روم بالا
        پله پله تا ملاقات خدا
        تو اگر باز کنی
        دل چون آینه‎ات را
        به خدا می‎رسم باور کن
        آینه پاک است
        خبر بی‎خبری داری؟
        تو سراسر نوری
        دل چون آینه‎ات را بگشا

        جناب مهدی محمدی
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۱۴:۱۶
        عمق نگاه تو،
        و آن معصومیت نهفته ی چشمان ت
        جاری ِ این نبودن ،
        و دیدار تو ام در لحظات
        که نوید ش حجم بینهایت دلتنگی ست،
        بسان خوشید،تلالو آن،
        سراسر این قلب محزون م را
        نور می افشاند .
        و چه زیباست ،
        نگاه تو ام...
        و چه معصومانه دیده گانی..
        ای گل من...

        آقای یاسر رییسوند خندانک

        عباسعلی استکی(چشمه)
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۰۹:۲۴
        جناب پاییز شما توهین و تهدید مینمایید
        این خلاف مقررات سایت وزین شعر ناب است
        در صورت تکرار برابر مقررات با شما رفتار خواهد شد خندانک خندانک خندانک
        یاسر رییسوند(پاییز)
        یاسر رییسوند(پاییز)
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۰۱:۲۱
        سلام

        می خواهد با یک حکایت روشن ات کند تا بدانی در چه حالی
        هستی:
        روزگاری یک شخص از هرات برای تجارت به سمت تاشکند
        قصد عزیمت می کند...در مسیر دزدان اموالش را به غارت
        می برند و بی آنکه آهی در بساط داشته باشد،با مرارت ها
        به تاشکند می رسد...وارد جمعی می شود و می پرسد :
        جنابان شما ها چه کاره هستید؟
        در پاسخ یکی از آن جمع می گوید: نمی بینی ما تاجر هستیم.
        او در پاسخ به آن افراد می گوید: راستش بنده نیز تاجرم.
        افراد می پرسند پس اموالت کجاست؟
        شخص در پاسخ شان می گوید: من نگفتم تاجرم‌
        گفتم هم تا خورده ام و هم جِرّ.


        اینرا چند بار مرور کن ببین چرا پاییز اینرا
        برای تو نوشت.



        ضمنا جناب چشمه

        هر وقت خواستید برای پاییز نظر بنویسید اول
        سلام یادتان نرود و دوم.ببینید چرا پاییز پاسخی
        برازنده ی آن تاجرّ نوشته است و این آخرین بار تان باشد.


        یاس
        این تاجرّ مهدی محمدی هار

        فقط خواست خودش را با جناب چشمه
        در ذره ای جهنم بیاندازد که آنهم بسیار ملاحظه کرد
        وگرنه سر هر دویشان را در اصطبلی ماندگار
        برای جوانه زدن فرو می کرد تا نزد پاییز
        دُم تکان ندهند.
        یعنی سبب شد هم خودش قربانی شود و هم جناب چشمه.
        در آغاز


        در نقد آتی ممکن است خود فکری بررسی شود

        و هرگز اغماضی در ادبیات وجود ندارد

        پاییز
        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۰۲:۲۱
        به به جناب ریسوند. بر بنده این ادب شما پوشیده نبود لکن حرمت جناب استکی را نگاه می داشتید که کاملا بی طرف بودند. ثانیا شما که مدعی بودید خالو فکری با یک اشاره شما، بنده را مسدود می کنند بهتر نبود از همان دروازه وارد می شدید چه شده که به فحاشی اسم نقد گذاشته اید؟ ضمنا کمی از این نقد هایتان را نصیب خود کنید این طور که پیداست بیش از همه خودتان نیازمند این داستان ها و ضرب المثل هایید که چنین عنان از کف داده به شخص غایب بی حرمتی می کنید.
        ارسال پاسخ
        یاسر رییسوند(پاییز)
        یاسر رییسوند(پاییز)
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۲۲:۲۳
        سلام
        ضمن تشکر از شما
        پاسخ هایی ارائه شد و امیدوارم
        روشنگر بوده باشد و پاسخ شما را نیز در شمول خود دارد.



