سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

جمعه ۱۹ تير

اتاقک کوچک

شعری از

بهروز چارقدچی (مجنون)

از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

ارسال شده در تاریخ ۳ روز پیش شماره ثبت ۱۴۷۱۴۷
  بازدید : ۳۲۹   |    نظرات : ۴۸

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
دفاتر شعر بهروز چارقدچی (مجنون)
آخرین اشعار ناب بهروز چارقدچی (مجنون)

اتاقک کوچک
بدون پنجره 
با درب بسته 
حتی 
چارچوب درب هم با پنبه پر شده 
اینجا تاریکی مطلق است 
 
کلید لامپ را میزنم 
رنگش سرخ است یا قرمز
نمیدانم 
کور رنگی دارم 
اینهم از مزایا یا معایب کروموزوم 
ایکس آلوده و وای است 
بگذریم 
 
لامپ را روشن میکنم
عکسهای سیاه و سفید روی دیوار خودنمایی می‌کنند 
یک دیوار عکسهای خواننده های قدیمی و بازیگرها 
بهروز، فردین، ...
یک دیوار عکس نیچه، صمد بهرنگی، فروغ و صادق 
و آن یکی دیوار 
فیدل و ....
 
بندهای آویخته از دیوارها 
گیره های روی بندها 
سینی 
محلول ظهور عکس 
و نگاتیو قدیمی منتظرم هستند 
 
چند عدد از عکس های روی بند 
هنوز نم دارند
اینجا تاریک خانه ی ذهن من است 
خوش آمدید 
 
پشت درب جمله ای نوشته شده 
با علامت هشدار
« شما با ورودتان به این اتاق، ریسک بزرگی کردید» 
« لطفا هرگز به سقف نگاه نکنید» 
 
 
۱۴
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
شاهزاده خانوم
۳ روز پیش
این‌بار می‌خوام به سوژه نمره بدم... خندانک

بیست‌ویک خندانک خندانک

درود بر جناب مجنون ارجمند خندانک
خوبه که ذهنتون پر از ایده‌ست خندانک
صبح عالی متعالی خندانک
بهروز چارقدچی (مجنون)
استاد شاهزاده خانوم
شاعر و ادیب فرهیخته
درود بر شما
قدردان حضور پر مهر و برکت حضرتعالی هستم و از نمره ای که از حضرتعالی گرفتم برد کردم

برقرار باشید
ارسال پاسخ
طاهره حسین زاده (کوهواره)
۳ روز پیش


سلام و درودها استاد چارقدچی ارجمند

در جریان سیّال ذهنی پردازش سوژه و ابژه ، شاعر ارجمند اندیشه را به تاریکخانه‌ی عکاسی تشبیه نموده است و جزییات این اتاقک را با در نظر گرفتنِ قرینه های معناییِ همسو با ابزارهای ظهور عکس در تاریکخانه توصیف نموده است . به قول مولوی

آی انسان تو همه اندیشه ای
مابقی خود استخوان و ریشه ای

اندیشه و ذهنِ انسان مثل اتاقک‌ِ تاریکخانه است و قلب انسان مثل عکاسی ماهر اگر درست و ظرایف‌مدار باورمند عمل نماید ؛ ظهور عکس هم از واقعیات روزمره و هم ادراکِ شخص از جهانِ هستیِ پیرامونی چه طبیعی و چه ماوراء طبیعی ( متافیزیکی) در این تاریکخانه‌ی ذهن، زیبا اثری دلپسند و نورپرور و چشم‌نواز و مآثر خواهد بود.‌


به قول زنده یاد هوشنگ ابتهاج ( سایه ):


زندگی زیباست ای زیباپسند
مثبت‌اندیشان ( یا زنده اندیشان ) به زیبایی رسند
آن قَدَر زیباست این بی‌بازگشت
کز برایَش می‌توان از جان گذشت


به طور کلی تاریک‌خانه یا دارک‌روم ( به انگلیسی: Darkroom) محلی
برای آن دسته از کارهای تخصصی هنر عکاسی است شاملِ (جاگذاری ِ
فیلم در کاست ها، ظهور و چاپ عکس در تشتک و ...) که باید در
محیطی کم‌نور و تقریباً تاریک انجام پذیرد.


