سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

يکشنبه ۱۷ خرداد

یقه

شعری از

محمدرضا آزادبخت

از دفتر بانوی کور نوع شعر سپید

ارسال شده در تاریخ ۹ روز پیش شماره ثبت ۱۴۶۰۷۹
  بازدید : ۴۲۳   |    نظرات : ۸۹

رنگ شــعــر
رنگ زمینه

پیش از هر چیز یقه ی فصل اخیر را 
در مدرسه ی بدون معنا رها می کنی
گاهی حرارت نسل ها 
پیش فرض شکل نگرفته ای را 
در وضعیت یک شنبه به شهرت می رساند 
 
آن ها که خیلی زود دنبال ستاره ها 
قدم هایشان را در چشم شوکه کردند 
به حاشیه ی شکست خورده ی ذهن خود 
ناسزا خواهند گفت 
آقا بلند تر بگو 
سرنوشت ربطی به استعداد ندارد 
ربطی به یقه ی مرتب شده 
در نقش بچه ها ی به ظاهر مرتب ندارد 
در رده ی سنی فصل ها 
دوباره مربی سرنوشت 
اصلی در بالندگی و زمزمه ایی 
مساوی بی معنا دارد 
به این آقایان فارغ از نتیجه بگویید 
هر رقابتی نحوه ی بازی را عوض خواهد کرد 
هر بازی دلیل بر کتمان تاکتیک وتکنیک اصول نیست 
گاهی مجبور می شوی 
روی قلاده ی سگ ها سورتمه بروی 
وگاهی شبیه قهرمانی درمانده 
پیوستگی زمین را سرشار از هذیان خوابت کنی 
فروتنانه در ابتدای سند جاهلیت خودبنویس 
یقه ی کت هر فردی 
سبکی متفاوت در بصیرت بینی اش دارد 
بنویس هر آغوش بازی 
شبیه اعتماد ضمایر ناپیوسته 
تحلیل در متنی ست 
که هرگز نمی تواند معنایی را در آغوش خود نگه دارد 
محال یا غیر محال 
چه فرقی دارد 
خشم و تنفر  ،غم ،شادی تعجب ،اندوه
کودکی در دفتر غیر نقاشی اش بکشد 
وقتی فقدان درک تمام واژه هاست 
با احترام مبدع سبک فریب
محمدرضا آزادبخت
۸
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
اميرحسين علاميان(اعتراض)
۸ روز پیش
روی قلاده ی سگ ها سورتمه بروی 👍 (چه جالب)
عرض درود و ادب جناب آزادبخت گرامی
”حاشیه شکست‌خورده‌ی ذهن من “
آقا تا میتونی از این سطرها خلق کن (مثل قلاده و این و...)خندانک
نبض قلمتان سبز خندانک
محمدرضا آزادبخت
درود جناب علامیان ممنونم
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
محمدرضا آزادبخت
۸ روز پیش
درود جناب طرهانی مبدع سبک فریب عنوان کنایی برای شاعرنیست بلکه حقیقتی ست که باید قبول کرد
این شعر هرچه باشد در سبک فریب سروده شده است
اگر پست مدرن یا حجم یا سپید یا موج نو یا هرچیز دیگری هست با ذکر مثال ازبانی های این سبک ها مثال شعری بیاورید وبا شعر من مطابقت دهید
ممنونم که نوشتید
نعمت طرهانی(پورمستان)
درود و عرض احترام جناب آزادبخت گرانقدر
سبک شعر و نام شاعر با یک فاصله سفید از انتهای شعر قرار بگیرد یا پایان شعر را با خط تیره یا نوشتن پایان مشخص کنید بنده نمی‌دونم چرا یک لحظه حس کردم جز شعر است البته بعدش تصحیح کردم که کار از کار گذشته بود. من عذرخواهی میکنم
نقطه نظرات من می‌تواند شباهت سبک شما به سبک عنوان شده توسط بنده باشد الزاما به معنای نفی تلاش شما نیست باید اجازه دهید ذهن و گوشمان بیشتر عادت کند شاید بنده شرطی شده باشم.

برای ثبت یک قالب باید محافل دانشگاهی و آکادمیک را اقناع کنید پس از نقطه نظرات امثال بنده آزرده خاطره نشوید راه سختی در پیش دارید دلسرد نشوید.

