سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 9 خرداد 1399
    7 شوال 1441
      Friday 29 May 2020

        ورود به کارگاهها

        یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

        جمعه ۹ خرداد

        هر نیم مترش چند ؟

        شعری از

        سلمان مولایی

        از دفتر دیوانگی های من و محبوب نوع شعر نیمائی

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۱۱ فروردين ۱۳۹۹ ۰۳:۰۶ شماره ثبت ۸۳۳۸۱
          بازدید : ۵۹۷   |    نظرات : ۶۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر سلمان مولایی


        وقتی صدای تو 
        انبوهی از درد است
        در من قطاری مملو از مردن 
        دارد به سمت دره می تازد 
        تنهایی ام را هیچ خورشیدی 
        جز آفتاب چشم های تو 
        روشن نخواهد کرد 
        این درد بی پایان 
        دست از سر من بر نمی دارد 
        من دست های ام را 
        در خواب های کودکی های ام 
        گم کرده ام انگار 
        من خواب می دیدم 
        دست ام پر است از حجم کوهستان 
        از وسعتی همواره بی پایان 
        دیوار های تنگ قبرم را 
        مسوول حفر گورها 
        با خسّت و نامردی ذاتی 
        مانند زهدان های مادرهای بی فرزند
        در سنگ لاخی مضطرب 
        کنده ست 
        در چشم های ام
         کرم های کوچکی 
        بی وقفه می لولند 
        بی آن که روزی از سر م 
        پروانه هایی شاد 
        پرهای رنگ آ رنگ شان 
        در باد ...
        در من هزاران مرد زندانی 
        هر شب هزاران نقشه ی بر آب 
        از طرح ناکام فرار خویش 
        می چینند
        در من زنی هر روز 
        گل های سرخ اش را 
        از روی قبر کودکی های اش 
        با ریشه بیرون می کشد از خاک 
        تا در خیابان  - بی -  آزادی 
        بخشکاند
        در ازدحام بوق ماشین ها 
        من جار خواهم زد 
        « آی آدم ها 
        که بر ساحل نشسته 
        شاد و خندان اید » 
        گور پدرهاتان 
        هر نیم مترش چند ؟ 
        من در میان زرورق روزی 
        می پیچم این جان پریشان را 
        تقدیم می دارم به چشمان ات 
        محبوبه ی شیرین تر از جان ام
        جان ام فدای لحن لب های ات 
        وقتی که شعر آخرین ات را 
        در گوش خنجرهای خون آلود 
        آرام می خوانی 
        وقتی که چشمان ات
        نامردمی دیدند
         -  بی پایان -  
        اما باز خندیدند  
        -  بی پایان  -
        نه 
        این جا سزاوار صدای ات نیست 
        این توله کفتاران 
        قدر تو را هرگز نمی فهمند 
        محبوبه -  ی  - سلمان 
        پیچ تمام راه ها 
        در انتظار ماست 
        من پشت فرمان 
        تا ابد 
        خواب ام نمی گیرد 
        دریا همین دیشب صدای ام کرد ...
        من برف های سرد و ساکت را 
        از انتحار چشمه ها 
        در ظِلِّ تابستان
        عاشق تر م قطعاً
        من شعر های ام را 
        با لحن گیج باد 
        در گوش های آبی دریا 
        نخواهم خواند 
        مانند هُرَّسْتِ یکی تندر 
        فریاد من 
        در گوش این شهر خیانت کار 
        دیوار صوتی را 
        خواهد شکست این بار 
        آری 
        زمین ساکت نخواهد ماند 
        قطعاً تقاص خون فرزندان سبز ش را 
        از نسل آدم می سِتاند باز 
        این مادر مظلوم 
        اندازه ی تاریخ نکبت بار انسان ها 
        بر سینه اش زخم است و 
        راه آهن 
        رانندگان محترم 
        با دنده سنگین یا سبک 
        فرقی نخواهد کرد 
        دست زمین و آسمان انگار 
        در دست باران است ...

