سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 4 تير 1398
    23 شوال 1440
      Tuesday 25 Jun 2019
        هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

        سه شنبه ۴ تير

        شرب مدام

        شعری از

        حسین دیلم صالحی

        از دفتر گل وبلبل نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۷۳۸۵۷
          بازدید : ۶۸   |    نظرات : ۱۹

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر حسین دیلم صالحی

         
        روزی درِ میخانه ذکری شده ام1پیدا       وآن گفته رهایم  کرد، از دوست و از اعدا
        گفتم به چه سان است که: نزدیک ترین باشد  آن عاشق دردانه از هر نظری برما؟2
        دیدم که چو حوری او، بنشستۀ در پرده      اما که نظر دارد بر اکبر و بر صغری
        روزی دگرم آمد دیدم که همه عالم           گشتند مسخّربا هر غمزۀ آن لیلا
        دیدم که همه حلقه بنموده به گوشِ خود   آماده که آن عذرا بنموده یکی ایما
        ماندند همه خلقت، در خانۀ کیش او          مانند اگر یک دم، ماتند همه بتها
        کیشَند به عشق او، ماتَند به خشم او     ماتم که چرا انسان، ماندَست بسی تنها
        گفتا مهِ من یک دم، با عشوه و طنازی   بازآی و دگر باره، بنشین تو دمی با ما
        تا این نظرم آن بود انسان بودش عاشق   دیدم بود او عاشق بر غمزۀ این دلها
        گفتا که بیا بنگر این عالم اعلی را      گفتم که خوشم جانا در عرصۀ این دنیا
        گفتا بنگر از خود تا روی ثریا را        گفتم که دلم بسته است بر نقد همین دنیا
        گفتا که نه، نقدی نیست یک سایه که ازلطف است    گفتا بنگر ما را با جلوۀ در اعلی
        تا این که دهی جان را، مانند یکی کالا     نه جاه و مکان خواهی، نه عالم سفلی را
        گفتم منم آن بلبل، لرزد دلش از یک گل   پس نیست سزاوارم ، کوبم درِ آن اعلی3
        گفتا خموش بلبل مأیوس مشو از گل      تو جام شراب آور، آن شرب مدام از ما
         
        1-شده ام :شده است برای من
        2- وَ نَحنُ اَقرَبُ اِلَیهِ مِن حبلِ الوَرید.و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم (آیۀ 16 سوره ق)
        3- عندلیبی که به هر غنچه دلش می لرزد   بهتر آنست که در صحن گلستان برود (صائب تبریزی)
        ۷
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بزرگوار
        حکیمانه و زیبا بود خندانک
        حسین دیلم صالحی
        حسین دیلم صالحی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام استاد استکی
        سپاس از حضور ارزشمندتان
        شاگرد نوازی نموده اید
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود ارجمند خندانک

        پرمغز سرودید خندانک


        خندانک خندانک
        خندانک
        حسین دیلم صالحی
        حسین دیلم صالحی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام استاد ارجمند
        سپاس از حضور ارزشمندتان
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمدزبیر براهویی (میم دادخواه)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود خندانک

        زیبااااااااست خندانک چه نیکو برداشتی خندانک
        حسین دیلم صالحی
        حسین دیلم صالحی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام شاعر ارجمند جناب براهوئی
        سپاسگزارم
        ماندگار باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        رسول رشیدی راد(مجتبی)
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        حسین دیلم صالحی
        حسین دیلم صالحی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام جناب رشیدی
        سپاسگزارم
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        حسین دیلم صالحی
        حسین دیلم صالحی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام استاد رها
        سپاس از حضورتان
        : خندانک خندانک 2: خندانک
        ارسال پاسخ
        م فریاد(محمدرضا زارع)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود شاعر خندانک
        آفرین بر شما خندانک
        عارفانه ای سنگین خندانک خندانک خندانک
        ...قدم در هر خیابان غریبی می گذارم
        تو حتی از رگ گردن
        به من نزدیکتر هستی
        میان ظلمت جنگل
        چراغ عشق در قلبم
        شکوه دیگری دارد
        و آغوش تو باز است و تماشایی
        دلم می گوید اینجا
        در نگاه سبز تو
        گم می شوم آخر...(م. فریاد)

        لحظه هاتون نورانی خندانک
        حسین دیلم صالحی
        حسین دیلم صالحی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام استاد زارع
        سپاس از حضور ارزشمندتان
        عارفانه خوانده اید
        وجودتان مملو از نور معرفت الهی
        از شعر زیبایتان لذت بردم
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        زهرا داودی (داناک)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود فراوان استاد
        بسیار زیبا و قابل تامل
        آفرین ها
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        زهرا داودی (داناک)
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک
        خندانک
        حسین دیلم صالحی
        حسین دیلم صالحی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام استاد داودی
        سپاس از حضور ارزشمندتان
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مریم محبوب
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما خندانک

        تو جام شراب آور، آن شرب مدام از ما

        خندانک خندانک خندانک
        حسین دیلم صالحی
        حسین دیلم صالحی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام استاد محجوب
        سپاس از حضورتان ارزشمندتان
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        ایمان اسماعیلی راجی
        حدود ۱ ماه پیش
        درودها جناب صالحی عزیز
        مانا باشید به مهر
        خندانک خندانک خندانک
        حسین دیلم صالحی
        حسین دیلم صالحی
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام جناب اسماعیلی
        سپاس از حضورتان
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0