سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 28 شهريور 1398
    21 محرم 1441
      Thursday 19 Sep 2019
        امام حسين (ع) فرمود: «شيعه ما كسى است كه دلش از هرگونه خيانت و نيرنگ و مكرى پاك است».

        پنجشنبه ۲۸ شهريور

        شرب مدام

        شعری از

        حسین دیلم صالحی

        از دفتر گل وبلبل نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸ ۰۲:۱۵ شماره ثبت ۷۳۸۵۷
          بازدید : ۹۳   |    نظرات : ۱۹

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر حسین دیلم صالحی

         
        روزی درِ میخانه ذکری شده ام1پیدا       وآن گفته رهایم  کرد، از دوست و از اعدا
        گفتم به چه سان است که: نزدیک ترین باشد  آن عاشق دردانه از هر نظری برما؟2
        دیدم که چو حوری او، بنشستۀ در پرده      اما که نظر دارد بر اکبر و بر صغری
        روزی دگرم آمد دیدم که همه عالم           گشتند مسخّربا هر غمزۀ آن لیلا
        دیدم که همه حلقه بنموده به گوشِ خود   آماده که آن عذرا بنموده یکی ایما
        ماندند همه خلقت، در خانۀ کیش او          مانند اگر یک دم، ماتند همه بتها
        کیشَند به عشق او، ماتَند به خشم او     ماتم که چرا انسان، ماندَست بسی تنها
        گفتا مهِ من یک دم، با عشوه و طنازی   بازآی و دگر باره، بنشین تو دمی با ما
        تا این نظرم آن بود انسان بودش عاشق   دیدم بود او عاشق بر غمزۀ این دلها
        گفتا که بیا بنگر این عالم اعلی را      گفتم که خوشم جانا در عرصۀ این دنیا
        گفتا بنگر از خود تا روی ثریا را        گفتم که دلم بسته است بر نقد همین دنیا
        گفتا که نه، نقدی نیست یک سایه که ازلطف است    گفتا بنگر ما را با جلوۀ در اعلی
        تا این که دهی جان را، مانند یکی کالا     نه جاه و مکان خواهی، نه عالم سفلی را
        گفتم منم آن بلبل، لرزد دلش از یک گل   پس نیست سزاوارم ، کوبم درِ آن اعلی3
        گفتا خموش بلبل مأیوس مشو از گل      تو جام شراب آور، آن شرب مدام از ما
         
        1-شده ام :شده است برای من
        2- وَ نَحنُ اَقرَبُ اِلَیهِ مِن حبلِ الوَرید.و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم (آیۀ 16 سوره ق)
        3- عندلیبی که به هر غنچه دلش می لرزد   بهتر آنست که در صحن گلستان برود (صائب تبریزی)
        ۷
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۲۳:۵۲
        درود بزرگوار
        حکیمانه و زیبا بود خندانک
        حسین دیلم صالحی
        حسین دیلم صالحی
        دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۱:۲۶
        سلام استاد استکی
        سپاس از حضور ارزشمندتان
        شاگرد نوازی نموده اید
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸ ۰۶:۵۸
        درود ارجمند خندانک

        پرمغز سرودید خندانک


        خندانک خندانک
        خندانک
        حسین دیلم صالحی
        حسین دیلم صالحی
        جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸ ۰۴:۳۶
        سلام استاد ارجمند
        سپاس از حضور ارزشمندتان
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمدزبیر براهویی (میم دادخواه)
        يکشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۶:۲۰
        درود خندانک