        ۹ فروردین ۹۸
         
        ۱۱
        اشتراک گذاری این شعر
        ۶۰ شاعر این شعر را خوانده اند

        شعله(م جلیلی)

        ،

        عباسعلی استکی(چشمه)

        ،

        سید امین موسوی نژاد (شیفته)

        ،

        ایمان اسماعیلی (راجی)

        ،

        علیرضا بنایی

        ،

        م فریاد(محمدرضا زارع)

        ،

        سجادمیردادی(درویش)

        ،

        فاطمه حشمتی

        ،

        سید فتح اله هاشمی

        ،

        عليرضا حكيم

        ،

        بتول رجائی علیشاهدانی(صنم)

        ،

        مینا مرادی(ققنوس)

        ،

        مرتضی سلیمی

        ،

        حسین اورکی

        ،

        مجتبی شفیعی (شاهرخ)

        ،

        یدالله عوضپور آصف

        ،

        سلمان مولایی

        ،

        امین تهرانی

        ،

        مدیر ویراستاری

        ،

        مهدی نساجی

        ،

        محمدعلی رضاپور(مهدی)

        ،

        رضا ابوهادی تخلص برسام

        ،

        علی حاجی حسینی

        ،

        ابوالحسن انصاری (الف رها)

        ،

        رضا عزیزی (رهگذر)

        ،

        مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)

        ،

        محمد حسین اخباری

        ،

        مجید آبسالان

        ،

        شریف شریفیان

        ،

        علی سلطانی نژاد

        ،

        محمد حسین نیک طبع

        ،

        سمیه مؤیدی

        ،

        محمدصدوقی

        ،

        زینب بویری (خزان)

        ،

        جلیل باروقی

        ،

        امیرعباس معینی(بیت الاسرار)

        ،

        عسگر بهمن یار

        ،

        زویا مردانی

        ،

        معصومه فیروزی کریانی

        ،

        امیررضا خانلاری (وکیل الشعرا)

        ،

        سمیرا_خوشرو

        ،

        دنیا امیری

        ،

        زینب حیدری

        ،

        فاطمه اناری

        ،

        علی قاسمیان ( باغبان )

        ،

        مرجان اسدیان

        ،

        طوبی آهنگران

        ،

        منیژه قشقایی

        ،

        راد صادقي(آپو)

        ،

        حامد(شاعر بدخط)

        ،

        میترا فرجی

        ،

        احمدرضا خراسانی

        ،

        کبری یوسفی

        ،

        ایرج محرم پور(صوفی خموش )

        ،

        سید حاج احمدی زاده(ملحق)

        ،

        زینب شیخی

        ،

        کیمیاطولابی

        ،

        جلیل میاحی

        ،

        موسی ظهوری آرام(آرام)

        ،

        ثمین جوادی

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        دوشنبه ۱۱ فروردين ۱۳۹۹ ۰۸:۵۹
        بسیار زیبا و جالب بود خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۰۹
        سلام

        و

        بودن همواره ی تان بهترین دلیل است برای شادی و مباهات من ...
        ارسال پاسخ
        م فریاد(محمدرضا زارع)
        دوشنبه ۱۱ فروردين ۱۳۹۹ ۱۴:۴۱
        سلام شاعر خندانک
        سپید زیبایی خوندم... پر از دردهای بی درمان...
        سلول به سلول تن شعرتون پر از فریادهای در گلومانده، پر از رد خون بود بر حصار سکوت...
        در من هزار مرد زندانی
        هر شب هزاران نقشه ی بر آب
        از طرح ناکام فرار خویش
        می چینند... (سلمان مولایی)

        آزادی
        قله ای دارد
        به ارتفاع مرگ
        فقط از جان گذشتگان
        این قله را فتح می کنند... (م. فریاد)

        به صفحه ی شما که میام، کلی حرف دارم...
        مثل یک آه عمیق، کوله بارم نفسِ گرم غم است، از کدامین درد آغاز کنم؟ مثل یک مانده ز کوچ، شوق هجرت دارم، به کدامین فصل پرواز کنم؟ مثل پروانه و شمع، قاصد پاکترین راز شبم، با کدامین دل افروخته دمساز شوم؟ مثل یک پنجره ی بسته به دیوار زمین کوفته ام، کو نسیمی که به شوق نفَسش باز شوم؟

        در این آمدن ها... رفتن ها
        در این دست های خونی پنهان در آستین های بلند
        در این جام های تهی
        که نعره های اساطیری را
        به آغوشِ فرداهای خورشیدناپذیر می رانند
        در سخن گفتن تاریخ
        _این کذّاب حاکم دوست_
        در این فریادهای زانو زده در پیشگاه سکوت...
        ناگفته هایی هست
        که گوش را کر می کند گاهی
        و انسان
        در عرفات تنهایی
        میان سکوت و هبوط سرگردان است
        با دست های بسته ای
        که بوی سیب می دهد همه عمر... (م. فریاد)

        درود و آفرین شاعر خندانک
        ممنون بخاطر شعر تفکربرانگیزتون خندانک
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        دوشنبه ۱۱ فروردين ۱۳۹۹ ۲۲:۰۲
        سلام استاد فریاد عزیزم
        افرین بر شما
        ارسال پاسخ
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۱۲
        سلام

        و

        تو نمی دانی چه کرده ای با دل من محمدرضای نازنین ؟؟

        هر بار که شعری منتشر می کنم سراپا انتظارم تا بیایی و زبان دل بگشایی و تسکینی باشی بر همه ی آن چه در دل دارم ...