ساختمانِ تاریکخانه نیز از نظر نور باید طوری امن باشد که هیچ‌نوری
از خارج بر آن راه نداشته باشد و ورودی ِ آن اتاقک باید طوری
طرّاحی و تعبیه شود که در مواقع ورود یا خروج اضطراریِ افراد
حین عمل ظهور عکس ، فیلم‌ها و نگاتیوها به مخاطره نیفتد.

اگر تاریکخانه دارای تهویه‌ی مناسبی نباشد؛ وجود بخار
مواد ظهور و ثبوث در روزهای گرم تابستان عملاً تاریکخانه را
به یک سونای بخار تبدیل خواهد کرد. سیستم تهویه‌ی اتاقکِ
تاریکخانه نیز باید از نظر نور دارای امنیتِ بالایی باشد.

وجود مواد اسیدی و قلیایی در داروهای ظهور و ثبوت که در
تاریکخانه از آن‌ها استفاده می‌شود ؛ لزوم قابل شست‌وشو بودنِ
کف و دیوارهای تاریکخانه را اجباری می‌گرداند.

این مواد علاوه بر قابل شست‌وشو بودن، باید در برابر مواد اسیدی
و قلیایی نیز (از قبیل خوردگی و ...) مقاومت داشته باشند.

لامپ‌هایی خاص با نورهایی بی‌ضرر یا نورهایی امن برای
تاریکخانه ، معمولاً برای تاریکخانه‌های بزرگ مورد استفاده قرار می‌گیرد.
استفاده از این نوع لامپ های مخصوص و نورها در موارد چاپِ پزتیو،
مجاز است. این لامپ‌ها که اصطلاحاً لامپ بخار سدیم نامیده می‌شوند ؛
حداقل ده برابرِ چراغ‌های عادی برای تاریکخانه روشنایی دارند.
کارکردن با این چراغ‌ها راحت‌تر و باعث خستگی کمتر عکاس می‌شود.



مآخذ مربوط به مطالعه و منابع تحقیق :

۱- پاکدل ، محمدجواد(۱۳۶۰)، تاریکخانه‌ی عکاسی ، ماهنامه ‌ی
عکاسی مردمک تهران، چاپ اول.

۲- سی. آی. جاکوبسون و آر. ای. جاکوبسون(۱۳۶۸)، ظهور(در عکاسی
و سینما)، ترجمه اکبر عالمی، انتشارات سروش تهران، چاپ دوم.

۳- عباسی، اسماعیل (۱۳۸۵). فرهنگ عکاسی. تهران: سروش.
شابک ۹۶۴-۳۷۶-۴۱۰-۹.


۴- گل گلاب، دکتر داریوش(۱۳۷۰)، بررسی فنی عکاسی،
انتشارات جهاد دانشگاهی تهران، چاپ دوم.