        زیبااااااااست خندانک چه نیکو برداشتی خندانک
        حسین دیلم صالحی
        حسین دیلم صالحی
        دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۱:۲۸
        سلام شاعر ارجمند جناب براهوئی
        سپاسگزارم
        ماندگار باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        رسول رشیدی راد(مجتبی)
        يکشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۷:۴۷
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        حسین دیلم صالحی
        حسین دیلم صالحی
        دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۱:۲۸
        سلام جناب رشیدی
        سپاسگزارم
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        يکشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۱۶:۳۲
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        حسین دیلم صالحی
        حسین دیلم صالحی
        دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۱:۲۹
        سلام استاد رها
        سپاس از حضورتان
        : خندانک خندانک 2: خندانک
        ارسال پاسخ
        م فریاد(محمدرضا زارع)
        يکشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۲۱:۵۷
        درود شاعر خندانک
        آفرین بر شما خندانک
        عارفانه ای سنگین خندانک خندانک خندانک
        ...قدم در هر خیابان غریبی می گذارم
        تو حتی از رگ گردن
        به من نزدیکتر هستی
        میان ظلمت جنگل
        چراغ عشق در قلبم
        شکوه دیگری دارد
        و آغوش تو باز است و تماشایی
        دلم می گوید اینجا
        در نگاه سبز تو
        گم می شوم آخر...(م. فریاد)

        لحظه هاتون نورانی خندانک
        حسین دیلم صالحی
        حسین دیلم صالحی
        دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۱:۳۴
        سلام استاد زارع
        سپاس از حضور ارزشمندتان
        عارفانه خوانده اید
        وجودتان مملو از نور معرفت الهی
        از شعر زیبایتان لذت بردم
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        زهرا داودی (داناک)
        سه شنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۲:۲۸
        درود فراوان استاد
        بسیار زیبا و قابل تامل
        آفرین ها
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        زهرا داودی (داناک)
        سه شنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۰۲:۲۸
        خندانک خندانک
        خندانک
        حسین دیلم صالحی
        حسین دیلم صالحی
        سه شنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۲۲:۴۵
        سلام استاد داودی
        سپاس از حضور ارزشمندتان
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مریم محبوب
        چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸ ۱۰:۵۸
        درود بر شما خندانک

        تو جام شراب آور، آن شرب مدام از ما

        خندانک خندانک خندانک
        حسین دیلم صالحی
        حسین دیلم صالحی
        چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸ ۱۱:۱۰
        سلام استاد محجوب
        سپاس از حضورتان ارزشمندتان
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی راجی
        پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸ ۰۳:۵۰
        درودها جناب صالحی عزیز
        مانا باشید به مهر
        خندانک خندانک خندانک
        حسین دیلم صالحی
        حسین دیلم صالحی
        پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸ ۰۴:۴۶
        سلام جناب اسماعیلی
        سپاس از حضورتان
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        ترانه ماندگار تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی کن از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم
        مسعود میناآباد ( مسعود م ) تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است جان به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
         محمد جانی نژاد (علی مهدوی) رهایی خواهد این سینه ولی افسوس یاری نیست ااا به زیرِ تیغم و پردرد خدایا رستگاری چیست
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس) تو شعرت را بگو شاعر وَ روزت هم گرامی باد من از گیراییِ شعرت هماره می‌شوم دلشاد زلالِ سینه‌ی تو ارج دلرد چون به زیبایی کنی حقّ و عدالت را در امواج دلت فریاد فراموشی نگیری از بیان جوششِ احساس تو را باشد به پیوسته صفای شور دل در یاد نکو حال و نکو سیرت تویی تو چون که آتش‌وار بسوزانی تو با شعرت سرای ظالم از بنیاد سرود مهر را می‌خوانَد احساست به وقتِ خود سرودی که از اعماق دل و اندیشه‌ی تو زاد درودی را سرودم بهر تو من با تمام دل به پایان باز هم می‌گویم این روزت گرامی باد زهرا حکیمی بافقی بداهه در مشاعره گروهی سایت ادبی شعر ناب یست و هفت شهریورماه نودوهشت روز شعر و شاعری گرامی باد سپاسگزارم از استاد فکری ارجمند برای تشکیل این سایت ادب پرور
         محمد جانی نژاد (علی مهدوی) ایینه را ایینه دیدن خطاست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0