با احترام پورمستان
همشهریت
ارسال پاسخ
عباسعلی استکی(چشمه)
۷ روز پیش
درود استاد عزیز
متفاوت و زیباست خندانک
محمدرضا آزادبخت
درود استاد استکی ممنونم
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
۶ روز پیش
خندانک
درود بر شما استاد آزادبخت عزیز خندانک
بسیار زیباست
قلم شما خاص خودتان است وان شاالله که در سبکی
که انتخاب کرده اید موفق باشید
دیر آمدنم را به دلیل گرفتاری بدانید
این روزها مثل قبل نمی توانم به همه ی اشعار سربزنم
ولی تا جاییکه بتوانم هستم
خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
درود استاد بانو عجم ممنونم
ممنونم از گل آرایی در صفحه
ارسال پاسخ
نعمت طرهانی(پورمستان)
۶ روز پیش
این شعر از محمدرضا آزادبخت با عنوان فرضی «یقه» و با امضای «مبدع سبک فریب»، نمونه‌ای جالب از شعر معاصر فارسی است که می‌کوشد از مسیرهای آشنای شعری فاصله بگیرد. برای نقد این اثر و سبک ادعایی آن، باید آن را در چند لایه بررسی کرد.
سبک فریب نوعی چرخه فریب از زندگی معمولی آدمهاست
واین فریب مدام تکرار می شود تا بر موسیقی و همه چیز شعر غنا ببخشد.

با دقت در ساختار، فرم و رویکرد زبانی شعر، می‌توان جایگاه آن را در زیرشاخه‌های شعر سپید به‌روشنی دید و حتی ردّ پای گرایش‌های خاص درون این جریان را در آن دنبال کرد.با این حال، این شعر یک ویژگی دارد که آن را از بسیاری اشعار سپید هم‌دوره‌اش جدا می‌کند. اشعار سپید معمولاً جهان شعری خود را نشان می‌دهند، اما این شعر در مورد خودش حرف می‌زند و برای سبک خود بیانیه صادر می‌کند. این خصلت «مانیفست‌بودگی» آن را از یک شعر سپید که صرفاً در حال ساختن یک لحظه است، خارج کرده و به یک «متاپوئم» (شعری درباره‌ی شعر) تبدیل می‌کند. این دقیقاً نقدی است که پیش‌تر به خودآگاهی افراطی آن وارد شد.

۱. نام سبک: «فریب» و دلالت‌های آن

انتخاب نام «فریب» برای یک سبک، خود یک بیانیه است. این نام بلافاصله این پرسش را پیش می‌کشد: چه چیز قرار است فریب داده شود؟ پاسخ احتمالی در بافت شعر نهفته است: فریب دادنِ «معنا»ی قطعی، پیش‌فرض‌های ذهنی خواننده، ساختارهای منطقی مرسوم، و شاید حتی خودِ زبان. شاعر آگاهانه خواننده را به درون متنی دعوت می‌کند که وعده‌ی معنایی منسجم را می‌دهد، اما مدام آن را به تعویق می‌اندازد، پاره‌پاره می‌کند و «در مدرسه‌ی بدون معنا رها» می‌کند. این نوعی فریبِ بازیگوشانه و فلسفی است، نه فریبی از سر نیرنگ.

۲. ساختار و فرم: تقابل شعر و نثر

شعر با قطع و وصل‌های سطری پاره‌پاره شده است. این تکنیک، ریتم و آهنگی برای متن نمی‌سازد، بلکه بیشتر نوعی تأکید بصری و معنایی ایجاد می‌کند. گویی شاعر می‌خواهد توجه را به تک‌تک واژه‌ها، همچون اشیایی روی میز تشریح، جلب کند. این پرهیز عمدی از موسیقی کلاسیک و حتی مدرنِ شعر، به سبک «فریب» هویتی متمایز می‌بخشد که می‌خواهد بیش از آنکه «شنیدنی» باشد، «خواندنی» و «تأمل‌کردنی» باشد.

