جمعه ۲۲ خرداد
|
دفاتر شعر بهروز چارقدچی (مجنون)
آخرین اشعار ناب بهروز چارقدچی (مجنون)
|
هاتفی پیام آورد
نور او همیشه تابان است
برکاتش همیشه در راهند
با یقین که نور الله است
با ندایش دهان من وا شد
گفته هایش
به شعر نجوا شد
جنس حرفش نبود از اوهام
شهد بود و شهود و از الهام
شاهدی شدم به یک اشارت او
متصل شدم به چشمه ی نور
متصل شدم به کهکشانی دور
متصل شدم به صلح و عبور
متصل شدم به حلقه ی شعور
ذره ای شدم به ذهن کیهانش
نه گذشته دیدم
نه آینده
حال بود و کنون و دیگر هیچ
مات بودم
مات تر شدم
گیج بودم
گیج تر شدم
هیچ بودم
هیچ تر شدم
دیگر اکنون
سکون و آرامم
روح من
ناظر است و دیگر هیچ
لیک جسمم
به رقص و دوار است
مثل یک محور
درون یک چرخم
|
|
|
نقدها و نظرات
|
جناب خوشرو شاعر و ادیب فرهیخته درود بر شما ابتدا بابت نقد دقیق و قابل تامل حضرتعالی بسیار ممنونم و بابت وقت و انرژی که میتوانستید به امور مادی یا رسیدگی به احوال خود و خانواده محترمتان ، صرف این اثر فرمودید از صمیم قلبم قدردادنم در خصوص نوشته یا شعری که نقد فرمودید و دوستان نیز نظرات ارزشمند خود را داده اند بر خود واجب میدانم نکاتی را عرض کنم حقیر در اکثر آثار و اشعارم هرگز از پیش تصمیم به نوشتن نمیکنم که مثلا ساعت فلان قصد دارم شعر بگویم. هرگز. موضوعی کیفی است که اگر قصد توضیح و باز کردنش را داشته باشم ، هم زبانم قاصر است و هم در این صفحه نمیگنجد. پس در نتیجه شخص بهروز در اکثر اشعار سروده شده اش نقشی ندارد. به قول یکی از دوستان که مثال چوب خشک را به بنده عنایت فرمودند. حال موضوعی پیش می آید ؛ البته که مطالعات پیشین در حوزه های مختلف و البته اشعار مولانا و عطار و حافظ را خوانده و تا حدودی میشناسم. لیکن حرف هیچکدام از این افراد برای من حجت نیست. و امکان دارد بنده چیزی بگویم که با نظر مولانا کاملا مغایر باشد. چون مولانا نیز انسان بود ممکن الخطا. اتفاقا چند دقیقه پیش به یکی از شاعران محجوب و با ادب این موضوع را مطرح کردم. هر شاعر از مولانا و عطار و غیره که آن راز در گوششان گفته شده ، سبک و امضای خودشان را دارند و اثر انگشت مختص خودشان. اینکه به قول محمود دولت آبادی به دنبال سبک فلانی برویم. مانند تقلید راه رفتن شخص دیگریست. انسان اگر خود شخصیت و منش خودش را نشان دهد و سعی کند مثل خودش راه برود، آنگاه صاحب سبک میشود و دیگران و سایر شاعران بدون اینکه اسم صاحب اثر را بدانند ، با دیدن اثر متوجه میشوند که این شعر قلم فلان کس را دارد. البته که عکسش هم وجود دارد شخصی که خود را شاعر میخواند با دیدن نیم مصرع که نه( چون شعر نیست) با دیدن چهار کلمه از طرف متوجه هذیان و چیدمان اتفاقی کلمات کنار هم میشویم. در نهایت سؤالی که فرمودید : «آیا این رقص را اسارت جسم میدانم» ؟ عرض میکنم که من شاهد و ناظری بیش نیستم و کارم نگاه کردن و لذت بردن است. پاسخ این سؤال شاید نزد عالمان یا اشخاص دیگر باشد زیر پا نگاه فرمودید استاد و از بازگشت شما از صمیم قلب خوشحالم در پناه حق باشید | |
|
استاد چشمه ادیب فرهیخته و دانا با سلام زیبا نگاه پر مهر و محبت حضرتعالیست توصیه ی حکیمانه حضرتعالی کاملا صحیح است استاد برقرار باشید | |
|
