جمعه ۱۹ تير
شبیه باران شعری از زهرا شاتقی
از دفتر شعرناب نوع شعر غزل
ارسال شده در تاریخ ۵ روز پیش شماره ثبت ۱۴۷۰۹۵
بازدید : ۴۲ | نظرات : ۴
|
آخرین اشعار ناب زهرا شاتقی
|
شبیه باران
منم آن کودک 10 ساله ی خندان
چست و چابک، اهل گیلان
توی جنگل میسرودم شعر باران،
"می دویدم همچو آهو"
"می پریدم از سرجو"
اینک اما من جوانم
عاشق فصل خزانم
خسته از دست زمانم
نا امیدم، ناتوانم
کاش اکنون بودم آنجا
مینشستم روبه دریا
میسرودم شعر دل را:
باز غم با هر بهانه
"با گوهرهای فراوان"
میکند بردیده خانه
"یادم آرد روز باران"
گردش یک روز دیرین"
سردوغمگین
توی جمع پاک یاران
من جوانی ساده بودم
شادوخرم، فارغ از غم
شعر باران میسرودم
درخیالی عاشقانه
"دور میگشتم زخانه"
"میشنیدم از پرنده"
"از لب باد وزنده"
داستان بی وفایی
راز عشق و بی پناهی
برق چشم بی پناهان
پاره میکرد قلبها را
تیغ خشم بی وفایان
تازه میکرد زخمها را
اشک در چشمانم ازغم
"چرخها میزد چو دریا"
ذره ذره درد و ماتم
"پخش میگشتند هرجا"
قطره های اشک یاران
"رفته رفته گشت دریا"
"توی این دریای جوشان"
خاطراتی دور پیدا
آه، غمگینند دلها
آه، سنگینند غمها
میشنیدم از دل تنگم زمانی
ناامیدی ناتوانی
راز مرگش درجوانی
اینک اما پیش چشمم زندگانی
با تمام دردو ماتم
گاه زیباست
گاه زیباست
گاه زیباست..
|
|
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.