سلامت باشید و سرافراز و شاد


بهروز چارقدچی (مجنون)
دکتر طاهره حسین زاده ( کوهواره )
استاد نجیب و فرهیخته
درود بر شما
ابتدا قدردان حضور پر مهر و برکت حضرتعالی هستم و تشکر ویژه بابت اطلاعات و نشر آگاهی شما با ارجاع به رفرنسها
در پناه الله
ارسال پاسخ
عباسعلی استکی(چشمه)
۲ روز پیش
درود بزرگوار
بسیار زیبا و جالب بود
در سرگردانی فرهنگی جوانان قدیم
خندانک
بهروز چارقدچی (مجنون)
استاد استکی
ادیب و عارف بزرگوار
درود بر شما
دقیقا استاد. دل ما آنموقع به چند عکس سیاه و سفید و کتاب ماه سیاه کوچولو خوش بود
در پناه الله
ارسال پاسخ
محمد حسین اخباری
۲ روز پیش
درود تان باد
بسیار زیباست
با آرزوی بهترینها برایتان
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
علی عزیزی یحیی پانا
۳ روز پیش
درود برشما شاعر گرامی جناب چارقدچی
زیبا و دلنشین
قلمتان سبز مانا خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
چند عدد از عکس های روی بند
هنوز نم دارند
اینجا تاریک خانه ی ذهن من است
خوش آمدید
هدیه به شما
خوش تر به جان عزیزم
تاریک جان کجابود؟
من درخیال خام اش
افتادم به دریا
شاید چراغ راه است
این تاریکی ثریا
......
علی عزیزی یحیی پانا
۳ روز پیش
لایک اول زدم به قلب ت
آرام بگیرد
تاریک مطلق ما
از یاد او دل ما
روشن شود به دنیا
قشنگ شود این رویا
........ خندانک خندانک خندانک
بهروز چارقدچی (مجنون)
دوست شاعر و بزرگوارم
علی عزیزی
درود بر شما
قدردان حضور پر مهر شما هستم و لایک شما همیشه در قلب این کمترین حک شده ، لیکن
استاد و بزرگمان جناب فخوری پیشنهاد فرمودند از شمارش لایکها پرهیز کنیم. عشق و علاقه کیفی است سلطان ، نه کمی
شما عشقید در توان بی نهایت
ارسال پاسخ
علی عزیزی یحیی پانا
خوش تر به جان عزیزم
تاریک جان کجابود؟
من درخیال خام اش
افتادم به دریا
شاید چراغ راه است
این تاریکی ثریا
لایک اول زدم به قلبت
آرام بگیرد
تاریک مطلق ما
از یاد او دل ما
روشن شود به دنیا
قشنگ شود این رویا
کامل شعر
علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
۳ روز پیش
درود بر شما استاد چارقدچی بزرگوار 🌺🌺🌸
بسیار عالی سرودید 🌺🌸🌸

بندهای آویخته از دیوارها
گیره های روی بندها
سینی
محلول ظهور عکس
و نگاتیو قدیمی منتظرم هستند

چند عدد از عکس های روی بند
هنوز نم دارند
اینجا تاریک خانه ی ذهن من است
خوش آمدید

واقعاً دست مریزاد خندانک خندانک خندانک
بهروز چارقدچی (مجنون)
استاد حاجی پوری
ارشد خودم از جمیع جهات
درود بر شما
قدردان حضور پر مهر و محبت حضرتعالی هستم و قدردان ذره پروری حضرتعالی
در پناه الله
ارسال پاسخ
بهنود کیمیائی
۳ روز پیش
درودها
شاعر عزیز
قلمتان ماندگار

خندانک خندانک خندانک خندانک
بهروز چارقدچی (مجنون)
درود بر شما استاد کیمیایی
آرزوی بهترینها را برای حضرتعالی دارم
ارسال پاسخ
سحر کرمی
۳ روز پیش
درود و ارادت استاد چارقدچی ارجمند
عالی و زیبا بود و پر از ایده و حس احسنت بر قلم توانای شما بزرگوار
مستدام باشید و قلمتان همواره در جریان
👏👏👏🍀🌷🌷🌷🌷
بهروز چارقدچی (مجنون)
ادیب و شاعر فرهیخته
سحر کرمی
درود بر شما
قدردان حضور پر مهر و با اصالت حضرتعالی هستم بزرگوارم
برقرار باشید
ارسال پاسخ
عباس خسروی (عباس)
۳ روز پیش
سلام و احترام استاد چارقدچی عزیز
بسیار زیبا بود تصویر سازی جذابی داشت
قلم توانمندتان همواره سبز و نویسا
در پناه ایزد منان باشید
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
بهروز چارقدچی (مجنون)
ادیب و شاعر فرهیخته
دوست بزرگوارم ( عباس)
درود بر شما
زیبا نگاه پر مهر و محبت شماست بزرگوار
در پناه الله
ارسال پاسخ
معصومه خدابنده
۳ روز پیش
سلام واحترام جناب چارقدچی استاد گرانمهر
باشد که دل و قلم‌تان همواره در مسیر آرامش و نور درونی تابناک باقی بماند.🥀
چقدر پر محتوا و زیبا
پایدار باشید و سلامت
لایک چهارم خدمت شما خندانک
بهروز چارقدچی (مجنون)
استاد بزرگوارم
معصومه ی خدابنده شاعر فرهیخته
درود بر شما
قدردان حضور پر مهر و برکت حضرتعالی هستم بزرگوار. و از صمیم قلب خوشحالم پسند فرمودید
در پناه الله
ارسال پاسخ
محمدکریمی (پویا)
۳ روز پیش
درود جناب چارقدچی

