سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 5 آبان 1400
    22 ربيع الأول 1443
      Wednesday 27 Oct 2021

        بیشترین مخاطب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        چهارشنبه ۵ آبان

        ...

        شعری از

        محمد علی رضاپور

        از دفتر قالب شعری سروش نوع شعر شعرناب

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۴۰۰ ۰۷:۳۴ شماره ثبت ۱۰۲۶۵۵
          بازدید : ۴۲۹   |    نظرات : ۹۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        سروشی  در مکتب ادبی نورگرایی 
        (این سروش، وزن پردازی پیشرو دارد: میانه ی عروض سنتی و حالاتی موزون تر از شعر سپید) 
        "در آپارتمان های تنهاییِ بلند
        گاه‌گاهی صدای باران هست
        پنجره، رو به کوه نور سرا ست
        آن طرف ها حتماً 
        پونه هست و بابونه هست و ریحان هست
        و طعمی از عشقی بی مثال و جاودان هست
        سرمست سرایش سروش ...."

        شعر سروش و مکتب ادبی 
        نورگرایی
        بطور خیلی خلاصه:
        شعر سروش دارای چند لَخت است
         که معمولا همه یا برخی از آنها همقافیه اند (و البته گاهی سروش را بصورت بی قافیه هم به کار می بریم) 
        اما لَخت پایانی، متفاوت
         و برجسته است. در سروش،
         تلاش می شود نوع نگاه به
         پدیده ها ویا شیوه ی بیان، 
        تازگی داشته باشد و سروش،
         ضمن پایبندی به وزن 
        و قافیه و... 
        نگاهی باز و انعطاف پذیر
         به این گونه مقوله ها دارد. 
        مکتب ادبی نورگرایی،
         مکتبی بومی و پیشنهادی است 
        که بطور خاص در گونه های 
        شعر پیشرو همچون سه گانی، 
        سروش، سه گلشن و... 
        و بطور عام در همه ی قالب ها
         قابل کاربرد است. 
        در مکتب نورگرایی، 
        جامعه ی پسامدرن امروز
         در کنار جنبه های مثبت سنت 
        و با نگاهی معنوی و امیدوارانه 
        و در عین حال، واقعی
         به تصویر کشیده می شود.
        بطور فنی، شعر سروش 
        و مکتب ادبی نورگرایی،
         ویژگی های دیگری هم دارند 
         شایان جستجوی پژوهندگان.
        (وزن پردازی سروش بالا به شیوه ی پیشرو است و تقطیع لَخت های آن به ترتیب، این گونه:
        مفعولن فعولن فعولن مفاعلن/
        فاعلاتن مفاعلن فعلن/
        همان وزن/
        فاعلاتن فعلن/
        فاعلاتُ مفعولُ فاعلاتن فع/
        فعولن مفعولن فاعلاتُ فاعلاتن/
        مفعولُ مفاعلن فَعَل/)
        ۱۹
        اشتراک گذاری این شعر
        ۶۲ شاعر این شعر را خوانده اند

        درویش حسین ندری

        ،

        محمد علی رضاپور

        ،

        محسن ابراهیمی ( غریب )

        ،

        معصومه خدابنده

        ،

        مسعود آزادبخت

        ،

        سعید صادقی (بیدل)

        ،

        عباسعلی استکی(چشمه)

        ،

        مجید آبسالان

        ،

        مینا فتحی (آفاق)

        ،

        قربانعلی فتحی (تختی)

        ،

        بهرام معینی (داریان)

        ،

        محمد رضا خوشرو

        ،

        حسن مصطفایی دهنوی

        ،

        عليرضا حكيم

        ،

        مهرداد عزیزیان بی تخلص

        ،

        حسین مراغه

        ،

        ایمان اسماعیلی (راجی)

        ،

        مریم کاسیانی

        ،

        سینا جوادپور (سهند)

        ،

        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

        ،

        آذر مهتدی

        ،

        محمودرضا رافعی (رافع)

        ،

        مهدی محمدی

        ،

        رحیم نیکوفر ( آیمان )

        ،

        نسرین حسینی

        ،

        علی رضایی (ژولیده)

        ،

        محمدکریمی (پویا)

        ،

        آرزو عباسی ( پاییزه)

        ،

        خدیجه وفایی راد ( غریبه)

        ،

        امین فرومدی

        ،

        اصغراروجی(غریب)

        ،

        طاهره حسین زاده (کوهواره)

        ،

        محمدرضا کریم پورآذر

        ،

        هادی محمدی

        ،

        زهرا حکیمی بافقی (الهه‌ی احساس)

        ،

        علیرضا جورعشوری

        ،

        عرفان آغنده

        ،

        مهدیس رحمانی

        ،

        زهرا مهدوی راد(گل یخ)

        ،

        زهرا خاکساری

        ،

        سعید ساعدی

        ،

        امیر سجادی

        ،

        ابوذر اسکندری

        ،

        حمید فیروزآباد

        ،

        طوبی آهنگران

        ،

        احمدی زاده(ملحق)

        ،

        محمد باقر انصاری دزفولی

        ،

        محمد خوش بین

        ،

        حسین امامی (حسام )

