شنبه ۱۸ بهمن
جنگ باخویشتن شعری از محمد رسول بیاتی
از دفتر شعرناب نوع شعر سپید
ارسال شده در تاریخ ۵ روز پیش شماره ثبت ۱۴۳۹۲۳
بازدید : ۳۳ | نظرات : ۶
|
دفاتر شعر محمد رسول بیاتی
آخرین اشعار ناب محمد رسول بیاتی
|
سالها ست
در آینهای اقامت دارم
که نه تصویر میدهد،
نه بازتاب؛
فقط
مرا
داوری میکند
آینهای
که چهرهاش
از حافظهام
پیرتر میبیند
و مرا
پیش از زیستن
به فرسودگی
محکوم میکند.
سالهاست من،
نه با جهان،
که با خویشتن
در وضعیتِ خصومتام؛
جنگی بیمیدان،
بیسردار،
که در آن
پیروزی
حتی
نامِ روشنی
ندارد.
هر بار
از سایهای فرو میریزم
که از من
واقعیتر است؛
سایهای
که پیش از من
به حقیقتِ شکست
میرسد.
بر بقایای خود
مینشینم،
چون شاهدی خسته
بر صحنهٔ جرمِ هستی؛
و آیندهای را
که به باد سپردهام
در سکوت
به خاک
میسپارم.
جنگهای من
در اتاقهای تاریکِ درونم
رخ میدهند؛
اتاقهایی
با دیوارهایی از ترس
و هوایی
که از اضطراب
سنگین است.
ساعتها آنجا
نه میچرخند
نه میمیرند؛
فقط
در سکونِ خود
میپوسند.
دیگر
نه دستی مانده
برای شمشیرِ معنا،
نه نفسی
برای اعتراض.
واژهها
پیش از رسیدن
فرسوده میشوند
و حقیقت
پیش از من
خسته است.
جهانِ بیرون
در آستانهٔ در ایستاده،
اما من
مردیام
که توانِ بودنش را
در جدال با خویشتن
مصروف داشته است؛
مردی
که فهمیده
و همین
ویرانیاش را
کامل کرده است.
و اکنون
میدانم
جنگهای من
نه در میدانها،
که درونم
رخ میدهند؛
جایی که هر زخم
پیش از دیده شدن
عمیق شده است.
و جهان
با زرهی کامل
از کنار ویرانههایم
میگذرد؛
بیآنکه
گردی از من
بر زرهاش
بنشینَد.
و من
در میانِ این ویرانی
خاموش
میمانم.
محمد رسول بیاتی
|
|
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
زیبا و پر احساس بود