        موفق باشید
        پاییز

        ارسال پاسخ
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۲۲:۱۰
        درود مهدی جان عزیزم خندانک
        روزگارت خوش و نستوه‌باد خندانک
        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۲۲:۰۹
        درود جناب استکی عزیز. بنا به مسئولیت انسانی خودم، وظیفه خود دانستم که حقیقت را به مسئولین محترم، اعضای فرهیخته و مخاطبان عزیز شعر ناب برسانم و می رسانم. دیر یا زود شما به حقیقت پی می برید و بی شک مدیریت شعر ناب راه را بر گردنکشان و خودنمایان و فحاشان و تمسخرکنندگان خواهد بست اما تا آن روز حداقل یکی از اعضای سایت از دست این فرد صدمه خواهد دید. من قویا خاطرنشان می کنم ما با یک شخص ادیب طرف نیستیم با یک فحاش طرفیم که حد و مرز نمی شناسد. اگر نمی دیدم نمی شناختم و نمی شنیدم به عرض تان نمی رساندم. امیدوارم خیلی زود حقیقت روشن شده و راه را بر هر کس که سخنش و حرفش از حقیقت و راستی و درستی به دور است ببندید مبادا بی گناهان قربانی شده و حقوقشان ضایع گردد یا هر یاغی متجاوزی به خودش اجازه بی احترامی و تجاوز به حریم دیگران بدهد.
        با تشکر و احترام
        مهدی محمدی خندانک
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۲۲:۰۱
        درود...باتشکر از حضور شما و خوش آمد گویی خدمت حضرت عالی،من به شخص خودم فکر میکنم اگر به اندازه ی کافی آرایه های ادبی شعری بعلاوه ی یک رسالت که‌در شعر حکم کند خب معنایی را سرودین که چه؟؟یک سمت ترازوی شعر بودن و در سمت دیگر داشتن روح‌شاعرانگی که بتواند این قواعد را با یک حس پشت بطن کملات همسو کند در حد کفایت میتواند دلیل تمیز کردن شعر از نثر باشد،که‌ جناب جمشیدی هم مفصلا این قضیه را شرح دادند کما اینکه بنده در بیان هرگز به خوبی شما و ایشان نخواهم بود و البته دفاعی نیاز نیست شما شک دارید به شعر بودن،مختارید این نوشته خود باید از خود بتواند دفاع کند ،کافیست کمی به آرایه ها و معنی نوشته و ربطش با شاعر و مردم و جامعه و زمانی که شعر سروده شده دقت کنید،این شعر حدود ۳سال پیش در سایت شعر نو ثبت شده و قطعا با شعر امروز من کنی فرق دارد چرا که نباتات هم در گذر زمان رشد و تکامل میابند مادکه دیگر جای خود، به هر حال امیدوارم باری دیگر نظر شما را جلب کنم و به آغوش هنر و شعر همدیگر را بفشاریم،بنده هم اگر در شعر ضعیف هستم جای بزرگان را تنگ نمیکنم، خداقوت و دستت را میفشارم.گل تقدیمت خندانک
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۲۰:۲۴
        جناب پاییز
        از شما نیز درخواست میشود
        خویشتن دار باشید
        و دیگر کاربران را تهدید ننمایید
        نقدی داشتید انجلم دادید
        لطفا حاشیه سازی نکنید
        تهدید کاربران،حاشیه سازی خلاف مقررات سایت است
        اطفا خویشتن دار باشید
        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۰۲:۲۰
        به به جناب ریسوند. بر بنده این ادب شما پوشیده نبود لکن حرمت آقای جناب استکی را نگاه می داشتید که کاملا بی طرف بودند. ثانیا شما که مدعی بودید خالو فکری با یک اشاره شما، بنده را مسدود می کنند بهتر نبود از همان دروازه وارد می شدید چه شده که به فحاشی اسم نقد گذاشته اید؟ ضمنا کمی از این نقد هایتان را نصیب خود کنید این طور که پیداست بیش از همه خودتان نیازمند این داستان ها و ضرب المثل هایید که چنین عنان از کف داده به شخص غایب بی حرمتی می کنید.
        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۸:۵۴
        تو فکر کردی اینجا ملک داییته که بیای جولان ادبی بدی و در بری؟ این جا و هر جای دیگه که ببینمت رسوات می کنم. این آقای ریسوند یک فحاش بیشتر نیست. مدیران و اعضای سایت شعر ناب بدانند که جایی برای حضور این شخص در هیچ محفل ادبی نیست. ایشون در صفحات شخصی خودش به دیگران بی احترامی کرده و علنا فحش میده، در سایت شعر نو که محل جولان آقای چگنی است ایشون فکر کردند بواسطه رابطه فامیلیشون میتونند به دیگران توهین کنند. در عین بی عدالتی سایت شعر نو چهار بار به این جرثومه فساد در چهارکاربری متفاوت اجازه جولان داد. این بار آخری من در برابر خودکامگی های دایی اش و بی ادبی های این مفت خور ایستادم و خواهم ایستاد. ایشون چهارباره که اکانتش مسدود میشه و بواسطه رابطه ای که با دایی اش در سایت شعر نو داره دوباره با یک اکانت جدید وارد سایت شعر نو میشه. از مدیریت شعر ناب و همه اعضای شعر ناب عاجزانه درخواست دارم ایشان را مسدود کرده و از سایت شعر ناب اخراج کنید. با این کار به هوایی که در آن نفس می کشیم خدمت کردید. سپاسگزارم.


