سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

جمعه ۱۹ تير

عشق عباس ...

شعری از

عباس ابوطالب زاده

از دفتر علی اصغر.ع. نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ ۴ روز پیش شماره ثبت ۱۴۷۱۲۲
  بازدید : ۲۰۹   |    نظرات : ۳۸

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
دفاتر شعر عباس ابوطالب زاده

شرح این قصه از این بیشتر امکانش نیست 
وصف ماآآهی که زبان یاری اوصافش نیست 
حرف از دست و سر و نیزه و تن شاید نیست
گویم از مدح  امیدی که علمدارش نیست
🌹🌹🌹
شاعر آنقدر در این مرثیه ها بآرش نیست
وصف زیبایی عباس در الفاظش نیست
لحن شاعر به خدا در حد اوصافش نیست
🌹🌹🌹
 هیبت وقدرت و شوکت  که جلودارش نیست
 قد رعنا و رشیدی که همانندش نیست
 روی او همچو بهاریست که پاییزش نیست
ابرو آنقدر کمان است که پایانش نیست
قول من نقل عمویی که زمین جایش نیست
🌹🌹🌹
جز فرار از سر راهش سر اقبالش نیست 
دشمن از ترس جلالش بجز این کارش نیست 
🌹🌹🌹
بعد از او در دو جهان هیچ هلالی سر احوالش نیست
هیچ ماآآهی بجز افتادن در آب سروکارش نیست
🌹🌹🌹
ای خدا سوخت قلم درحد این کارش نیست
نثر شیرین علمدار در ایجادش نیست
🌹🌹🌹
مشکی از اشک به سوی مژه آمد دگر آرامم نیست 
جز نسیم پسرِ ام بنین دگر از یادم نیست 
گر ببیند مادرش حاجتی بر دگر احبابم نیست 
گربگیرم نظر از ام بنینی دگر حاجاتم نیست ...
🌹🌹🌹
السلام علیک یا ام البنین.س.
السلام علیک یا ابا الفضل العباس.ع.
۶
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
عباسعلی استکی(چشمه)
۴ روز پیش
درود بزرگوار
آیینی شورانکیز و زیباست
اجرتان با سقای دشت کربلا
جسارتا قافیه نداشت خندانک
عباس ابوطالب زاده
درود بر شما 🌹
ارسال پاسخ
طاهره حسین زاده (کوهواره)


یا عزیزالله یا ابالفضل العبّاس بن امیرالمومنین
یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجهِ الْحُسَینِ
اِکْشِفْ کَرْبى بِحَقِّ اَخیک الْحُسَیْنِ علیه‌السلام.

طاهره حسین زاده (کوهواره)
۲ روز پیش


خندانک به نام یکتا خدای هستی بخش خندانک

ببخشیدم که دیرآمدم و هرچه‌می نویسم
سمعاً طاعتآ بر امر شماست و به شرمندگیِ الکن‌بیانم خندانک


السَّلَامُ عَلَی الْعَبَّاسِ بْنِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ،
الْمِوَاسِی أَخَاهُ بِنَفْسِهِ، الْآخِذِ لِغَدِهِ مِنْ أَمْسِهِ،
الْفَادِی لَهُ الْوَاقِی، السَّاعِی إِلَیهِ بِمَائِهِ الْمَقْطُوعَهِ یدَاهُ ...


سلام بر حضرت علمدار عباس بن امیرالمؤمنین،
که با جان خویش برادرش را یاری می‌کرد و به خاطر او
از جان و خواسته‌ی دل خود گذشت و برای فردای قیامتش
از دنیایش بهره گرفت، و خودش را فدای برادرش کرد
و برای او نگهبان و سربازی فداکاری بود و با وجودی که
خودش سخت تشنه بود؛ اما تلاش کرد آبی را که داشت
به حسین و خیمه ها برساند. آنکه دو دستش بریده شد..... .


حضرت عبّاس بن علی بن ابی‌طالب (۲۶-۶۱ ه. ق) مشهور به ابوالفضل پنجمین پسر امام علی(ع) و اولین فرزند ام‌البنین است. مهم‌ترین فراز زندگی او حضور در واقعه کربلا و شهادت در روز عاشورا است. دربارهٔ زندگی و احوالات ایشان تا قبل از ماه محرم ۶۱ ه . ق اطلاعات چندانی وجود ندارد جز این‌که بر اساس برخی گزارش‌ها در جنگ صفین نیز همراه پدر شریفش حضور داشته است.