        ،

        حسین محمدزاد (فرقان)

        ،

        آرمین پرهیزکار

        ،

        احسان علومی

        ،

        بهروز ابراهیمیان

        ،

        علی نصرالهی (مجنون)

        ،

        سیاوش آزاد

        ،

        فاطمه بهرامی

        ،

        مهرداد عمران

        ،

        علیرضا مرادی( مراد )

        ،

        محمدحسین جلیل زاده

        ،

        امید کیانی (امید)

        ،

        سینا سجودی

        ،

        محمدصادق حارس یوسفزی

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۰۲
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و دلنشین بود
        موفق باشید خندانک
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۳۵
        سلام و درود
        کاش نظری کارشناسانه....
        سپاس خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        سه شنبه ۲۳ شهريور ۱۴۰۰ ۰۰:۰۵
        سلام و درود خندانک


        سروشی
        بداهه :

        نور پیچیده در این کوچه ی تار
        همچو عطرِ گل ِ رُز بر دیوار
        در تماشای نَهر است بهار
        "شوق چشم" و ثَمین و بیقرار
        روزگارِ خوش ِ باد.


        سلامت باشید و شاد خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        سه شنبه ۲۳ شهريور ۱۴۰۰ ۱۱:۴۰
        سلام و درود و سپاس فراوان
        سرکار خانم حسین زاده گرانقدر خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۳۸
        نقد ادبی با رویکرد اجتماعی
        درباره ی مکتب نورگرایی:

        تقریباً جای مکتبی (فلسفی-) ادبی
        از بطن جامعه (و نه از جهان غرب)
        در ادبیات فارسی خالی است و آنچه ما داشته ایم، سبک هایی ادبی همچون خراسانی، عراقی و هندی بوده است و ما به دلیل نداشتن مکتب ادبی
        - که بسیار جامع تر از سبک ادبی است و قلمروی فراتر از شعر و نثر دارد و
        می تواند دیگر هنرها بلکه همه ی جنبه های زندگی را دربرگیرد-
        به ناچار در عصر نو، مقلد مکاتب اروپایی بوده و البته در این تقلیدمان گاهی نوآوری هایی نیز داشته ایم.
        اکنون، مکتب بومی نورگرایی (LIGHTISM)
        در شعر و ادبیات فارسی، مطرح شده است و به خواست خدا و با همیاری شما فرهیختگان گرانقدر، گسترش خواهد یافت و به سایر حوزه های هنر و زندگی نیز به فرخندگی خواهد رسید.
        هرچند پیش از این، آثاری پراکنده در ادبیات فارسی در ارتباط با این مطلب داشته ایم،
        اکنون با شفاف‌سازی، انسجام بخشی و توسعه ی امر در حدی که شایان ایجاد مکتبی
        فلسفی- ادبی باشد، با مکتبی بومی به نام نورگرایی روبرو هستیم که خواهان پشتیبانی فرهیختگان است و در حوزه ی ویژه ی شعر، بطور عام در همه ی قالب ها و بطور خاص در قالب های شعر پیشرو کاربرد دارد
        (شعر پیشرو:
        گونه های آمیخته از شعر سنتی و نو همانند سه گانی، سروش، سه گلشن، شعر سبز یا چندآهنگ و شعر تک
        به عنوان زیر ساخت + اندیشه های مکتب نورگرایی در ژرف ساخت).
        ویژگی های مکتب نورگرایی بطور
        بسیار خلاصه:
        نگرش توحیدی به پدیده ها در نظر و عمل و ترسیم آن در موقعیت های دنیای امروز، فراخوانی اندیشه های نورگرا از هر دین و مرامی و از هر سرزمینی با هدف ایجاد جبهه ای مشترک در برابر افکار ضد معنوی بویژه افکار صهیونیستی آخرالزمان، بهره گیری از ویژگی های مثبت سنت و دنیای پسامدرن بطور همزمان و در یک اثر واحد، توجه ویژه به میهن و بازآفرینی ارزش های مثبت میهنی نه در چارچوب ناسیونالیسم اومانیست غربی بلکه در چارچوب بومی گراییِ در مسیر توحید، کاربرد نور، رنگ، عطر، طعم و... برای تبیینِ عینیِ انتزاعیاتِ الهی بصورت نسبی‌ و همچنین برای تسلای انسانِ آزاردیده از دنیای پسامدرن معنویت گریز و چند ویژگی مهم دیگر.