۳. درون‌مایه‌ها: یقه، سرنوشت، بازی و فقدان معنا

شبکه‌ای از تصاویر و مفاهیم در هم تنیده شده‌اند:

· یقه: نمادی چندوجهی است. یقه‌ی مرتب، نشان نظم تحمیلی، نقش‌های اجتماعی و «بچه‌های به‌ظاهر مرتب» است. اما «یقه‌ی کت هر فردی سبکی متفاوت در بصیرت بینی‌اش دارد»، یعنی هویت و دیدگاه ما از دل ساختارهای به‌ظاهر یکسان (یقه) بیرون می‌زند. «یقه» مرز بین سرِ معناگرا و تنِ غریزی/اجتماعی است.
· سرنوشت و استعداد: بند «آقا بلندتر بگو / سرنوشت ربطی به استعداد ندارد» یک طغیان صریح علیه روایت‌های لیبرالیستی موفقیت است. شاعر سرنوشت را امری دلبخواه، شاید تابع قدرت و تصادف می‌داند که در «مربی سرنوشت» با «اصلی در بالندگی و زمزمه‌ای مساوی بی‌معنا» تجلی می‌یابد. مربی‌ای که اصولش زمزمه‌ای بی‌معناست، همان نظم تحمیلی پوچ است.
· بازی و تاکتیک: «هر رقابتی نحوه‌ی بازی را عوض خواهد کرد / هر بازی دلیل بر کتمان تاکتیک و تکنیک اصول نیست». این بخش به زیستن در جهان به‌مثابه یک بازی دائمی اشاره دارد، جایی که قواعد مدام عوض می‌شوند و ناچاری گاه «روی قلاده‌ی سگ‌ها سورتمه بروی» (تصویری سوررئال از حرکت به اسارت گرفته شده) یا در «پیوستگی زمین» غرق در هذیان شوی.
· زبان و معنا: هسته‌ی اصلی سبک فریب همین‌جاست: «هر آغوش بازی / شبیه اعتماد ضمایر ناپیوسته / تحلیل در متنی ست / که هرگز نمی‌تواند معنایی را در آغوش خود نگه دارد». ضمایر ناپیوسته («-م»، «-ت»، «-ش») عناصری وابسته به کل واژه‌اند و به‌تنهایی بی‌معنا؛ اعتماد به آن‌ها، اعتماد به ناقصی است. ارتباط باز (آغوش باز) درست شبیه همین است: در متنی (زندگی، زبان) تحلیل می‌شود که ظرفیت حفظ معنا را ندارد. این یک یأس فلسفی زبانی است: ما برای ارتباط تلاش می‌کنیم، اما واسطه‌ی ارتباط (زبان) خود تهی از معنای پایدار است.

۴. نقاط قوت سبک «فریب»

· جسارت در آشنایی‌زدایی: ترکیب‌هایی چون «مدرسه‌ی بدون معنا»، «یقه‌ی فصل»، «سورتمه روی قلاده‌ی سگ‌ها» و «پیوستگی زمین را سرشار از هذیان خوابت کنی» واقعاً بدیع، تکان‌دهنده و رها از کلیشه‌اند.
· طنز تلخ و عصیان پارادوکسیکال: درخواست از کسی که «بلندتر بگوید» که «سرنوشت ربطی به استعداد ندارد»، خود عملی پارادوکسیکال است. این جمله را معمولاً باید نجوا کرد؛ بلند گفتنش تبدیلش می‌کند به یک تابلو، یک شعار وارونه که علیه خودش عمل می‌کند.
· یکپارچگی در پراکندگی: با وجود پرش‌های معنایی، یک رشته‌ی فکری منسجم (نقد تعین‌گرایی، معنا و نظم) در کل شعر جریان دارد.

نتیجه‌گیری
شعر «یقه» با امضای محمدرضا آزادبخت، یک مانیفست عملی برای «سبک فریب» است. این سبک، بر پایه‌ی وانهادن قطعیت معنا، تصویرسازی‌های سوررئال و نثری تأمل‌برانگیز بنا شده است. قدرت آن در خلق لحظه‌های درخشان از طغیان فلسفی و تصاویر بدیع است.