چلکوسکی ، ایران‌شناس و تعزیه‌پژوه آمریکایی، زندگی ایشان را آمیخته هایی بافته‌ از تاریخ و افسانه می‌داند. کتاب‌هایی که به‌طور مستقل دربارهٔ عباس بن علی نوشته شده‌اند ؛ بیشتر مربوط به قرن ۱۴ و ۱۵ هجری قمری هستند نظیر عبدالواحد مظفّر نویسنده‌ی مجموعه سه جلدی بطل العلقمی ( درگذشت: ۱۳۱۰ق) ، محمدابراهیم کلباسی نجفی نویسنده خصائص العباسیة (درگذشت: ۱۳۶۲ق)، محمدعلی اردوبادی نویسنده حیاة ابی‌الفضل العباس (درگذشت: ۱۳۸۰ق)، موسوی مُقَرَّم نویسنده کتاب قمر بنی‌هاشم العباس (درگذشت: ۱۳۹۱ق) و ربانی خلخالی مؤلف کتاب چهره درخشان قمر بنی‌هاشم (درگذشت: ۱۳۸۹ش).

ولی حقیقت این است که ایشان در واقعه کربلا، فرمانده و پرچمدار سپاه امام حسین(ع) بود و برای همراهان امام حسین(ع) از فرات آب می آورد. عباس به همراه برادرانش دو تا امان‌نامه‌ی مکتوب از طرف عبیدالله بن زیاد را رد کردند و در س‍پاه امام حسین(ع) جنگیدند و شهید شدند.

به گفته‌ی صادق برخی از کتاب‌های مقتل، اخرین باری که‌می‌رفت از شریطه‌ی فرات و نهر علقمه آب براز خیمه های برادرش بیاورد ؛ در روز عاشورا در حالی که دو دستش بریده شده بود و گرز آهنین بر سرش فرود آمده بود ؛ به طرز فجیعی شهید شدند . برخی، گریه امام حسین(ع) بر بالین او را گزارش کرده‌اند.

برخی منابع او را دارای قدّی رعنا و بسیار بلند و چهره‌ای زیبا توصیف کرده‌اند که در شعر شما نیز امده است .

امامان شیعه در احادیثی شاء ن و مقام بالایی برای حضرت عباس در بهشت بیان کرده‌اند و نیز کراماتِ فراوانی از او با مضمون برآورده کردن حاجات مردمان مختلف جهان حتی غیرشیعیان و غیرمسلمانان نقل شده است.

شیعیان برای حضرت عبّاس (ع) جایگاه معنوی بالا و خاصی قائلند؛ او را باب‌الحوائج می‌خوانند و به ایشان متوسل می‌شوند. حرم حضرت عباس(ع) در نزدیکی حرم امام حسین(ع) یکی از مهم‌ترین مکان‌های زیارتی شیعیان است.

همچنین شیعیان از ایشان با تعبیر سقّای حرم و کربلا یاد می‌کنند و روز تاسوعا، نهم محرم را به یاد حضرت عبّاس عزاداری می‌کنند. این روز در ایران تعطیل عمومی است. همچنین در ایران روز تولّد حضرت عبّاس با عنوان روز جانباز نام‌گذاری شده است. مکان‌های متعددی همچون سقاخانه، عباسیه و سقانفار به نام حضرت عبّاس ساخته شده است.

عبّاس را یکی از برجسته‌ترین شخصیت‌های قیام امام حسین(ع) عنوان کرده‌اند. با این حال در بیشتر کتاب‌هایی که به صورت مجزا دربارهٔ حضرت ابالفضل العباس(ع) نوشته شده است ؛ گزارشی تاریخی یا روایتی دربارهٔ عباس(ع) از زمان حرکت امام حسین(ع) از مدینه به مکه و سپس از مکه به کوفه تا قبل از ماه محرم سال ۶۱ ه. ق وجود ندارد.

نویسنده‌ی کتاب « خطیب کعبه »، خطبه‌ای زیبا را به عباس(ع) نسبت داده است و آن را به استناد یادداشتی ، به کتاب « مناقب سادة الکرام » مستند می‌داند و خود تصریح دارد که این کتاب را ندیده است. بر اساس این گزارش علمی و تاریخی و تحقیقی ، حضرت عبّاس (ع) در روز هشتم ذی‌الحجه خطبه‌ای را بر فراز بام کعبه ایراد فرموده اند و در آن با اشاره به جایگاه امام حسین(ع) و معرفی یزید به عنوان شراب‌خواری که لیاقت خلافت مردم را ندارد ؛ به بیعت مردم با یزید انتقاد کرده‌اند .

