جمعه ۱۹ تير
گره گرافی شعری از حسن رسولی
از دفتر رسولی در حسن نوع شعر سپید
ارسال شده در تاریخ ۸ روز پیش شماره ثبت ۱۴۷۰۳۰
بازدید : ۳۶ | نظرات : ۲
|
آخرین اشعار ناب حسن رسولی
|
لای انگشتان ترس چرا گمشده ایم
این نقطه های بی تعین
مشغول گره گرافی اند
تا کی ورق ورق سیاه می شویم
در این نقطه های بی جمله!
گنجشکی به دهان شکارچی اش نزدیک می شود
از ترس تکه پاره شدن
این "بّنِرها" چرا عاشق عمو جغد شاخدارند!
انگار سندروم شکنجه گر گرفته اند!
آخر این بیوه سیاه
چقدر می تواند شوهر کند
عنکبوت وار
مگر تا کجا باجناق دارد
مکر+"و+نً"
ملکه عنکبوتستان
این تارها که بافته+بافته ایم
و اند
چند
و چونِ این پیله چند هزار ساله است!
پروانه
آیا وقت آن نرسیده
این تارها را چل گیس کنیم
و در اراده ی این باد رها
نترس (این نسیم و صبای ماست)
نازنین پیله خانه ما نیست
وقت آنست که در این دگردیسی
در دیس دیگری
شام آخر عمو جغد شاخدار نشویم
پیله خود پرستی
یا بت پرستی
پاره کنیم
گیس های این پروانه شویم
یا بال هایش
محض رضای شاه دوم
اول نگذاریم این پروانه ها
خوراک یا طعام این ملخ ها شوند
که خدای من شاه است
فر ایدون باد
که فریدون فرخ فرشته نبود
ز مشک و ز عنبر سرشته نبود
ز داد و دهش یافت آن نیکویی
تو داد و دهش کن فریدون تویی...
بر همین سپیدهای میان این خطوط
و آتشگده های خموش
کن جلوس
ما ققنوسیم نترس
ما هزاران ساله نگهبان و فدای روی ماهِ تو
مهربانت هستیم
فقط بَنِرِ مهر و عشق باش!
این شیروخورشید!
نه عمو جغد دار دار
ما هزاران ساله نورگرافی کرده ایم
این عنکبود و عمو جغد شاخدار و بخت شوم را
و این بیراهه های تاریک تاریخ را!
نترس با من بیا
به میزبانی آگاهی
به بطن و بزم رهایی
به قلب میترا و می پرستی
به خود آیی تا بدانی
ما خداییم
همگان شاهان بس+یار و بی+کرانیم!
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
بسیار عالی سرودید واقعاً لذت بردم 🌸🌸🌸
نترس با من بیا
به میزبانی آگاهی
به بطن و بزم رهایی
به قلب میترا و می پرستی
به خود آیی تا بدانی
ما خداییم
همگان شاهان بس+یار و بی+کرانیم
دستمریزاد