        و صد البته که این نه حرف من که حرف تمام دوستان و خوانندگان عزیز این صفحه نیز است ...

        باش و بتاب رفیق ...
        ارسال پاسخ
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۱۲
        خندانک
        شعله(م جلیلی)
        دوشنبه ۱۱ فروردين ۱۳۹۹ ۰۶:۵۱
        درود استاد گرامی
        زیبا بود
        زمین انتقام فرزندان سبزش را خواهد گرفت
        شاید همین بلایا تاوان کوتاهی هایمان است
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۱۶
        سلام

        و

        شاید که نه باید همین گونه باشد
        ما کوتاهی نکردیم بلکه درازدستی کرده ایم و حریم خود نشناخته ایم و حالا زمان تاوان دادن مان دارد فرا می رسد
        اگر چه در نظام مثلی ست که می گویند تنبیه برای همه تشویق برای یکی و شاید درصد کمی از انسان ها این درازدستی را به مادر طبیعت روا داشته باشند ولی بی گمان خشک و تر با هم خواهند سوخت ...

        سپاس بی شمار از حضور تان ...
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        دوشنبه ۱۱ فروردين ۱۳۹۹ ۱۲:۰۵
        درود جناب مولایی
        بسیار زیبا بود برادر
        خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۱۷
        سلام

        و

        زیبایی و بی ریایی در نگاه پر از مهرتان بود که این گونه خطاب برادرتان بر دل و جان ام نشست ...
        ارسال پاسخ
        علیرضا بنایی
        دوشنبه ۱۱ فروردين ۱۳۹۹ ۱۳:۱۰
        زیبا و دلنشین
        خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۱۸
        سلام

        و

        سپاس بی اندازه از لطف حضور دلچسب تان ...
        ارسال پاسخ
        سجادمیردادی(درویش)
        دوشنبه ۱۱ فروردين ۱۳۹۹ ۱۳:۵۷
        زیبا و دلنشین بود.درودتااان👏👏👏
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۱۸
        سلام

        و

        سپاس گزارم بی حد و حصار ...
        ارسال پاسخ
        سید فتح اله هاشمی
        دوشنبه ۱۱ فروردين ۱۳۹۹ ۱۸:۰۵
        سلام جناب مولایی.چه زیباست سروده تان خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۱۹
        سلام

        و

        لطف سرشارتان همواره جاودان هاشمی عزیز ...
        ارسال پاسخ
        بتول رجائی علیشاهدانی(صنم)
        دوشنبه ۱۱ فروردين ۱۳۹۹ ۲۰:۳۲
        احسنت درود بر شما شاعر گرانقدر و توانا
        شعری زیبا و پردرد خواندم دست مریزاد
        موفق و موید باشید
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۱۹
        سلام

        و

        عرض خوش آمد و سپاس بی شمار از همراهی و هم دردی تان ...
        ارسال پاسخ
        حسین اورکی
        دوشنبه ۱۱ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۲۳
        درود برشما بسیار زیبا بود خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۲۰
        سلام

        و

        بسیاری نعمت است بر من بودن دوستانی چون شما ....
        ارسال پاسخ
        یدالله عوضپور    آصف
        دوشنبه ۱۱ فروردين ۱۳۹۹ ۲۲:۰۱
        استاد مولایی عزیز درودها برشما
        بر ادیم دردنامه ای بغایت پربار مهمانتان هستم.
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        حق السکوت از من گرفته قدرت هرنوع تکلم را.
        استاد فریاد بدرستی حق مطلب را ادا فرمودند..
        به احترام هردو استاد عزیز برپامی خیزم...
        آفرین ها برشما خندانک خندانک خندانک