ایشان در ضمن خطبه عنوان نموده اند تا زمانی که زنده است اجازه نخواهد داد کسی امام حسین(ع) را به شهادت برساند و تنها راه شهادت امام ، کشتن عباس است.

اما فردی به نام جویا جهان‌بخش در مقاله‌ای با تکیه بر نقد ادبی متن خطبه و ناشناس بودن نویسنده و اصل کتاب، آن را رد می‌کند و تصریح می‌کند که این ماجرا در منابع دیگر یافت نمی‌شود.

به گزارش منابع معتبر تاریخی وقتی دشمن آب را بر کاروان امام حسین(ع) بست و تشنگی و عطش به حرم و اصحاب فشار آورد ؛ امام ، عباس را همراه سی اسب‌سوار و بیست پیاده‌نظام با بیست مَشکِ آب ، روانه‌ی شریعه فرات نمود تا آب بیاورند. آنها شبانه نزدیک شریعه شدند اما عمرو بن حجاج و یارانش قصد ممانعت از رسیدن آنان به شریعه را داشتند که حضرت عبّاس و همراهانش آنها را عقب رانده و خود را به شریعه رساندند و مَشک‌ها را پر از آب کردند. در حین بازگشت از شریعه عمرو بن حجاج و یارانش ، بر آنان هجوم بردند. عباس و دیگر سوارکاران راه را بر دشمن بستند تا پیاده‌نظام‌ها آب را به اردوگاه رساندند.

هنگامی که کاروان حسینی در کربلا بودند؛ دشمن برای حضرت عبّاس و برادرانش دو امان‌نامه آورده اند.

۱- امان‌نامه عبدالله بن ابی‌محل

وقتی شِمر بن ذی‌الجوشن نامه‌ی جنگ با امام حسین(ع) یا تسلیم شدن وی را از ابن زیاد گرفت ؛ هنگام خروج از قصر عبدالله بن ابی‌محل برادرزاده ام‌البنین از همراهان شمر، از عبیدالله بن زیاد برای پسرعمّه‌های خود عبّاس و برادران او امان‌نامه‌ای گرفت و آن را از طریق مولای خود به اردوگاه امام حسین(ع) برای فرزندان ام البنین فرستاد. وقتی فرستاده ‌ی او بر عبّاس و برادرانش وارد شد به آن‌ها گفت: این امان‌نامه را داییِ شما برایتان فرستاده است. آن‌ها در پاسخ گفتند: به دایی ما سلام برسان و بگو ما نیاز به امان‌نامه نداریم و امان خداوند برای ما بهتر از امان‌نامه إبن سمیه است.

۲- امان‌نامه شِمر بن ذی‌الجوشن

که شب نهم محرم، شمر مقابل اصحاب حسین(ع) ایستاد و گفت: پسران خواهرم کجایند؟! عبّاس، جعفر و عثمان از خیمه بیرون آمده و گفتند: چه می‌خواهی؟ شمر گفت: شما در امانِ ما هستید. آن‌ها گفتند: اگر تو دایی ما هستی خدا تو و امان‌نامه‌ات را لعنت کند. فقط برای ما امان‌نامه آوردی و پسر پیامبر را رها کردی؟!

ابن اعثم (درگذشت ۳۱۴ق) در گزارشی این‌گونه نقل کرده است: وقتی شمر پسران ام‌البنین را صدا زد، حسین به برادرانش گفت: جواب او را بدهید هر چند فاسق باشد . زیرا او از دایی‌های شماست. حضرت عبّاس و برادرانش به شمر گفتند: چه می‌گویی؟ شمر گفت: ای فرزندان خواهرم! شما در امانید. خودتان را با حسین به کشتن و قتل ندهید و از امیرالمؤمنین یزید اطاعت کنید. در این هنگام عبّاس بن علی گفت: مرگ بر تو ای شمر! خدا تو و امان‌نامه‌ات را لعنت کند؛ ای دشمن خدا! آیا به ما می‌گویی از دشمن اطاعت کنیم و دست از یاری برادرمان برداریم؟!

گزارشی دیگر توسط ابن کثیر (درگذشت ۷۷۴ق) برخلاف بسیاری از متون کهن، این‌گونه نقل شده است: برادران حسین به شمر گفتند: اگر به ما و برادرمان حسین امان می‌دهی ؛ ما نیز امان‌نامهٔ تو را قبول می‌کنیم و گرنه ما نیازی به امان‌نامه‌ات نداریم. ولی ظاهراً گزارش‌های ابن کثیر و ابن اعثم به‌خاطر تأخّر زمانی و محتوای آن ، قابل تأمل و برخلاف گزارش کتب معتبر کهن و مقتل ها است.


