جمعه ۱۹ تير
گفتگو با راس بابا شعری از حبیب رضایی رازلیقی
از دفتر بکا نوع شعر نیمائی
ارسال شده در تاریخ ۸ روز پیش شماره ثبت ۱۴۷۰۲۱
بازدید : ۳۷ | نظرات : ۱۱
|
دفاتر شعر حبیب رضایی رازلیقی
آخرین اشعار ناب حبیب رضایی رازلیقی
|
«گفتگو باراس بابا»
بابا کجا بودی؟
که دشمن سیلیم
زد
بادست سنگینش بابا
بر صورتم زد
انکس که زد سیلی مرا
قدش بلند بود
از چکمه هایش قد من
کوتاهتر بود
شاید نمیدانست
که بابایم حسینه
یا اینکه
چشمان عمو را دور دیده
هرچه صدا کردم
عمو عباس کجایی؟
اما برای یاریم
او هم نیامد
در شام
دختر یزید
زخم زبان زد
او با کنیزانش مرا آزار میداد
اما بابا..
حکم ادب بود و جوابش را ندادم
تنها پناهم عمه زینب بود بابا
شد مرهمی بر زخم دل
آرام میکرد دختران
امد کنارم ایستاد
گفت دخترم
نگو که عمه ی منه
نگو عزیز دلمه
نگو که من عزیزتم
بگوکه دختر علی کنیزمه
حبیب رضائی رازلیقی
|
|
|
نقدها و نظرات
|
صَلَّ اللهُ عَلی أباعَبداللهِالحُسَین و آباءه و اولاده و أهلِ بیته و أصحابه و مُحِبّانه أجمَعین وَ یا لَیتَنی کُنتُ مَعَهُم فَأفوزُ فوزاً عَظیماً .
| |
|
سلام و درود جناب کیمیایی عزیز🌹🌹🌹 | |
|
صَلَّ اللهُ عَلی أباعَبداللهِالحُسَین و آباءه و اولاده و أهلِ بیته و أصحابه و مُحِبّانه أجمَعین وَ یا لَیتَنی کُنتُ مَعَهُم فَأفوزُ فوزاً عَظیماً .
| |
|
سلام درود جناب خسروی عزیز افتخار دادید🌹🌹🌹 | |
|
صَلَّ اللهُ عَلی أباعَبداللهِالحُسَین و آباءه و اولاده و أهلِ بیته و أصحابه و مُحِبّانه أجمَعین وَ یا لَیتَنی کُنتُ مَعَهُم فَأفوزُ فوزاً عَظیماً .
| |
|
سلام و درود بیکران خواهر بزرگوار سپاسگذارم از حضور شما | |
|
صَلَّ اللهُ عَلی أباعَبداللهِالحُسَین و آباءه و اولاده و أهلِ بیته و أصحابه و مُحِبّانه أجمَعین وَ یا لَیتَنی کُنتُ مَعَهُم فَأفوزُ فوزاً عَظیماً .
| |
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
آیینی زیبا و شورانگیز بود