برای آنکه «فریب» به یک سبک ماندگار و تأثیرگذار بدل شود، باید بیاموزد که چگونه خواننده را در مرز بین «درک» و «سردرگمی» معلق نگه دارد، بی‌آنکه او را به ورطه‌ی بی‌تفاوتیِ ناشی از بی‌معنایی مطلق هل دهد. در نهایت، این شعر یک گام جسورانه است، گامی که ارزش برداشتن و تماشای افق‌های پیش رو را دارد.
محمدرضا آزادبخت
درود جناب طرهانی ممنونم از تحلیل ارزشمند تان
باید خواننده در مرز بین درک و سردرگمی در حالت تعلیق نگه دارد چرا
چون خود مخاطب قبل از اینکه معنا را کشف کند باید از خود معنا بسازد لازم نیست شعر در معنا غوطه ور شود چرا که خود مخاطب خود معناست چیزی که مخاطب دنبال آن می گرد گمشده ای که در خود نهان دارد
اصلا. در سبک فریب دنبال معنا گشتن کاری اشتباه ست
یک نوع بازی در شعر است که عناصر روانی شعر در هم آمیختگی عمدی عمیقی دارد
ارسال پاسخ
محمدرضا آزادبخت
بنده در این سبک طالب آزادی هنر در قالب باورهای شکل گرفته
پدر پی ایده نوین وپر احساس در قالب موقعیت های پیش آمده
در این سبک چیزی که احساسات را قبل از اینکه به کسی نشان دهد به خودمان نشان می دهد
این یک نقد خودآگاه افراطی نیست بلکه نقد خودآگاه اجتماعی ست که از طریق روشنگری در شعر هویت پیدا می کنند که به دو صورت سیر تحول تاریخی در ادراک وارگان و جایی که منبع ادراک ست شهود پیدا می کنند
ارسال پاسخ
نعمت طرهانی(پورمستان)
درود جناب آزادبخت بدون شک شما به عنوان مبدع سبک بهتر از هر کسی در نقد شعر خودتان توانمندتر هستید اگر نقصانی در نقد هست از عدم آشنایی بنده است.
خندانک خندانک خندانک
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
سیاوش آزاد
۶ روز پیش
پیش از هر چیز یقه ی فصل اخیر را
در مدرسه ی بدون معنا رها می کنی
گاهی حرارت نسل ها
پیش فرض شکل نگرفته ای را
در وضعیت یک شنبه به شهرت می رساند

سلام
فصل معانی متعددی دارد فصل تحصیلی فصل در منطق فصل در معنای جدایی
فصل تحصیلی در ارتباط با مدرسه
همچنین فصل سال تقسیم بندی زمان است که مرتبط می شود با شنبه که آن هم مرتبط با زمان است
فصل جدایی مرتبط با رها کردن
مدرسه در فصل ها یی که هوا خنک تر است پاییز زمستان و بهار
و در تابستان تعطیل
لکن حرارت در این بند آمده است که مرتبط با تابستان
حرارت نسل ها نمی دانم در ادبیات قبلا به کار رفته است یا نه
ترکیب و تعبیر نیکی است
لیک حتی اگر به کار رفته باشد هم کمتر شاید به گوش خورده باشد
و این است هنر که یا ابداع رخ نمایی کند یا غبار از چهره ی واژگان و ترکیب ها زدوده شود
در مدرسه ی بدون معنا
اینجا اگر ی نیامده بود قرائت دیگری رخ نمایی می کرد
مدرسه، بدون معنا
البته ولو ادیب به کار برده باشد مخاطب می تواند برای بسط معنا بدون ی قرائت کند و اثر را از آن وجه نیز نظاره گر باشد
یک شنبه دو قرائت
یکی آن که یک شنبه را در معنای روز دوم هفته بدانیم
و دیگر آن که یک، شنبه
شهرت هم می تواند یادآور شهر باشد و هم شهرت با فتحه ی ش قرائت دیگری باشد
در حالت اول شهر درست است که در معنا دخیل نیست اما کلمه ی شهرت در بطن خویش به شهر اشاره می کند و یا ارتباطاتی بین شهر و کلمات دیگر پدید می آورد بنابرین در این حالت شهرت با ضمه ی ش تلفظ می شود اما نگاهی هم به شهر خواهیم داشت
در حالت دوم شهرت با فتحه ی ش تلفظ می شود در معنا دخیل است و ارتباطات نیز برقرار است
دو معنا برای شهر یکی همان شهر که محل زندگی است و دیگری شهر به معنای ماه که مرتبط می شود با فصل و نیز شنبه که در هفته است
گاهی یادآور گاه که معانی ای دارد و یکی از آن ها زمان است
ایضا گاهی یادآور گاه شمار
پیش اول مجزا و مستقل پیش دوم در ترکیب با فرض
حرارت نسل ها که بسا امری ممتد طی قرونی چند نمود یابد در یک، شنبه آری یک، شنبه
بلوغ و پختگی خشت پیش فرض شکل نگرفته در کوره ی نسل ها
چرا شنبه؟
آیا نشانگر آغاز؟
درس انتقال معانی لیک حال در بدون معنایی
بدون معنا گفته شده آیا متمایز از بی معنا؟
این بدون معنایی مذموم یا ممدوح؟