رجزهای حماسی و عاشقانه‌ی مختلفی از حضرت عبّاس(ع) نقل شده است؛ از جمله:

أقسَمتُ بِالله الأَعَزِّ الأَعظَم
وَ بِالحَجونِ صادِقاً وَ زَمزَم‏
وَ بِالحَطیمِ وَالفَنَا المُحَرَّمِ
لَیُخضَبَنَّ الیَومَ جِسمی بِدَمی
دونَ الحُسَینِ ذِی الفَخارِ الأَقدَمِ
إمامُ أهلِ الفَضلِ وَالتَّکَرُّم‏


ترجمه: به خدای عزیزترین و شکوه‌مندترین، صادقانه سوگند و نیز به حجون و به آب زمزم. به خانه خدا و ساحت مسجد الحرام سوگند که امروز پیکرم به خون ، رنگین خواهد شد. پیش پای حسین که صاحب و پیشگام در فضیلت‌ها و افتخارات است و پیشوای اهل فضیلت و کرامت است.


لا أرهَب الموتَ إذ الموتُ زقا
حتی أُواری فی المصالیت لقا
نفسی لنفس المصطفی الطُّهر وَقا
انی أنا العباس أغدو بالسِّقا
و لا أخاف الشر یوم المُلتقی
و لا أخاف الشر یوم الملتقی


ترجمه: از مرگ نمی‌ترسم هنگامی که بانگ بزند؛تا وقتی که میان مردان کار آزموده افتاده و به خاک پوشیده شوم و جان من سپر و فدایی جان حسین است که برگزیده و پاک است و من عبّاس هستم که با مَشک می‌آیم و روز نبرد از شرّ دشمنان هیچ باکی ندارم.


مرگ اگر مرگ است گو نزد من آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من از آن عمری ستانم جاودان
او زمن دلقی ستاند رنگ رنگ


وَاللهِ إن قَطَعتُمُ یَمینی
إنّی اُحامی أبَداً عَن دینی‏
وعَن إمامٍ صادِقِ الیَقینِ
نَجلِ النَّبِیِّ الطّاهِرِ الأَمین

ترجمه: به خدا سوگند! اگر چه دست راستم را قطع نمودید ؛ ولی من پیوسته از دینم و از امامی که در یقینش صادق است و فرزند پیامبر پاک و امین است ؛ حمایت می‌کنم.


به گفته ‌ی فخرالدین طریحی عالم قرن ۱۱ ه. ق در کتاب المنتخب ، حضرت عبّاس (ع) وقتی وارد شریعه فرات شد ؛ دستانش را پر از آب کرد تا بنوشد اما وقتی آن را به صورت خود نزدیک کرد به یاد تشنگی و عطش حسین افتاد و آب را رها کرد و با لب تشنه به همراه مشکی پر از آب از فرات بیرون آمد.

علّامه مجلسی نیز در بحار الانوار همین مطلب را بدون ذکر نام منبع اصلی آورده است. حبیب‌الله چایچیان شاعر و مرثیه‌سرای اهل‌بیت(ع) در این باره چنین سروده است:


کربلا کعبهٔ عشق است و من اندر احرام
شد در این قبلهٔ عشاق دو تا تقصیرم
دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد
چشم من داد از آن آبِ روان تصویرم
باید این دیده و این دست دهم قربانی
تا که تکمیل شود حجّ من و تقدیرم

اردوبادی با تحلیل چند شعر و بخشی از متن زیارت ناحیه مقدسه تلاش کرده است ثابت کند که این واقعه اتفاق افتاده است.


جویا جهان‌بخش، تراث‌پژوه، در یادداشتی با تصریح به این که این واقعه در متون کهن نیامده است و احتمال می‌دهد این داستان ریشه در سوگ‌سروده‌ای کهن در مقاتل الطالبیین داشته باشد که در آن گفته شده که ابوالفضل با همه تشنگی آب را نثار برادرش حسین (ع) کرد...


یکی از مهم‌ترین فضائل و ویژگی‌های عباس(ع) را همراهی و زندگی کردن با امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) می‌دانند.

عبدالرزاق مقرم در کتاب العباس، جمله‌ای را از کتاب اسرار الشهادة به عنوان حدیث از معصومان نقل کرده است که عباس بهره‌ی وافری از علم داشته است.جعفر نقدی دربارهٔ او می‌نویسد : « او از نظر دانش، پارسایی، نیایش و عبادت از بزرگان اهل‌بیت است.» . برخی معتقدند اگرچه عبّاس(ع) در درجه‌ی چهارده معصوم نیست ؛ اما نزدیک‌ترین فرد به آنان است.