جناب علامیان شاعر و ادیب فرهیخته درود بر شما قدردان حضور پر مهر و برکت حضرتعالی هستم و از صمیم قلب به خود می بالم پسند فرمودید. استاد در خصوص فلسفه، عرفان عرض میکنم که بله دست بوس عارفان حق (الله) هستم لیکن باور بفرمائید در این حوزه تورق نمیکنم. پیرو مکتب خاصی نیستم و همانطور که اسمم هویداست مجنونی بیش نیستم. تا فراموش نکرده موضوعی را عرض کنم ، حضرتعالی و سایر دوستانی که حقیر را با ادب میخوانند ، از سره لطف است و اگر بی ادب هم باشم بنا به بزرگی دوستان ، راهی جز رعایت ادب ندارم برقرار باشید
| |
|
استاد عجم شاعر و ادیب فرهیخته درود بر شما ممنونم بابت برداشت حکیمانه شما از شعر شاگردتان از همینجا برای حضرتعالی انرژی های مثبت میفرستم و آرزوی بهترینها را برای جنابعالی دارم در پناه حق باشید | |
|
شاهزاده خانوم شاعر و فرهیخته پخته درود بر شما حضور جنابعالی در این صفحه ی کوچک مایه افتخار و برکت است. شکست نفسی نفرمائید حضرتعالی به شهود رسیده آید . شهود ( شاهد بود و ناظر بودن) است و شما در شعر اخیرتان « تهوع» نمونه کامل یک انسان شاهد و ناظر هستید. شهود یعنی فقط نظاره گر بودن شهید یعنی کس که در را حق جانش را میدهد و شرط نمیگذارد و چانه نمیزند بگذریم حق نگهدارتان | |
|
دکتر حمید رضا متولی دوست شاعر و برادر فرهیخته ام درود بر شما مصاحبت با فرهیختگان و بزرگانی چون حضرتعالی، شاگردان را تشویق میکند و ایجاد شوق. برقرار باشید | |
|
استاد نظری دوست شاعر و راستگویم درود بر شما ممنونم استاد که به نوشته های حقیر با دیده ی اغماض مینگرید. شما جان من هستید | |
|
جناب طاهری شاعر ارجمند درود بر شما زیبا نگاه پر مهر و پر برکت جنابعالیست بزرگوار برقرار باشید | |
|
سرکار خانم درگاهی شاعر ارجمند درود بر شما ضمن عرض خیر مقدم و تشکر از حضور پر مهرتان، به استحضار میرسانم بنده هنوز خودم در جریان نیستم ، چه برسد به جریان سازی؟ برقرار باشید | |
|
جناب علی عزیزی شاعر گرانمایه درود بر شما حضرتعالی همیشه به بنده لطف داشته آید و به زیر پایتان نگاه میکنید. قصور در بازدید حضرتعالی را بر من ببخشید. حتما خدمت صفحه ی پر بارتان خواهم رسید برقرار باشید | |
|
استاد حاجی پور شاعر و ادیب فرهیخته درود بر شما در ابتدا از حضور پر برکت حضرتعالی کمال تشکر را دارم و خوشحالم پسند فرمودید. در خصوص سپید هم مطمئن هستم استادی در سطح شما قادر به این نوع سرودن حتما هستید. بنده در خودم این پتانسیل را نمیبینم که سپید بگویم و اگر عنایت فرمائید . شعرهایی که خارج از شعرهای کلاسیک ( غزل، مثنوی و قصیده) سروده ام ( آزاد ) خطاب میکنم. لیکن شما حتما بسرائید. اساتید متخصص در این حوزه راهنماهای نجیبی هستند. همانگونه که حضرتعالی در غزل بهترین راهنما هستید برقرار باشید | |
|
درود استاد چارقدچی بزرگوار 🌺🌺🌺 یک شعر الکنی در سبک سپید سرودم و به اشتراک گذاشتم در صورت انتشار منتظر نظرات عالی شما هستم | |
|
جناب برهان الدین شاعر و ادیب فرهیخته درود بر شما زیبا نگاه پر مهر شماست بزرگوار برقرار باشید | |
|
سرکار خانم خدابنده شاعر و ادیب فرهیخته درود بر شما از صمیم قلبم خوشحالم پسند فرمودید بزرگوار درس پس میدهم استاد برقرار باشید
| |
|
استاد انصاری شاعر و ادیب فرهیخته و بزرگ خاندان شعر ناب درود بر شما قدردان حضور پر مهر و برکت حضرتعالی هستم بزرگوار پایدار باشید | |
|
جناب یحیی نژاد دوست شاعر و فرهیخته ام درود بر شما از صمیم قلبم خوشحالم پسند فرمودید بزرگوار برقرار باشید | |
|
جناب خسروی شاعر گرامی درود بر شما زیبا نگاه پر مهر و برکت شماست برقرار باشید | |
|