بشوی اوراق اگر همدرس مایی
که علم عشق در دفتر نباشد

سیاوش
۱۰ و ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
محمدرضا آزادبخت
دروداستاد سیاوش ممنونم از تحلیل ارزشمند تان

چقدر سبک نوشتاری تان را دوست دارم
تحلیل واژه به واژه نوعی از نقد مدرن است واز لحاظ روانکاوی حایز اهمیت است
نمی دانم چگونه متشکر الطاف نقدتان شوم
بی نهایت ممنونم
ارسال پاسخ
سحر کرمی
۸ روز پیش
درودها جناب آزاد بخت گرامی
زیبا بود مانا باشید👏🌹
محمدرضا آزادبخت
درود بانو کرمی ممنونم
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
علی نظری سرمازه
۸ روز پیش
درود استاد آزادبخت
زیباست
خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
سبک فریب شاعر یک سبک بی رقیب است
از بسکه جمله هایش سر در گم و عجیب است

نه غربتش قریب و نه باطنش تظاهر
اندیشه ی کلامش بسیار دلفریب است خندانک خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
درود استاد نظری ممنونم
این شعرت را با اجازه در کتاب بعدی ام به نام خود تان چاپ می کنم
زیبا و دلفریب سرودی
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
۸ روز پیش
درود بر شما استاد آزاد بخت بزرگوار 🌺🌺🌺
بسیار عالی خندانک خندانک خندانک
واقعاً زیبا سرودید 🌺🌸🌸
محمدرضا آزادبخت
درود استاد حاجی پوری ممنونم
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
سیاوش آزاد
۸ روز پیش
سلام
صبح بخیر
موفق باشید
محمدرضا آزادبخت
درود استاد سیاوش ممنونم
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
محمدرضا آزادبخت
درود جناب عطایی ممنونم
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
جواد مهدی پور
۸ روز پیش
درود بر شما جناب استاد آزادبخت گرامی خندانک

ناب و زیبا ست

زنده باشید به مهر

خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
درود استاد مهدی پور ممنونم
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
الهام رضایی خلیق
۸ روز پیش
سرنوشت ربطی به استعداد ندارد …👌👌👌
چه ضربه ای بر پیکره‌ی باورهای رایج می زنه همین یک جمله
تأمل‌برانگیز🤔
عالی👏🏻
درود بر شما 🍃🌺🍃
محمدرضا آزادبخت
درود بانو رضا یی ممنونم
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
ابوالحسن انصاری (الف رها)
۸ روز پیش
درود استاد

سرافراز باشید

خندانک خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
درود جناب استاد انصاری ممنونم
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
جلیل میاحی
۸ روز پیش
درود استاد آزادبخت عزیز و گرامی، خندانک
شعرتان با زبانی تند، آگاه و چندلایه، مرز میان معنا و
بی‌معنایی را به‌زیبایی به چالش می‌کشد.
تصویرها جسورانه‌اند و ضرباهنگِ شعر، ذهن را به تأملی جدی
در بابِ سرنوشت، بازی، و نسبتِ ظاهر با باطن می‌برد.
بسیار اثرگذار و تأمل‌برانگیز بود. خندانک