        باور کنید این جا محلی برای گردنکشی دیگران و قلدرمنشی نیست.

        مهدی محمدی
        ارسال پاسخ
        یاسر رییسوند(پاییز)
        یاسر رییسوند(پاییز)
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۸:۲۷
        سلام
        با اینکه پاسخ تان پر از تناقض است
        از شما نیز یک سوال می پرسم تا درک پرسش پرشی
        نشود..تفاوت استرس پترن زبان فارسی با زبان فرانسوی
        چه است؟ یا آیا ما می توانیم قالب شعری زبانهای خارجی
        را وارد ادبیات فارسی کنیم مثلا ساخت هایکو؟
        جمع تر:
        تفاوت ماهیتی زبانها به چه میزان مانع یا مسهل ایجاد
        ساخت شعری جهانی یا بین المللی بشود؟

        چکیده تر: هنجار گریزی یا شکنی از آن منظور فرمالیستی دارید و یا چیزی دیگر؟ و هنجار شکنی های این اثر کدامند؟
        آیا هنجار شکنی معنایی منظورتان است یا ساختی ؟

        کاملا روان تر:
        شکل گیری قالب سپید و روند نزولی آن تا رسیدن به یک جمله
        را مختصر توضیح دهید مثلا آیا یک جمله که دارای یک
        تشبیه است بصورت پایه و پیرو شعر است؟


        پاییز
        عباسعلی استکی(چشمه)
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۲۰:۲۰
        جناب محمدی
        شما شاعر هنرمند خویشتن دار باشید
        لطفا قوانین سایت را رعایت نمایید
        احترام به حقوق عامه و عدم توهین به کاربران از نقررات سایت است
        گذشته را فراموش کنید
        شاعر این سروده زیبا قلم توانایی دارد
        و میتواند از سروده دفاع کند
        لطفاشماخویشتن داری نمایید خندانک
        مهدی محمدی
        مهدی محمدی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۲۳:۴۳
        جناب استکی عزیز. بنظر میرسد که آقای ریسوند مدیر سایت شعر ناب، جناب حاج سید فکری احمدی زاده را خالو فکری خطاب کرده اند. وانگهی مدیریت سایت شعر ناب، از زمین تا آسمان با مدیریت شعر ناب تفاوتش هست. آن جا اگر آقایون متوسلند به روابط خالو چگنی، این جا خبری از این روابط بی شاکله نیست بلکه معیار حق و حقیقت است و انسانیت.