        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۲۱
        سلام

        و

        استاد گرامی هر بار با حضور پر از مهر و نجابت تان این شاگرد کمترین را می نوازید و بی گمان ایستادن و درس پس دادن است در محضرتان این درهم نویسی ها ...
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        دوشنبه ۱۱ فروردين ۱۳۹۹ ۲۲:۰۱
        سلام
        یعنی احساس کردم پشت فرمون نشستی و باران را نگاه میکنی و پشت سر هم برای محبوبت مینویسی.
        خدا راشکر که میشود شعر های شما را خواند
        چقدر توش پر بود از لطافت و بوی عشق و دوری
        چقدر میشود ازش فهمید
        که میفهمد
        کسی
        معنی انسان را.
        افرین
        افرین
        افرین
        مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
        مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
        پنجشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۹۹ ۰۰:۳۵
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۲۴
        سلام

        و

        مجتبی جان

        چقدر دقیق دیدی و حس کردی و نوشتی

        می دانی ؟ تو از آن کسانی هستی که وقتی شعری منتشر می کنم منتظر دانستن نظرت هستم در سایت نو نیز همین گونه بود در این جا نیز همواره منتظر بازخورد اثر در قلم تو هستم ... سپاس که این رفیق کمترین ات را تنها نمی گذاری ...
        ارسال پاسخ
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۲۴
        خندانک
        محمدعلی رضاپور(مهدی)
        سه شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۹ ۲۳:۳۹
        درودتان خندانک
        نیمایی زیبایی سروده اید.
        احسنت خندانک
        بزرگوار! قالب های تازه و توانمند سروش، سه گلشن و
        شعر سبز(چندآهنگ) را چقدر می شناسید؟
        آیا برای شناساندن بیش از پیش آنها مددکار خواهید بود؟
        سپاس خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۲۷
        سلام

        و

        رضاپور عزیز سپاس بی شمار از حضور منیر تان ...

        قالب هایی را که فرمودید در مقاله های تان که قبلاً در سایت شعر نو و اینجا منتشر کرده اید دنبال کرده و همواره از قلم تان آموخته ام ولی چه کنم که این دل دیوانه تنها قالبی که می شناسد پسند محبوب است و بس و گر نه در هیچ قالب دیگری نمی توانم جای اش دهم ...
        ارسال پاسخ
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        چهارشنبه ۱۳ فروردين ۱۳۹۹ ۱۷:۱۸
        درودها برشما خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۲۷
        سلام

        و

        سپاس های فراوان استاد مهربان ...
        ارسال پاسخ
        حسین اورکی
        چهارشنبه ۱۳ فروردين ۱۳۹۹ ۲۳:۳۹
        درود برشما خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۲۷
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
        پنجشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۹۹ ۰۰:۳۴
        همیشه نوشته هاتون خاصه ...
        درود بر شما و دست مریزاد

        در من هزاران مرد زندانی
        هر شب هزاران نقشه ی بر آب
        از طرح ناکام فرار خویش
        می چینند
        در من زنی هر روز
        گل های سرخ اش را
        از روی قبر کودکی های اش
        با ریشه بیرون می کشد از خاک
        تا در خیابان - بی - آزادی
        بخشکاند
        در ازدحام بوق ماشین ها
        من جار خواهم زد
        « آی آدم ها
        که بر ساحل نشسته
        شاد و خندان اید »
        گور پدرهاتان
        هر نیم مترش چند ؟ خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۲۸
        سلام

        و

        سپاس گزارم که باز هم با حضور پر از فهم تان این خانه را روشن کردید ...
        ارسال پاسخ
        مجید آبسالان
        پنجشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۹۹ ۰۹:۴۷
        درود بر شما شاعر گرانقدر
        بسیار زیبا و دلنشین
        عالی بود بزرگوار
        قلمتون همیشه رقصان

        🌺🍃🌺 خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۲۹
        سلام

        و

        سپاس بی شمار و حصار که بی گمان عالی حضور دوستانی چون شماست در پای این محبوب نگاری ها ....
        ارسال پاسخ
        شریف شریفیان
        پنجشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۹۹ ۱۳:۱۸
        سلام سلمان عزیز و گرامی
        باز هم اثری ناب از شما بزرگوار در تایید استاد زارع عزیز
        صفحه شما چیز دیگریست درود استاد مولایی عزیز خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۳۱
        سلام

        و

        استاد همواره مهربان و خطاپوش من

        چقدر بودن های لطیف تان دوست داشتنی و دلپذیر است برای من و البته مایه ی مباهات و افتخار که سزاوار چنین نگاهی از سمت خورشید اندیشه ی شما هستم ...
        ارسال پاسخ
        مهدی نساجی
        پنجشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۹۹ ۱۴:۳۵
        تنهایی ام را هیچ خورشیدی
        جز آفتاب چشم های تو
        روشن نخواهد کرد ....
        سلام جناب مولایی....درود فراوان.. خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۳۲
        سلام