شعر اتاقک را بسیار زیبا و با ملنا سرودید الهام بخش است به نوعی ورژن جدید داستان مولانا

بیاییم
نگاتیو ها را قضاوت نکنیم خندانک
بهروز چارقدچی (مجنون)
استاد محمد کریمی
دوست شاعر و فرهیخته ام
درود بر شما
نظر لطف شماست که پسند فرمودید.
همچنین رهنمون های بزرگمان استاد فخوری نیز برای ادامه این راه پر پیچ و خم بسیار ارزنده و الهام بخش هستند
شما جان من هستید
ارسال پاسخ
رحیم فخوری
۳ روز پیش
سلام استاد جان
چه مضمونی افتاده گیرت .باقلواست
بابا این تاریکخانه کلی نگاتیو بکر و بمب را از دارآویخته است، عاشقانه های پنهان ، سیاست سرخ، زندگی تاریک. فلسفه شعر، تعهد هنر وهنرمند،تصاویر و عکس های مفهومی ،سورالیسم جادویی، ول کن این سطحی نگری رامجنون!
یطوری بنویس که مثل عقرب بگزد منو یطوری بنویس که مثل صاعقه فرود آید براین مخ داغون من! ملتفتی چی عرض می کنم ؟ کبریت بکش آتیش بزن تاریک خانه را. خیلی از این به به چه چه ها، تعارف دوستانه است . خودتو را بیخود علاف حرف های نوک زبانی و کلیشه ای نکن . سبک شعرت را زدی آزاد که طفره بری به این درخواستهای این دوست دلسوزت .نه ایجورها هم نیست . شعرت کلی اطناب و حشو داره مثل «خوش آمدید»ی که به تاریک خانه نوشتی مثل ...
و...
. فیلمسازها ی آگاه خودشان تدوین فیلمشان را انجام نمی دهند چون مونتا ژکار غیر خودی با احساس مسئولیت کاری و بخاطر ریتم فیلم ،بیرحمانه شاتهای غیر مربوط و اضافی را می ریزد آشغالدونی. اما درطرف مقابل فیلمسازی داریم که پایبند خیلی از تصاویری می شوند که دوستشان دارند و با زحمت فیلم برادریش کردند. واز دلشان بر نمی آید کنار بگذارند نتیجه اش جواب عکس می دهد وفیلم با ریتم کند وبا بیحوصله گی پیش می رود و این از ذایقه یک اهل هنر کاملا بدور است
استاد جانم خیلی باید ببخشید که باصراحت نوشتم و این صراحت و قلم تلخ من فقط شامل دوستانی می شود که احساس تعهد می کنم در مقابل شعور والایشان..
قربونت برم مجنون بی لیلا .. میدانم که اوقاتت را خط خطی کردم اما چه کنم که دوستت دارم تمام. خندانک
بهروز چارقدچی (مجنون)
استاد جان
آرتیست به تمام معنی
دوست عزیز و رفیق جانم
درود بر شما
تمام فرمایشات شما را گوشواره میکنم و می اندازم گوشم
میدانید مشکل از کجا شروع شد ؟ از آنجایی که بدلیل درایت و هوش بالای تان فهمیدید که این حقیر عاشق منش و کارکتر شماست. تا فردا هم ایراد بگیرید به حق است و نوش جانم است . لیکن یک سؤال از محضرتان دارم و پر درمی‌آورم اگر پاسخ دهید. پایان شعر ، مجنون نوشته :« لطفا به سقف نگاه نکنید»
حضرتعالی در سقف چی می‌بینید؟
ارسال پاسخ
رحیم فخوری
رحیم فخوری
۲ روز پیش
سلام مجدد