محمدرضا آزادبخت
درود جناب. میاحی استاد عزیز ممنونم
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
فرامرز عبداله پور
۸ روز پیش
درود
زیبا و دلنشین سروده اید
رقص قلمتان ابدی
🌹🌹🌹
محمدرضا آزادبخت
درود جناب عبدالله پور ممنونم
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
سید مجتبی یحیی نژاد
۸ روز پیش
سلام و احترام
جناب آزاد بخت
چه فرقی دارد
خشم و تنفر ،غم ،شادی تعجب ،اندوه
کودکی در دفتر غیر نقاشی اش بکشد
وقتی فقدان درک تمام واژه هاست
خندانک خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
درود جناب یحیی نژاد ممنونم
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
محمد علی رضاپور
۸ روز پیش
درودتان جناب آزادبخت
محمدرضا آزادبخت
درود جناب رضاپور ممنونم
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
حمیدرضا متولی
۸ روز پیش
درود جناب استاد آزاد بخت
مفاهیم زیبا و بدیعی خلق کرده اید
من یه لحاظ خوانش یکی دو بخش را با مشکل خواندم مثلا
کودکی در دفتر غیر نقاشی اش بکشد
وقتی فقدان درک تمام واژه هاست
آیا درک باید با کسره خوانده شود یا ساکن

و یا
سبکی متفاوت در بصیرت بینی اش دارد
که ترکیب بصیرت بینی مرا گمراه کرد

به هر حال همان گونه که در ابتدا عرض کردم مفاهیم بدیعی خلق شده است.
🌷🌹🌷🌹🌹
محمدرضا آزادبخت
درود استاد به دو صورت خوانده می شود ببینیم خواننده و مخاطب خودش چگونه بخواند خودشما چگونه می خوانید
البته این شعر نیاز به موشکافی نقادان دارد باید منتظر نشست
برای بهتر خواندن به وبلاگ سبک فریب مراجعه کنید
ارسال پاسخ
حمیدرضا متولی
حمیدرضا متولی
۸ روز پیش
🙏🙏🙏
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
رحیم فخوری
۸ روز پیش
سلام استاد آزادبخت عزیز
باغ طبعتان همیشه بارانی
چون چناری غول پیکر شدن را برای نهال سبک فریب تان راآرزومندم خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
درود استاد ممنونم از چنار غول پیکر آن
راستش حدود بیست ساله ست
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
نعمت طرهانی(پورمستان)
۸ روز پیش
گاهی مجبور می‌شوی / روی قلاده‌ی سگ‌ها سورتمه بروی»... این تصویر، تمامِ تلخیِ سازش با نظام‌های ناعادلانه را در خود دارد. شعر از «مدرسه‌ی بدون معنا» شروع می‌شود، از «یقه‌ی فصل اخیر» و به جایی می‌رسد که «هر آغوش‌بازی» را تحلیلِ متنی می‌داند که نمی‌تواند معنا را در آغوش بگیرد. نقدِ استعدادِ زاده‌ی نظمِ ظاهری، و تأکید بر «سبکی متفاوت در بصیرت‌بینی» ذیل هر یقه، از قوی‌ترین پیام‌های این شعر است.

درود بر شما استاد آزادبخت گرانقدر.

شعر جناب آزادبخت را می‌توان در زمره‌ی شعر سپید معاصر با رویکردی انتقادی-فلسفی و ساختارشکن دسته‌بندی کرد. ویژگی‌های سبکی آن عبارتند از:

· نثرگرایی و هنجارگریزی: جمله‌ها بلند و پیچیده‌اند و از وزن عروضی کلاسیک فاصله گرفته‌اند.
· زبان اعتراضی و اجتماعی: نقد نظام آموزشی، استعدادِ زاده‌ی ظاهر، رقابت‌های بی‌محتوا، و جبرِ موقعیت.
· تصاویر غافلگیرکننده: «روی قلاده‌ی سگ‌ها سورتمه رفتن»، «یقه‌ی فصل اخیر»، «سند جاهلیت خود».
· بی‌وزنی و تکیه بر موسیقی درونی: به جای وزن بیرونی، بر تکرار و آهنگِ نحوی جمله‌ها تأکید دارد.

در مجموع، این شعر به سبک شعر گفتار (یا شعر حجم) با گرایش به پست‌مدرن نزدیک است؛ جایی که معنا خود را در دلِ تناقض‌ها و تعلیق‌های جمله‌ای پنهان می‌کند.