        و

        سپاس که این بند را نوشتید که تمام حرف دل شاعر دیوانه بود با محبوبه ی خورشید ش ...
        ارسال پاسخ
        زینب بویری (خزان)
        جمعه ۱۵ فروردين ۱۳۹۹ ۰۵:۱۱
        دروداستادگرامی
        بسیارزیباسرودید خندانک خندانک
        سربلندباشید خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۳۳
        سلام

        و

        سپاس بی شمار از حضور سبز و گرم تان ...
        ارسال پاسخ
        جلیل باروقی
        جمعه ۱۵ فروردين ۱۳۹۹ ۱۰:۰۴
        زیبا بود خندانک خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۳۴
        سلام

        و

        جلیل گرامی سپاس از حضور مهربان تان ...
        ارسال پاسخ
        زویا مردانی
        جمعه ۱۵ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۳۴
        درود قلمتان سبز خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۳۴
        سلام

        و

        عرض خوش آمد و سپاس بسیار ....
        ارسال پاسخ
        سمیرا_خوشرو
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۱۹:۳۸
        درودتان گرامی
        بسیارعالی
        برقرار باشید
        🌹🌹🌹
        🌸🌸🌸🌸
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ ۲۱:۳۵
        سلام

        و

        هماره تلاش ام بر آن است که سزاوار لطف بی حد و حصر خوانندگان ادیب این صفحه باشم ....
        ارسال پاسخ
        زینب حیدری
        يکشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۹۹ ۱۳:۲۴
        جالب و زیبا بود🥰
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۲۳ فروردين ۱۳۹۹ ۱۵:۳۱
        سلام

        و

        عرض خیر مقدم و سپاس بسیار ...
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        دوشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۹۹ ۰۰:۴۰
        سلام جناب مولایی همه شعر شما را خواندم ونظر شاعران همه علی بود موفق باشید
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۲۳ فروردين ۱۳۹۹ ۱۵:۳۲
        سلام

        و

        خوشحال ام که این صفحه و نظرات سرشار از لطف دوستان نازنین پسند افتاد ...
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        دوشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۹۹ ۰۳:۲۲
        درود استادمولایی گرامی

        هروقت شعری ازشما می خوانم می گویم :
        عشقتان همیشگی خندانک خندانک خندانک
        از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر.

        محبوب شعرهایتان را هم بسیار دوست می دارم خندانک خندانک
        سلامت باشیدوسعادتمند ،سال نو مبارک.
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۲۳ فروردين ۱۳۹۹ ۱۵:۳۴
        سلام

        و

        محبوب شعرهای تر سلمان را مگر می شود دوست نداشت ؟؟؟

        البته این تعریف از خودم نبود باور کنید ذکر یاد یار بود که عاشق تمام کلمات اش ذکر محبوب است و بس ...

        سپاس که به بزرگواری و مهربانی می‌خوانید و می نگارید ...
        ارسال پاسخ
         صادقي(آپو)
        دوشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۹۹ ۰۳:۴۵
        درودها استاد مولایی ،لذت بردم از این همه ذوق و زیبایی
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۲۳ فروردين ۱۳۹۹ ۱۵:۳۴
        سلام

        و

        عرض خوش آمد و سپاس بی کران که حضورتان دلیل لذت بی شمار است برای ام ...
        ارسال پاسخ
        سید فتح اله هاشمی
        دوشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۹۹ ۲۲:۲۶
        سلام و درود
        بسیار لطیف و زیبا
        خندانک خندانک
        سلمان مولایی
        سلمان مولایی
        شنبه ۲۳ فروردين ۱۳۹۹ ۱۵:۳۵
        سلام

        و

        عرض سپاس مجدد و بی شمار ...
        ارسال پاسخ
        کیمیاطولابی
        پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۹ ۰۰:۵۵
        خندانک عالی
        سلمان مولایی
        شنبه ۲۳ فروردين ۱۳۹۹ ۱۵:۳۶
        سلام

        و

        سپاس های بی حد و حصار ...
        جلیل میاحی
        شنبه ۲۳ فروردين ۱۳۹۹ ۱۵:۴۲
        درود جناب مولایی
        زیبا و احساسی
        قلمتان تا همیشه سبز
        سلمان مولایی
        يکشنبه ۲۴ فروردين ۱۳۹۹ ۱۸:۳۵
        سلام

        و

        قربان مرام تان جلیل گرامی ...
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        نظرات

        مشاعره

        گفتگوی کارگاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0