استاد پور مستان شاعر و ادیب فرهیخته درود بر شما از صمیم قلب خوشحالم پسند فرمودید بزرگوار حالتان خوش | |
|
جناب عبداله پور شاعر و ادیب هم تبار درود بر شما نگاه شما زیباست بزرگوار برقرار باشید | |
|
جناب عزیزی شاعر گرامی و خوش قلب درود بر شما زیبا نگاه پر مهر و برکت شماست برقرار باشید | |
|
سرکار خانم سایان شاعر و ادیب فرهیخته درود بر شما قدردان حضور پر مهر و برکت حضرتعالی هستم و در خصوص شعر عمیق حضرت مولانا نیز بسیار آموختم برقرار باشید | |
|
استاد میاحی شاعر و ادیب فرهیخته درود بر شما نخست بابت حضور پر شکوه و پر برکت حضرتعالی کمال سپاس را دارم. ممنون بابت تحلیل بسیار زیبا و ادراک و مزه مزه کردن شعر که نشان میدهد جنابتان اهل کمالات هستید. لیکن شاید گفتنش بعدها (برای تعدادی از مخاطبین ) مایه ی سؤال باشد. اکثر شعرهایی که توسط اینجانب سروده میشود، جز لطف و کرم او نیست. و تا به امروز هرگز تصمیم نگرفته ام که در خصوص موضوعی شعر بگویم. شعر باید خودش بیاید در مورد سماع همانگونه که مستحضرید و بنده اطلاع دارم اولین رقص سماع شاید نزدیک دو هزار سال پیش بوده و بعدها مولانا تحت تأثیر شمس به سماع میپردازد. به عقیده ی حقیر سماع در نهاد و زن انسان وجود دارد، شاهدش هم چرخیدن های کودکان است که متاسفانه تعداد بالایی از والدین اجازه نمیدهند تا کودک اینکار را ادامه دهد در صورتیکه .......... مابقی را حضرتعالی بهتر از حقیر میدانید حق نگهدارتان | |
|
سرکار خانم کرمی شاعر و ادیب فرهیخته درود بر شما فرمودید استاد برگشتم پشت سرم را نگاه کردم. ( جدی در قالب مزاح) قدردان حضور پر مهر و برکت حضرتعالی هستم بزرگوار پایدار باشید | |
|
جناب دکتر مهدی پور شاعر و ادیب فرهیخته درود بر شما حضرتعالی همیشه به آثار حقیر با اغماض می نگرید بزرگوار برقرار باشید | |
|
سرکار. خانم عجم شاعر و ادیب مهربان درود بر شما ممنون بابت گل آرایی ، که علاوه بر انرژی مثبت، باعث زیبایی صفحه میشود برقرار باشید | |
|
سرکار خانم خلیق شاعر و ادیب گرانمایه درود بر شما قدردان حضور حضرتعالی هستم. خوش به حال افرادی که این زیبایی ها در آینه و مجاز نمیبینند برقرار باشید | |
|
جناب رسا شاعر و ادیب فرهیخته درود بر شما از اینکه پسند فرمودید از صمیم قلب خوشحالم بزرگوار برقرار باشید | |
|
استاد رحیم فخوری شاعر و ادیب فرهیخته درود بر شما ذره پروری میفرمائید استاد. از صمیم قلب خوشحالم پسند فرمودید. و برای حضرتعالی حس نوستالژیک ترانه استاد ناظری دست داد. قدردان حضور. در مهر و برکت جنابتان هستم | |
|
سرکار. خانم قربانی ادیب و پژوهشگر فرهیخته درود بر شما قدردان حضور پر مهر و برکت حضرتعالی هستم استاد پایدار باشید | |
|
جناب رضاپور شاعر فرهیخته درودی بر شما ممنون بابت آرزوی زیبایتان همچنین آرزوی های زیبا برای جنابعالی دارم حق نگهدارتان | |
|
جناب جلالی وند شاعر گرانمایه درود بر شما سپاس فراوان برای آرزوهای مثبت و زیبایتان برقرار باشید | |
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
تجربهای که در آن، مفاهیم کهنِ اشراق و شهود با واژگان و دغدغههای انسان معاصر
ذهن کیهانی، کهکشان، عدمِ زمان ...در هم آمیخته شده است.
و اما بعد .
این سروده را از سه منظر نقد و بررسی میکنم:
👈تحلیل محتوایی:
گذار از وحدت وجود به فیزیک کوانتوم
شعر در بستری از سنت عرفانی فارسی مانند ...مولانا و عطار حرکت میکند.