حضرت عبّاس(ع) پنج امام معصوم را دیده است. امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) که در واقعه‌ی کربلا حضور داشته است.

سیّد محمّدعلی ریاضی شاعر آیینی قرن چهارده شمسی در شعری معروف به این فضیلت شاره کرده است.

عَمِّ امام و اَخ و ابن امام
حضرت عباس علیه‌السلام
چار امامی که ترا دیده‌اند
دست علم‌گیر تو بوسیده‌اند


نویسندگان متأخر نوشته‌اند که ادب عبّاس(ع) زبانزد خاص و عام و بود و ایشان هرگز خود را همسان دو برادر بزرگ‌ترش یعنی امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نمی‌دانست و همیشه آنان را امامِ خودش می‌دانست و در مقابل آنها مطیع و فرمانبردار بود و سربزیر و‌ متواضع و همواره آن دو را با خطاب « یابن رسول‌الله »، « یاسیّدی » و شبیه این‌ القابِ شریف مودّبانه و با بزرگداشت خطاب می‌نمود.

کلباسی در کتاب خصائص العبّاسیه معتقد است که حضرت عباس(ع) صورت خوش و سیرت مقبولی داشت و از همین رو بود که او را قمر بنی‌هاشم می‌خواندند.

از قاتل حضرت عبّاس(ع) نیز نقل شده که گفته در کربلا مَردی خوش‌اندام و زیباروی را کُشتم که بین دو چشمش نشانه‌ی سجده بود.

بر اساس برخی گزارش‌ها، او از چهره‌های خاص بنی‌هاشم به‌شمار می‌رفت که بدنی قوی و قدی بلند داشت تا حدی که وقتی روی اسب می‌نشست پاهایش روی زمین کشیده می‌شد.

یکی از فضائل حضرت عبّاس(ع) که به ادعای کلباسی دوست و دشمن آن را ستوده‌اند و هیچ‌کس نمی‌تواند آن را انکار کند، شجاعت و غیرت ایشان است. برخی کرم و بخشش عبّاس(ع) را از دیگر فضائل او عنوان کرده‌اند به نحوی که میان مردم این رفتار او ضرب‌المثل بوده است.

کرامات حضرت عباس در بین شیعیان معروف است و داستان‌های متعددی دربارهٔ شفای بیماران یا حل سایر مشکلات با توسل به حضرت عبّاس بین مردم جاری است؛ کتاب « در کنار علقمه کرامات العباسیه »، ۷۲ واقعه از این کرامات را گردآوری کرده است.

ربانی خلخالی نیز در کتاب « چهره‌ی درخشان قمر بنی‌هاشم » حدود هشتصد کرامت از عباس(ع) جمع‌آوری کرده و در هر جلد بیش از ۲۵۰ واقعه را نقل کرده است. با این حال برخی از این داستان‌ها تکراری نقل شده‌اند. به نوشته این منابع، کرامت‌های حضرت عبّاس اختصاص به شیعیان ندارد و کرامت‌هایی نیز از حضرت عبّاس در حق معتقدان سایر ادیان و مذاهب مثل اهل‌سنت، مسیحیان، کلیمیان و زرتشتیان نقل شده است.




و اما سروده‌ی زیبایی که شما شاعر ارجمند و همنام حضرت عبّاس (ع) به طرزی ناب و ارزشمند ارائه فرمودید ؛ اثری برآمده از احساسات عمیق قلبی و مذهبی و عرضِ ارادتی خالصانه به ساحت مقدّس و کرامت‌مدار حضرت ابوالفضل العبّاس بن امیرالمومنین (ع) و حضرت ام‌البنین (س) است.

برای بررسی این دلگویه‌ی خلوص‌اندیش از منظر نقدادبی و علمی ، بایست آن ر ا در سه مقوله‌ی اصلی ساختار و فرم صنایع بدیعی و آرایه‌های ادبی و نیز از جنبه‌ی زیبایی‌شناسی و زبان و معنا واکاوی و تحلیلی مُداقه‌محور نمود .

از حیث علم عروض و قافیه در ادبیات کلاسیک فارسی ، این شعر عزیز بیشتر در جَرگه‌ی شعر هیئتی و نوحه‌ای مدیحه ای یا کلاً در گروه نثر مسجّع ِ آهنگین می‌تواند قرار داشته باشد تا یک قالب کلاسیک استاندارد مانند غزل یا قصیده.

از لحاظ کاربردِ قافیه و ردیف، شاعر ارجمند عبارت ( ش نیست ) ( و در بند آخر م نیست ) را به عنوان ردیف انتخاب نموده اند که در ایجاد موسیقیِ کناری شعر موفق عمل کرده است. اما از نظر علمی، قافیه‌نگاری در این شعر درست رعایت نشده است.

