شرح این قصه از این بیشتر امکانش نیست
وصف ماآآهی که زبان یاری اوصافش نیست
حرف از دست و سر و نیزه و تن شاید نیست
گویم از مدح امیدی که علمدارش نیست
🌹🌹🌹
شاعر آنقدر در این مرثیه ها بآرش نیست
وصف زیبایی عباس در الفاظش نیست
لحن شاعر به خدا در حد اوصافش نیست
🌹🌹🌹
هیبت وقدرت و شوکت که جلودارش نیست
قد رعنا و رشیدی که همانندش نیست
روی او همچو بهاریست که پاییزش نیست
ابرو آنقدر کمان است که پایانش نیست
قول من نقل عمویی که زمین جایش نیست
🌹🌹🌹
جز فرار از سر راهش سر اقبالش نیست
دشمن از ترس جلالش بجز این کارش نیست
🌹🌹🌹
بعد از او در دو جهان هیچ هلالی سر احوالش نیست
هیچ ماآآهی بجز افتادن در آب سروکارش نیست
🌹🌹🌹
ای خدا سوخت قلم درحد این کارش نیست
نثر شیرین علمدار در ایجادش نیست
🌹🌹🌹
مشکی از اشک به سوی مژه آمد دگر آرامم نیست
جز نسیم پسرِ ام بنین دگر از یادم نیست
گر ببیند مادرش حاجتی بر دگر احبابم نیست
گربگیرم نظر از ام بنینی دگر حاجاتم نیست ...
🌹🌹🌹
السلام علیک یا ام البنین.س.
السلام علیک یا ابا الفضل العباس.ع.
آیینی شورانکیز و زیباست
اجرتان با سقای دشت کربلا
جسارتا قافیه نداشت