استاد جان ساختاراتاق تاریک خانه ظهور عکس را استاد بانو دکتر کوهوار تشریح فرمودند اما بنده این تاریک خانه حضرت عالی را فقط یک خلأ یا خلاء (به انگلیسی: vacuum ) که به فضایی گفته می‌شود که از هرگونه ماده تهی است؛می بینم فضایی مه آ لود در تاریکی مطلق که همه انسانها این تاریکخانه را در ذهن خود دارا هستندالبته با مساحت و اندازه های متفاوت و کاملا به روح و روان مربوط،حتی در مورد علایق شخصی فرد حضور پررنگتری دارد .این اتاق تاریک ذهن انسان نه سقف دارد و نه دیوار .فقط یک در نامرئی دارد که کلیدش دست صاحبخانه است ."فروید "اتاق تاریک بزرگ و با طبقات متعدد داشت طوریکه برخی می گفتند او همه ی این اطلاعات را از خودش درمی آورد و زندگی آنقدرها هم که فروید نشان می دهد، پیچیده نیست. اماواقعا پیچیده است چطور ممکن است صبح از خواب بیدار شویم و احساس کنیم خشمی غیرقابل توضیح نسبت به شریک زندگی مان داریم، یا با اضطراب فراوان در حال دویدن باشیم تا سرویس اتوبوسی که به سوی محل کارمان می رود، از دست ندهیم. (پس تاکسی برای چیست اینهمه عذاب چرا)اینها همه ربط دارد به اتاق تاریک .
همانطور که فروید می گوید:
کسی که کلید را حقیر می شمارد، هرگز موفق به باز کردن در نخواهد شد.
حالا از شعر حضرت عالی عبور کرده در مورد خودم عرض کنم که من یک شاخه از شغلم نقاشی و دیوار نگاری در منازل است
در سقف اتاق خواب میلیاردی یارو، نقاشی های رومی قدیم را انتخاب می کند وبنده انجام می دهم .وقتی می پرسم چرا نقاشی ایرانی نمی خوای ؟می پرسم چرا سوژه باستانی آنهم روم قدیم را انتخاب کردی برای اتاق خوابت،؟
می گوید دوست دارم شبها وقتی دراز می کشم روی تخت و چشم به سقف می دوزم
بروم به عصری که علاقه داشتم در آن دوران زندگیم را سپری می کردم
...
بین استاد جان ! اینجا سقف اتاق خواب تبدیل می شود تاریکخانه ذهن این فرد و در تخیلات خود چیزی را می کاود که چون قصه ای جذاب موجب آرامش و شیرینی خوابش باشد...
ببخشید طولانی نوشتم و موجب دردسر.
البته نظرم را در مورد سقفی نوشتم که در اتاق تاریک خودم وجود دارد و تابه حال از فیزیکی بودن آن بی اطلاع و کاملا یک پرده نمایش می بینم
وجواب سئوال حضرات عالی را هم جز بی سقفی و خلاءچیز دیگری نمی دانم
اگر هست لطفا بیاموزم ..
قربون استادم که به نوشتن می آزماید مرا خندانک خندانک
بهروز چارقدچی (مجنون)
استاد جان
با افتخار دوست فرهیخته ام
درود مجدد
« خریدن ضایعات بهانه است، کوچه به کوچه دنبال تو میگردم»
باور بفرمائید سؤالم صرفا جهت یادگیری و دیالوگ‌های بیشتر بود استاد
کاشکه همسایه ی ما می‌شدی استاد
حقیر تبریزی زاده اصل هستم و عمارت پدر بزرگم پشت ارگ بود لیکن بدلیل نظامی گری پدر و سپس خودم ، آواره ی شهرهای مختلف از بجنورد تا قزوین شدیم. سپس آوارگی خودم آغاز شد از کبکان ( مرز باجگیران ) تا سمنان و تهران. تبریز ( که اکنون منزل پدریم اطراف شاه‌گلی است) برایم رویایی بیش نیست. و با اینکه همشهری هستیم ولی از هم دوریم .
بسیار آموختم از مکتبتان استاد جان
الله نگهدارتان
ارسال پاسخ
نعمت طرهانی(پورمستان)
۲ روز پیش
درود بیکران جناب مجنون فرهیخته
دست مریزاد
شعری با ایده‌ی قشنگ از شما خواندم.
با اجازه شما بنده نیز روزی حتما با فرض گرفتن «تاریک خانه ذهن» از شما شعری خواهم نوشت.
لایک هفتم تقدیم به قلم توانمندتان.