        نیل ایشان هم جوی متعفنی است که از کوچه ی بغلی می گذشت نه از کوچه ی فرهیختگان شعر ناب.
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۷:۴۵
        به به اينهههه
        سبكت واقعا خاصه
        و در جاده ي درستي گام برميداري
        استعاره و تشبيه مدرن
        ارايه هاي فراملي و خاص
        خصوصيات بارز قلم تو است
        احسنت و افرين بر تو خندانک خندانک
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۱۵:۰۵
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۲۲:۰۴
        امیر جان دوست داشتنی و فهیم دوست ادیب من چه سعادتی که‌ هستی اینجا و میتابی به مهر انگیزی قلب بزرگت خندانک
        ارسال پاسخ
        رضا عزیزی (رهگذر)
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۸:۰۲
        درود برشما خندانک
        قلمتان نویسااا خندانک خندانک
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۲۲:۰۵
        هزار درود و زنده باد خدمتت خندانک
        ارسال پاسخ
        سحر غزانی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۲۰:۵۸
        درود برادر بزرگوار و ادیبم
        شعرتان را با لذت چندبار خواندم خندانک
        زیباست و پر بار
        عصری که همه از دستش خسته شدند و نا امید
        تاریکی زمانه امان را فرا گرفته
        و اما چه شود هنگامی که آن علت حادثه باران واقعا بیاید !! خندانک
        مثل همیشه بینظیر مینوسید و من از طرفداران پروپاقرص شعر هایتان هستم
        مانا باشید خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۲۲:۰۸
        درود خواهر کوچولوی باهوش و مهربانم
        خداوند شما را برای زمین نگه دارد و حال همه ی ماخوب است وقتی خوبی خندانک من هم طرفدار شعر های شما هستم همیشه
        ارسال پاسخ
        پژمان بدری
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۱۲:۲۸
        تو از شکوفه لبریزی
        بی نظیری مرد...
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۱۲:۴۱
        درود پژمان جان...مرسی عزیزم خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد مانا
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۱۴:۱۵
        سلامی دوباره
        این یک سوال عمومی ست . البته توقع دارم جناب قلیچ خانی در پاسخ پیشقدم شود

        آیا عشق محرک اصلی هنر است ؟؟؟
        یعنی برای هنرمند شدن لازمه حتمن عاشق باشیم ؟؟
        محمدعلی دهقان کروکی
        محمدعلی دهقان کروکی
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۱۷:۱۳
        سلام ودرودبیکران برشما عزیزِ فرهیخته
        چون سوال راعمومی مطرح فرمودین ، پس عرضِ ناقابل بنده راهم‌ مدِّ نظر قراردهید:
        عشق...یعنی جولانِ قلبهای طغیانگر...!!
        از دید این حقیر هیچگاه امکانپذیر نخواهدبود ، واژه هایی که روح وقلبِ مخاطب راتسخیر خودمیکنند، از قلمی نوشته شوند که صاحبش از خمیر مایه
        عشقِ سرودن تهی باشدواین را خاطرنشان کنم سخنِ ناب یک شاعر نتیجه ی
        قلبِ عاشقِ اوست.البته دراین راه عشق به تنهایی کافی نیست،
        عشق نیمه ی کار است ونیمه ی دیگرش ، درمطالعه وبهره جستن از تجارب ارزشمندِ بزرگان واساتیدگرانقدرِ سرزمینمان است که راهگشای
        بهترِ فنّ نوشتن است.امید است عرایض این حقیر کمترین مورد پسندِ اساتید محترم بالاخص مدیریت ارجمند سایت‌‌وشما وسایر بزرگان قرار گرفته باشد.
        برادر کوچک همه:
        محمدعلی دهقان کروکی(م.بهنام)
        دلسوخته ای از جنوب ایران_شهرنخل ونارنج: دارالصابرین بم
        ارسال پاسخ
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۱۶:۳۱