در شعر عروضی ، کلمات پیش از ردیف باید دارای حروف مشترک ( وَ حرفِ رَوی) باشند. در این شعر کلماتی مانند ( امکان، اوصاف، شاید، علمدار، بارش، الفاظ، جلودار، همانند، پاییز و... ) به عنوان قافیه در نظر گرفته شده‌اند که از نظر آوایی و ساختاری اکثراً هم‌قافیه نیستند.

شعر زیبامحتواست اما فاقد وزن یکپارچه و استاندارد عروضی است و مصاریع از نظر طول و هجا با یکدیگر تقارن ندارند. با این حال، شعر دارای یک ریتم درونی مشخص است که نشان می‌دهد احتمالاً برای خوانده شدن در قالب یک نوحه یا دکلمه ای با یک ملودی خاص سروده شده است.

در اشعار آیینی معاصر که برای اجرا در هیئات مذهبی سروده می‌شوند ؛ گاهی وزن عروضی فدای ریتم موسیقایی (ضرب‌آهنگ) می‌شود و شکلی هجایی پیدا می کند.


تغییر زاویه دید و ردیف در بند پایانی که از ( ش نیست ) به ( م نیست) در جملاتِ (آرامم نیست ؛ یادم نیست و...) تغییر یافته است . این چرخش یهویی، نمایانگر تغییر زاویه دید نگارنده ارجمند از حالت توصیف ممدوح = (حضرت عباس) به بیان حال درونی خودِ شاعر است که از نظر روان‌شناسی متن ، چرخش ِ جذاب و جالبی محسوب می‌شود.

از لحاظ آرایه های ادبی ، نقطه‌ی قوّت اصلی این دلگویه‌ی ظریف اندیش تصویرسازی‌های بدیع و گره‌خوردگی عاطفی آن با نمادهای عاشورایی است. شاعر بزرگوار توانسته با استفاده از آرایه‌های ادبی ، ارادت خالصانه‌ی خود را به زیبایی به تصویر بکشد .

مثلاً :

استفاده از صنعت ادبی استعاره و مراعات‌نظیر و شبکه معنایی در بیت : « مشکی از اشک به سوی مژه آمد دگر آرامم نیست» ؛ گوینده شاهکاری از تصویرپردازی و ایماژ را خلق نموده است. تشبیه اشکِ جمع شده در چشم به « مشک آب »، هم به لحاظ فرمی ( پر شدن و ریختن ) و هم به لحاظ معنایی ( اشاره به مشک پاره‌شده‌ی حضرت عباس ) بسیار هنرمندانه و تاثیرگذار است. تناسب و مراعات النظیر میان کلماتِ ( مشک، اشک و مژه) بسیار قوی است.
کاربرد آرایه‌ی تلمیح (اشاره به داستان‌های تاریخی و شواهد قرآنی ) در سطرِ « هیچ ماهی به‌جز افتادن در آب سروکارش نیست ) ، تلمیحِ بسیار زیبایی به لقب حضرت عباس یعنی (قمر بنی‌هاشم) و رسیدن ایشان به آب فرات و نگاه کردن در آب وجود دارد. ماهِ افتاده در آب، نمادی از انعکاس تصویر ایشان در نهر علقمه است.

تشبیه و اغراق نیز از دیگر صنایع بدیعی این شعر است
مثلاً در بیتِ ( روی او همچو بهاری‌ست که پاییزش نیست ) ؛ تشبیه چهره و رُخسار به بهاری جاودان، نشان از طراوت و زیبایی همیشگی و دایمی ایشان دارد. یا در بیت ِ ( ابرو آن‌قدر کمان است که پایانش نیست ) ؛ کاربردِ ایهام اغراق برای بیان زیباییِ بی‌حد و حصر هیبت معصوم ایشان و تاثیرِ نور چهره‌ی حضرت عبّاس (ع) در قلوب شیعیان و دوستداران‌شان هوشمندانه آمده است .

در ابیات ابتدایی (شرح این قصه از این بیشتر امکانش نیست / وصف ما آهی که زبان یاری اوصافش نیست ) و در ابیات میانی (ای خدا سوخت قلم در حد این کارش نیست)، شاعر از آرایه رایج در ادبیات مدحی یعنی اظهار عجز در توصیف مقام و شان ممدوح سخن می گوید ؛ یعنی اعتراف و اقراری ژرف اندیش به ناتوانی قلب و قلم و زبان شاعر در بیان عظمت بیکرانه‌ی ممدوح ، که خود نوعی مدحِ غیرمستقیم و ذکرِ کمالِ جمالی شکوهمند است.