اما در بیانِ مقصد، به جای فنا فیالله کلاسیک، از استعارههای فیزیکِ مدرن استفاده کرده است.
نکته قابل توجه:...
قسمتِ ذرهای شدم به ذهن کیهانش
و تقابل مات بودن/هیچ بودن با رقصِ جسم در چرخش...
به خوبی پارادوکسِ ناظرِ ثابت (ذهن) و مادهیِ متحرکِ جسم را به تصویر میکشد.
این همان چیزی است که در عرفان به آن سکون در عین حرکت میگویند، اما شما با بیانی شبیه به تئوریهای میدانهای انرژی آن را مدرن کردهاید.
👈 مولانا و شاعران نوگرا
با نگاه به مولانا... شروع میکنیم...
مولانا در توصیفِ رسیدن به معشوق، از استعارههای زمینی استفاده میکرد رقص، می، چنگ....
اما شما در اینجا از استعارههای کیهانی/انتزاعی بهره بردهاید.
مولانا میگوید من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر
اما شما در شعر خود، مات شدن و هیچ شدن را به عنوان یک فرآیندِ در حالِ وقوع
توصیف کردهاید که نشاندهنده تفاوت نگاهِ عارف قدیم که غرق در حیرت است.
و انسان مدرن که تلاش میکند این حیرت را تحلیل و کالبدشکافی کند است.
با نگاه به سبک نو و شاعران جدید ...
زبان شعر شما به شعرِ سپیدِ نیمایی نزدیک است.
این سادگیِ کلام در تقابل با عمق معنا، به نوعی یادآور اشعارِ سهراب سپهری است.
بهویژه در لحظاتی که سهراب از ....به سراغ من اگر میآیید.... و.... نرم و آهسته حرف میزند.
اما شما در بند آخر، رویکردِ رقصِ جسم را وارد میکنید که شباهت جالبی به پدیدارشناسی دارد؛
اینکه بدنِ من بخشی از یک چرخشِ مکانیکی یا کیهانی است.
👈 نقد ساختاری و نکات طلایی
اگر بخواهیم این شعر را به یک اثرِ شاخصتر تبدیل کنیم، این دو پیشنهاد را در نظر بگیرید:
اوجگیری احساسی در بند چهارم
(«متصل شدم به...») از نظر وزنِ کلامی بسیار قدرتمند است. اما در پایان، شعر کمی افتِ انرژی دارد. عبارت (لیک جسمم به رقص و دوار است) شروعِ بسیار هیجانانگیزی است، اما توصیفِ ...مثل یک محور/ درون یک چرخم.
کمی جنبه مکانیکی دارد و از آن فضای شهودی و لطیف ابتدای شعر فاصله میگیرد.
اگر این بند را با زبانی عاطفیتر تمام میکردید، تأثیرگذاریاش دوچندان میشد.
استفاده از (هیچ ) تکرار کلمه ...ماتتر ، گیجتر، هیچتر یکی از نقاط قوتِ موسیقایی شعر است.
این تدرّج (مرحله به مرحله پیش رفتن)، دقیقاً همان چیزی است که مخاطب را با شما همراه میکند تا او هم این خالی شدن را تجربه کند.
پیشنهاد برای تأمل بیشتر...
نکتهای که در شعر شما بسیار جذاب است، ...ناظر بودنِ روح در مقابل رقصِ جسم است.
این دقیقاً همان جایی است که شعر را از یک گزارشِ ساده از یک حس، به یک فلسفهنامه کوتاه تبدیل میشود.
پرسش من از شما این است:
آیا این رقص را یک نوع اسارتِ جسم میدانید...؟
که روح از آن بیزار است.
یا یک جشنِ هستی؟ اگر در بازنویسی شعر، تکلیفِ این رقص را که آیا رنج است یا شعف با کلماتِ دقیقتر روشن کنید، شعر شما از یک توصیف ساده، به یک بیانیه قویتری تبدیل خواهد شد.
در کل این شعر برای مخاطبی که به دنبال معنا در جهانِ بیمعنای امروز است، بسیار همذاتپندارانه و گیراست.
انتخاب واژگانی مثل شهد و شهود در کنار ذهن کیهان نشاندهنده یک ذهنِ تلفیقگر است که میتواند هم با سنت آشتی کند و هم با علمِ روز.
:🌺
موفق باشید .
👈پیشنهادات را جدی نگیرید .
شما شاعر هستید و ما فضولی کردیم .
👈و رفیق شفیق من ...
منتقدی که نقاط ضعف را نگوید میشود کعبه ی آمال .
وزیری که عزل و نصب نکند میشود نور علی نور ...