        درود و اگر از من میپرسید جواب نیچه را دارم برایتان
        هنر را میگویی؟؟هنر یعنی دروغ....
        در دیدگاه امروز من هنر یعنی اینکه بابا نان داد را با پیچ و تاب اقراق آمیز بنویسی و بشود خط نستعلیق
        گل آلاله را نقاشی کنی با برگ های اقراق آمیز که خون از آن میچکد و اگر برجسته و اینها هم شد مثلا کوبیسم شود...یا گل قالی را چنان در اقراق ببری که به بوی گلهای بهشت و گردن یار شبیه شود و بشود شعر...
        در هر زمینه اگر پیچ و تاب اقراق آمیز دهیم میشود هنر
        اما این پیچ. تاب نیاز به سه چیز دارد اول یک درد چراکه حتی هنر شادمان هم برخاسته از ترس و درد غمگین بودن است که به مقابله با آن ساخته میشود،سپس یک تخیل که هرچه قویتر باشد دروغ زیباتری میگوید...
        و در نهایت علم برای اینکه هنر معجون کاملی شود
        تعریف علم در هنر هم صرفا آکادمیک نیست
        به هر حال خلاصه تر از این نمیشود در مخیله ی من هنر را تعریف کرد جناب جمشیدی
        و سوال شما ایا عشق محرک. هنر است؟
        میگویم یکی از سه عضو بدنه ی هنر درد بود و عشق درد بی درمان است اما به تنهایی هنر نمیشود
        فقط از اجزای هنر است
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۱۵:۳۳
        سلام مانای عزیز
        میدانی که اولین کس که به انسان سلام کرد خدا بود
        این صوت انقدر اهنگین بود و زیبا که انسان از ریتم ان حرکت اغاز کرد و عاشق هنر شد
        حالا تو بگو
        عشق بود اول یا هنر
        در سلام خدا......و میگویند انسان در همان لحظه عاسق هنر شد
        ......
        دقیق یادم نیست کجا خواندم این مطلب را ولی یا از سهروردی است یا از عزالدین کاشانی
        عمری باشه برات منبع را پیدا میکنم
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل زندیه شاهین
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۱۴:۳۶
        درود مجید عزیزم
        پوزش از تاخیر بابت خواندن این شعر فاخر
        بسیار زیبا و بی نقض مثل همیشه
        چقدر لذت میبرم از خواندن شعرهایت
        پایدار باشی شاعر خوش قریحه ام خندانک خندانک خندانک خندانک
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۱۴:۴۳
        درود و زنده باشی عزیزم...همیشه لطف داری و حضورت دلگرمی است برادر خوبم خندانک
        ارسال پاسخ
        مجید قلیچ خانی
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۱۴:۵۵
        درود و اگر از من میپرسید جواب نیچه را دارم برایتان
        هنر را میگویی؟؟هنر یعنی دروغ....
        در دیدگاه امروز من هنر یعنی اینکه بابا نان داد را با پیچ و تاب اقراق آمیز بنویسی و بشود خط نستعلیق
        گل آلاله را نقاشی کنی با برگ های اقراق آمیز که خون از آن میچکد و اگر برجسته و اینها هم شد مثلا کوبیسم شود...یا گل قالی را چنان در اقراق ببری که به بوی گلهای بهشت و گردن یار شبیه شود و بشود شعر...
        در هر زمینه اگر پیچ و تاب اقراق آمیز دهیم میشود هنر
        اما این پیچ. تاب نیاز به سه چیز دارد اول یک درد چراکه حتی هنر شادمان هم برخاسته از ترس و درد غمگین بودن است که به مقابله با آن ساخته میشود،سپس یک تخیل که هرچه قویتر باشد دروغ زیباتری میگوید...
        و در نهایت علم برای اینکه هنر معجون کاملی شود
        تعریف علم در هنر هم صرفا آکادمیک نیست
        به هر حال خلاصه تر از این نمیشود در مخیله ی من هنر را تعریف کرد جناب جمشیدی
        و سوال شما ایا عشق محرک. هنر است؟
        میگویم یکی از سه عضو بدنه ی هنر درد بود و عشق درد بی درمان است اما به تنهایی هنر نمیشود
        فقط از اجزای هنر است
        رامینه خوشنام
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۱۶:۳۳
        درود جناب قلیچ خانی
        بسیاز زیبابود
        برقرارباشید🌹🌹
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۱۶:۳۶
        درود و سپاس از شما بزرگوار خندانک
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۲۱:۲۱
        درود برشما
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ ۲۲:۱۳
        خندانک درود جناب فتحی گل
        زنده باشید و شاد خندانک
        ارسال پاسخ
        فاطمه خواجوی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و عرض ادب خدمت شما بزرگوار
        زیبا بود
        موفق باشید
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک سپاس
        درود خدمت خواهر کوچکم
        ارسال پاسخ
        محمد راد
        حدود ۱ ماه پیش
        درود مجید گل خندانک
        امیدوارم من را به خاطر داشته باشی
        آنطرف ک پیدایتان نبود
        خوشحالم که اینجا به لطف یکی از دوستان یافتمتان
        و از قلمتان بهره میرم خندانک
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        حدود ۱ ماه پیش
        محمد جان درود و مگر میشود خاطرم نباشد...
        همیشه عزیز و محترمی و خوشحالم دیدمت
        گل تقدیمت خندانک
        ارسال پاسخ
         مرضیه حسینی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما‌ زیبا سرودید. احسنت خندانک
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک سپاس و درد متقابل بر شما خندانک
        ارسال پاسخ
        اکبرامرایی
        حدود ۱ ماه پیش
        درود خیلی زیبا بود خندانک
        فقط خواهشا اگر دوستی گزینه نقد را فعال کرد
        کسانی که علم نقد را دارند با رعایت حفظ حرمت شاعر و دیگران نظر دهند.
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک درود و زنده باشید برادر گلم
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0