زبان و لحن این شعر زیبا ترکیبی از واژگانِ دلپسند و حماسی مثل ( هیبت، شوکت، جلال، قد رعنا) و واژگان عاطفی و نرم ( نسیم، اشک، مادر، حاجات) است. وجودِ این تضاد زبانی به خوبی دو وجهه‌ی شخصیتی حضرت عباس (ع) یعنی جنگاوری و شجاعت در برابر دشمن، و لطافت و ادب و غیرت در برابر خانواده را نشان می‌دهد. لحن شعر در ابتدا حماسی و توصیفی است ( توصیفی از غیرت و هیبت و ابرو و فرار دشمن)، اما در بندهای پایانی به لحنی تضرّع‌آمیز و آهنگی مرثیه‌وار و توسل‌گونه و محبّت‌مرام تبدیل می‌شود که با سلام به حضرت ام‌البنین(س) به اوجِ هنرپروری خویش می‌رسد.

در نهایت این‌که اگر بخواهیم این متن ادبی گران‌ارج را با متراژ و معیارها و پارامترها و خصایصِ ِ گاه خشن و خشکِ شعر کلاسیک فارسی ( غزل یا قصیده ) بسنجیم ؛ اثر گاهی دارای ضعف تألیف ، شکستگی وزن و اغلب دچارِ فقدان قافیه‌های مهندسی‌شده است. اما اگر آن را با انصافی حق‌پرداز به عنوان یک دلنوشته‌ی آهنگینِ اصالت‌نگار یا شعر آزاد آیینی و‌ مَدحی در نظر بگیریم ؛ دلگویه‌ای است که بسیار موفق عمل نموده است ، صمیمی و سرشار از عاطفه و خلوص دلی باصفا است . تصاویر زیبا و دل‌انگیز و مردم‌پسندی مانند ( مَشکی از اشک) و ( ماهی که در آب افتاده ) نشان‌دهنده‌ی طبع لطیف و رَوانِ شاعر ارجمند و نگاه شاعرانه‌ و دقیق ایشان به وقایع عاشوراست. این متن نگاریِ زیبای آیینی برای دکلمه شدن در لحنی محزون و نآثربیان، قدرت اثرگذاری بالایی بر مخاطب خواهدداشت.


کاستی ها را لطفا ببخشیدم خندانک خندانک خندانک
درپناه امن الهی و سایه سار نورپرور معصومین(ع)
شاد و سلامت و پیروز باشید خندانک خندانک خندانک


التماس دعا خندانک

عباس ابوطالب زاده
متشکرم از شما 🙏🏻 این نقد نشان از علم و اندیشه شما در فرهنگ شناسی اصیل و ادبیات شناسی کامل دارد .متشکرم از بذل توجه شما
ارسال پاسخ
عباس خسروی (عباس)
۴ روز پیش
سلام و احترام ابوطالب زاده
قلم متعهدتان سبز
اجرتان با سقای دشت کربلا
پاینده و برقرار باشید
خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک
خندانک
عباس ابوطالب زاده
درود بر شما 🌹
ارسال پاسخ
طاهره حسین زاده (کوهواره)

یا عزیزالله یا ابالفضل العبّاس بن امیرالمومنین
یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجهِ الْحُسَینِ
اِکْشِفْ کَرْبى بِحَقِّ اَخیک الْحُسَیْنِ علیه‌السلام.

ارسال پاسخ
عباس ابوطالب زاده

سلام علیک یا ابا الفضل العباس
استاد کوهواره منتظر نقد سازنده شما بر این شعر بودم ...
طاهره حسین زاده (کوهواره)

سلام سپاس چشم به شرطِ توفیق خدمت می‌رسم .



بهنود کیمیائی
۴ روز پیش
درود شاعر گرامی



خندانک
عباس ابوطالب زاده
درود بر شما
ارسال پاسخ
طاهره حسین زاده (کوهواره)


یا عزیزالله یا ابالفضل العبّاس بن امیرالمومنین
یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجهِ الْحُسَینِ
اِکْشِفْ کَرْبى بِحَقِّ اَخیک الْحُسَیْنِ علیه‌السلام.