خندانک خندانک خندانک
حجّت احمدزاده عطائی(حافض عطائی)
۷ روز پیش
درود بر شما.
خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
درود جناب عطایی ممنونم
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
 محسن حسینی پور
۷ روز پیش
با درود فراوان
جناب آزاد بخت گرامی
زیبا و پرمعنا سروده اید.
پاینده و سرافراز باشید.
محمدرضا آزادبخت
درود جناب حسینی پور ممنونم
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
مهدی جلالی وند (دلی)
۷ روز پیش
درود بر شما
جناب آزاد بخت گرامی
نفستان گرم
قلمتان سبز
خندانک خندانک خندانک
محمدرضا آزادبخت
درود جناب جلالی وند ممنونم
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
برهان الدین وقفی
۷ روز پیش
درود بر شما شاعر فرهیخته و گرامی
بسیار زیبا 🙏💐💐
محمدرضا آزادبخت
درود جناب وقفی ممنونم
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
سحرفاطمی زیرک
۷ روز پیش
درود برشما
محمدرضا آزادبخت
درود بانو زیرک ممنونم
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
مریم رمضانی
۷ روز پیش
فروتنانه در ابتدای سند جاهلیت خودبنویس 
یقه ی کت هر فردی 
سبکی متفاوت در بصیرت بینی اش دارد  خندانک خندانک خندانک
ناب سرودید شاعر گرانقدر!

محمدرضا آزادبخت
درود بانو رمضانی ممنونم
ارسال پاسخ
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
پیام مفخم
۶ روز پیش
جناب آزاد بخت ، برادر عزیزم بسیار لذت بردم و اینکه دارید به تمرکز روی یک سبک و محتوا نزدیک می شوید قابل پیش بینی بود و قابل احترام است . این سبک را علیرغم پیچیدگی های روایی و ترکیب بندی های منحصر بفرد شعر شما پسندیدم و فهم آن برای من حداقل در این شعر مناسب تر بود .
اینکه شما انرژی خاصی برای نامیدن، تعیین مانیفست و تعریف سبک به نام خودتان صرف می کنید هم جالب است و هم برایم جذاب است .شاید در عالم شعر باید برای اینکه چیزی را از شما نربایند و به نام خود نزنند این اهتمام و پافشاری و پیوستگی ضرورت داشته باشد .
دیروز ویدیویی از اقای علیرضا جی جی که موسیقی برای گروه زدبازی می ساخت دیدم که الان دیگر یک مرد چهل ساله است و مصاحبه کننده به ایشان می گفت شما بیت ساز شماره یک ایران هستید و در پاسخ روایت را این طور توضیح داد که الان مایکل جکسون را به نام سلطان پاپ می شناسند ولی کسی یادش نیست چه کسی اولین بار این نام را روی او گذاشت ... بعدا فهمیدند که این لقبی بود که خودش به خودش داد و تهیه کنندگان و برنامه گذار های ایشان روی آن مانور دادند ... این بیت ساز(بر وزن خیط) هم اعتراف کرد که این صفت را خودش برا ی اولین بار به خودش داد و این دست کار تبلیغاتی مسبوق به سابقه بوده است مثل اولین هات داگ ، اولین مرغ سوخاری اولین .... همیشه اولین ها در ذهن می مانند . قطعا در آینده اگر این سبک جا بیافتد ما همیشه شما را بعنوان اولین سازنده سبک فریب لااقل در گروه شعر ناب به یاد خواهیم داشت خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
جمیله عجم(بانوی واژه ها)
خندانک
خندانک
خندانک
ارسال پاسخ
محمدرضا آزادبخت
درود جناب مفخم برادر همین بشارت و امید برای من کافی ست ممنونم
زحمت کشیدید ممنونم
ارسال پاسخ
محمدرضا آزادبخت
درود استاد بانو عجم ممنونم از گل آرایی درصفحه
سیدیحیی حسینی
۵ روز پیش
درودها

جوهرکلک ات طلای ناب،زیبا اندیش دُرّنگار
نبض قـــلم ات تپنده ومانگار.
روزگارت نیک،
نیکوطبع‌تان
ماناوبایاوپایاونویسا

💐💐💐💐💐
محمدرضا آزادبخت
درود جناب حسینی ممنونم
ارسال پاسخ
معصومه خدابنده
۵ روز پیش
سلام و احترام جناب آزاد بخت استاد گرانقدر
درودهایم تقدیمتان بسیار عالی بود
رد قلمتان جاوید
محمدرضا آزادبخت
درود بانو خدابنده ممنونم
ارسال پاسخ
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


(متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0