خندانک خندانک خندانک
بهروز چارقدچی (مجنون)
استاد پورمستان
دوست فرهیخته و همقطارم
درود بر شما
از صمیم قلبم خوشحالم پسند فرمودید بزرگوارم
به قول بزرگم ( استاد فخوری) : هر کس تاریک خانه ذهنی خودش را دارد. با افتخار منتظر تاریک خانه شما میمانم
در پناه الله
ارسال پاسخ
دانیال حاجی زاده (اشک)
۲ روز پیش
چه شعر جالبی بود ،آخرش ترسیدم استاد خندانک خندانک خندانک درودها
بهروز چارقدچی (مجنون)
شاعر محترم ( اشک)
چه تخلص زیبایی دارید
بنده نیز بالاجبار مجنون شدم، لیکن تخلص قاصد را دوست دارم
خیلی خوش آمدید. نترسید همه چیز تحت کنترل است ( مزاح کردم)
برقرار باشید
ارسال پاسخ
علی نظری سرمازه
۲ روز پیش
درود بر استاد مجنون مقتدر
نوستالوژی قدرتمندی را به تصویر کشیدید
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
بهروز چارقدچی (مجنون)
استاد نظری
دوست شاعر و راستگویم
درود بر شما
از صمیم قلب خوشحالم که نوستالژی قدیمی را برای جنابعالی یادآوری کردم
در پناه الله باشید دوست بزرگوارم
ارسال پاسخ
حسن گائینی (رزاس)
۲ روز پیش
به کوکِ اصلیِ سه تارم فکر میکنم
و در زیر بارانی که از سقف چکّه چکّه می کند
خود را...
عادلانه چیده ام!
هر قدر...
سرنوشت شرارت می کند
نشانه های حیات،مرا لمس می کنند
امّا...
میز
ساعت
گلدان
غبار گرفته اند
و عکس مریمِ باکره در مقابلم

تقدیم و تعظیم است به شعر شریفتان جناب مجنون گرانقدر و عزیز
شاید روزی حقیر شجاعت آنرا یافتم تا قبول خطر کنم و به آتش درون شما نزدیک شوم اما قطعاً به سقف نگاه نخواهم کرد، چون تاب آن ندارم
شما آن بالایید در یک نیروی بی منتها و من زمین گیر، این را خیلی وقت است فهمیده ام و ابایی از گفتنش ندارم
ارادت و درودم نثارتان
بهروز چارقدچی (مجنون)
استاد گائینی بزرگ آئین
دوست شاعر و همقطارم
درود بر شما
بداهه ی زیبایتان ، خود اثری ناب و شگرف است. « تصویر مریم باکره» مرا برد به عمق گناهانم یا بی‌گناهی‌ام . نمیدانم هنوز حیرانم .
آنجا که عقاب پر بریزد
از پشه ی لاغری چه خیزد
نیک میدانم حضرتعالی پیش تر از من درب آن تاریک خانه و بساط سقفش را جم کرده آید.
در پناه دادار داد آفرین باشید
ارسال پاسخ
مریم رمضانی
۲ روز پیش
اینجا تاریک خانه ی ذهن من است
خوش آمدید.
با کسب اجازه!

درود بیکران
در تاریک خانه ی ذهنتان
دیوارهای نوستالوژی و روشنفکری و ایدئولوژیک
را خوب آذین بسته اید. خندانک خندانک خندانک
بهروز چارقدچی (مجنون)
استاد مریم رمضانی
ادیب و شاعر نجیب
درود بر شما
ضمن عرض تشکر از حضور پر مهر تان، مراتب شاگردی را بعمل آورده ام استاد
ارسال پاسخ
سید مجتبی یحیی نژاد
۲ روز پیش
سلام و احترام
جناب مجنون بزرگوار
دوست ارجمندم
زیبا و پر معنی
بر مدار مهر بنویسد گرامی
خندانک خندانک خندانک خندانک
بهروز چارقدچی (مجنون)
شاعر و دوست فرهیخته ام
سید مجتبی یحیی نژاد
درود بر شما
زیبا نگاه پر مهر و محبت شماست بزرگوار
برقرار. باشید
ارسال پاسخ
ابوالحسن انصاری (الف رها)
۲ روز پیش