ارسال پاسخ
میکائیل نجفی(سراب )
۴ روز پیش
درود بر شما..
زیبااست و بسیار دلنشین..
اجرتون با امام نور..
خندانک خندانک
خندانک
عباس ابوطالب زاده
درود بر شما 🌹
ارسال پاسخ
طاهره حسین زاده (کوهواره)


یا عزیزالله یا ابالفضل العبّاس بن امیرالمومنین
یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجهِ الْحُسَینِ
اِکْشِفْ کَرْبى بِحَقِّ اَخیک الْحُسَیْنِ علیه‌السلام.


ارسال پاسخ
عباس ابوطالب زاده
برقرار باشید 🌹
ارسال پاسخ
طاهره حسین زاده (کوهواره)


یا عزیزالله یا ابالفضل العبّاس بن امیرالمومنین
یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجهِ الْحُسَینِ
اِکْشِفْ کَرْبى بِحَقِّ اَخیک الْحُسَیْنِ علیه‌السلام.


محمدکریمی (پویا)
۴ روز پیش
خندانک 🙏
عباس ابوطالب زاده
متشکرم از بذل عنایت شما 🌹
ارسال پاسخ
طاهره حسین زاده (کوهواره)

یا عزیزالله یا ابالفضل العبّاس بن امیرالمومنین
یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجهِ الْحُسَینِ
اِکْشِفْ کَرْبى بِحَقِّ اَخیک الْحُسَیْنِ علیه‌السلام.

ارسال پاسخ
طوبی آهنگران
۴ روز پیش
سلام و ادب احترام جناب ابو طالب زاده ی گرامی
بسیار عالی دست مریزا بر شما شاعر گرامی
عباس ابوطالب زاده
سلام متشکرم از بذل توجه شما 🌹
ارسال پاسخ
طاهره حسین زاده (کوهواره)


یا عزیزالله یا ابالفضل العبّاس بن امیرالمومنین
یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجهِ الْحُسَینِ
اِکْشِفْ کَرْبى بِحَقِّ اَخیک الْحُسَیْنِ علیه‌السلام.

سید مجتبی یحیی نژاد
۳ روز پیش
سلام و احترام
مشکی از اشک به سوی مژه آمد دگر آرامم نیست
زیبا و اندیشه محور
خندانک خندانک خندانک
عباس ابوطالب زاده
سلام و درود سید بزرگوار متشکرم از بذل توجه شما 🌹
ارسال پاسخ
طاهره حسین زاده (کوهواره)


یا عزیزالله یا ابالفضل العبّاس بن امیرالمومنین
یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجهِ الْحُسَینِ
اِکْشِفْ کَرْبى بِحَقِّ اَخیک الْحُسَیْنِ علیه‌السلام.

مریم رمضانی
۳ روز پیش
سلام علی ساقی عطاشی کربلا
درودها شاعر متعهد و توانا! خندانک خندانک خندانک
مرحبا!
گردش دور قمر سنگین است
اُف بر آن دم که عدو خندیده!
برکت قلمتان روزافزون خندانک
عباس ابوطالب زاده
سلام و درود بر شما متشکرم از بذل توجه شما 🌹
ارسال پاسخ
طاهره حسین زاده (کوهواره)



یا عزیزالله یا ابالفضل العبّاس بن امیرالمومنین
یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجهِ الْحُسَینِ
اِکْشِفْ کَرْبى بِحَقِّ اَخیک الْحُسَیْنِ علیه‌السلام.


ابوالحسن انصاری (الف رها)
۳ روز پیش
.

دلنشبن و زیبا ست درود بر شما خندانک


خندانک خندانک
عباس ابوطالب زاده
متشکرم از بذل توجه جنابعالی 🌹🌹
ارسال پاسخ
طاهره حسین زاده (کوهواره)


یا عزیزالله یا ابالفضل العبّاس بن امیرالمومنین
یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجهِ الْحُسَینِ
اِکْشِفْ کَرْبى بِحَقِّ اَخیک الْحُسَیْنِ علیه‌السلام.

علی عزیزی یحیی پانا
۳ روز پیش
درود برشما شاعر گرامی
خندانک خندانک
عباس ابوطالب زاده
سلام و درود متشکرم از بذل توجه شما 🌹
ارسال پاسخ
طاهره حسین زاده (کوهواره)


یا عزیزالله یا ابالفضل العبّاس بن امیرالمومنین
یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجهِ الْحُسَینِ
اِکْشِفْ کَرْبى بِحَقِّ اَخیک الْحُسَیْنِ علیه‌السلام.

علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
۲ ساعت پیش
درود بر شما جناب ابوطالب زاده بزرگوار 🌺🌺🌺
زیبا سرودید 🌺🌸🌸
چون پنجره نقد را بسته‌اید نمی‌توانم در مورد قافیه‌ها مطلبی عرض کنم 🙏
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0