سلام دوست ادیب و جناب استاد چار قد چی عزیز
بسیار زیباست
شاد کام باشید خندانک

خندانک خندانک
بهروز چارقدچی (مجنون)
دوست اندیشمندم استاد انصاری
بزرگ سلسله سایت معظم شعر ناب
درود بر شما
زیبا نگاه پر مهر و برکت شماست بزرگوار. بنده نوازی فرمودید
ارسال پاسخ
منیژه قشقایی
۲ روز پیش
سلام جناب چارقد چی گرامی
تأمل برانگیز سرودید
حقیقت عرض کنم ،تاریک خانه ی ذهن خودم رو بررسی کردم
هم از گذشته ها تا حالا و ترس از آینده
اینکه اگر سقف آن آسمان گشوده نشود
تصورش هم سخت است ، خداوند خودش امان و پناه دهد
سلامت باشید در پناه پروردگار مهربان خندانک
بهروز چارقدچی (مجنون)
استاد قشقایی
شاعر و ادیب فرهیخته
درود بر شما
گذشته و آینده تصور و توهم است ( برنامه ریزی نرم افزاری مغز) زمان اکنون و حال است. پس تا میتوانید خودتان را دوست بدارید و کمک کنید که دیگران خود را دوست بدارند
در پناه الله
ارسال پاسخ
جواد مهدی پور
۲ روز پیش
درود بر شما جناب استاد چارقدچی گرامی

زیبا سرودید

زنده باشید به مهر

خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک
بهروز چارقدچی (مجنون)
دکتر جواد مهدی پور
شاعر و ادیب فرهیخته
درود بر شما
زیبا نگاه پر مهر و برکت شماست استاد
در پناه الله
ارسال پاسخ
فرشید به گزین
دیروز
سلام بهروز جان خندانک
اگه اشتباه نکنم اسم دیگرش دالتونیسمه ، کوررنگی .
و قرن هجده جان دالتون این نقیصه رو کشف میکنه . ماجرای ژنتیکش که خیلی جذابه و تعبیر خوبی ازش کردین در شعر .
در عهد شاه ماضی حسابی از رنگها کارکشیده بودن : ارتجاع سرخ و سیاه عبارت رایجی بود و اانقلاب سفید از اون ورم تو اهنگها بود که : ... حیله سفید کرده برملا و الخ .. بعدتر هم سبز داشتیم وبنفش و ...
تعلیق اخر شعرتون جالبه و راه رو برای گزینه های مختلف باز میذاره

ولی واقعیت اینه که سقف یه فشار از بالاس و دیوارها و ستونها باید تحملش،کنن

ولی با توجه به اینکه به خوانندگان در دیوارها عنایت زیادی نداشتین ، یا شرح ندادین ، میشه سقف رو به اسم فرهاد و ایرج جنتی عطایی و جناب منفرد زاده زد
به خاطر ترانه بینظیر سقف :

تو فکر یک سقفم
یه سقف بی روزن
یه سقف پابرجا
محکمتر از آهن
.
.
واسه لمس تپش دلواپسی
.
.
یه سقف رویایی
حتی مقوایی
...
افسوس
خندانک خندانک
بهروز چارقدچی (مجنون)
استاد فرشید به گزین
دوست شاعر و فرهیخته ام
درود بر شما
ابتدا بابت حضور پر مهر و محبت حضرتعالی کمال تشکر را دارم. همچنین از نگاه تیز و زیر ذره بین بردن این اثر واقعا خوشحالم
استاد جان خیلی خوشحالم که در خصوص سیاست بیشتر پیش نرفتید و با « شاه ماضی» داستان رنگها تمام شد ( مزاح)
شما جان من هستید
ارسال پاسخ
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


(متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0