        از شما فرهیختگان گرانقدر درخواست می شود
        سروده ی بالا و پیام های در پیوند با آن را با دقت مطالعه بفرمایید و ما را از نظر و نقد پربارتان بی بهره نگذاریدخندانک

        جدا خواهش می کنم استثاءا در این صفحه،
        به نظراتی در حد \"سلام، موفق باشید\" و از این قبیل بسنده نفرمایید و اگر قصد ثبت نظر دارید،
        نظری کارشناسانه به این صفحه ببخشیدخندانک
        درویش حسین ندری
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۴:۳۶
        درود بر شما دوست


        عاااااااااااااااااالی بود



        🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۵:۰۰
        سلام و درود خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۶:۵۴
        سلام و درود، فرهیختگان ارجمند خندانک

        لطفا با سرایش های خود در مکتب ادبی نورگرایی،
        این مکتب ارزشمند بومی را گسترش دهید!
        در صورت آمادگی برای همراهی،
        لطفاً قصد همراهی خود در این باره را
        اعلام بفرمایید خندانک
        فراوان سپاس خندانک خندانک خندانک
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۶:۵۵
        نمونه هایی دیگر از
        سرایش در مکتب ادبی نورگرایی
        در فِرِسته های زیر:
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۰۱
        سروشی در مکتب ادبی نورگرایی
        تقدیم تان:

        خسته از سنگزار مشغله ها/
        که میان من و دل و دوست/
        می نهد زخم سخت فاصله ها/
        به گل جعفریّ و داوودی/
        می کنم گله ها/
        حُسن یوسف! //
        (محمدعلی رضاپور)
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۰۳
        سروشی در مکتب ادبی نورگرایی
        تقدیم تان:

        دست و دلبازی عطر شالیزار/
        و دریای سبزآبی بی قرار/
        و گل های رنگین خوشبوی چشم انتظار/
        و این گونه صدها هزار/
        مگر می شود نور، حاشا شود؟! //
        (محمدعلی رضاپور)
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۰۴
        سه گلشنی در مکتب ادبی نورگرایی
        تقدیم تان:

        (آغازگر:)
        به دلی که شِک(/شَک/شُک)... است/
        و چاره اش گم شد و به راهت نشست/

        (پیکره:)
        برسان بوی برگ چای و صفای گلاب/
        و خجسته خندِ بهاره ی نارنج شاداب/
        و شمیم شکوفه های درخت هلو که به نغمه ی جوباری شده بی خواب و پرشتاب/
        و نسیم به رنگ و بوی چمن های دلگشا که گشته چنین بی تاب/
        و دگر، هرچه هر نما - شمیم دلربای/
        که فراق تو را بیارم تاب/

        (پایانبخش:)
        ولی نشد، نمی شود، بیا! //
        (محمدعلی رضاپور)
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۰۶
        سروشی در مکتب ادبی نورگرایی
        تقدیم تان:

        ما که در شهر پیشرفته ی خود/
        شوق معماری کهن داریم/
        برج مان آسمانخراش که نیست/
        چون گل و بلبل و چمن داریم/
        و به آغوش گرم نور/
        که جا هست(/جاه است) برای همه/
        به سروش غزلواره انجمن داریم/
        برج مان خوش نشینِ پنجره هاست. //
        (محمدعلی رضاپور)
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۰۸
        سروشی در مکتب ادبی نورگرایی
        تقدیم تان (این سروش در میانه اش وزن منعطف پیشرو دارد):

        حُسن یوسف چقدر جذابی! /
        رنگ رنگ و قشنگ و شادابی/
        من که مثل تو نیستم اما/
        مثل تو، خوش دلم با/
        نور بی تابی/
        هر طرف نور هست، می گردم. //
        (محمدعلی رضاپور)
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۱۰
        سروشی تقدیم تان:

        حیاط خانه ی مادربزرگ/
        بزرگ بود و دلگشا/
        و پُر از نور و رنگ و عطر و طعم و صفا/
        و ماهی هایش هم آبشاران شان را،
        می شناختند/
        و اقاقیِ عاشقش/
        و غزلترانه ی گلدان های در مدار چیده اش/
        سر می گذاشتند بر دامن خدا/
        می خواهم دوباره بسازمش.//
        (محمدعلی رضاپور)
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۱۱
        سروشی در مکتب ادبی نورگرایی
        تقدیم تان:

        مهر و مِه و حال و هوای مهربان/
        و رنگین کمان/
        کوهستان های این سامان/
        و نسیم و گیاه و شمیم و باران/
        نور - عشق - عطر - باران/
        منشور شعر و فلسفه و عرفان/
        خدا را در این جا، تماشا کنید! //
        (محمدعلی رضاپور)
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۱۱
        سروشی در مکتب ادبی نورگرایی
        تقدیم تان:

        فرزند هزاره ی سوم/
        باید عاشق جنگل باشد/
        پیش سروی والا قامت، پیش راشی شیرین مَشرَب/
        آشی شهرستانی بنوازد/
        دریا، دشت و کوه و مِه را/
        باران را باید بشناسد/
        اکسیژن را، دمنوش را، عطر گل ها را دریابد/
        در حیرتِ خوش طعمِ حکمت/
        باید احساسش حل باشد/
        بی معنا بودن، دشوار است.//
        (محمدعلی رضاپور)
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۱۳
        سلام و درود و عرض ادب
        فرهیختگان گرانقدر خندانک

        لطفاً نقد و نظرات ارجمندتان را درباره ی این اشعار و بطور کلی درباره ی مکتب ادبی نورگرایی ارائه بفرمایید خندانک
        فراوان سپاس خندانک خندانک خندانک
        همچنين برای معرفی بهتر این مکتب ادبی،
        نمونه های دیگری در ادامه قرار می گیرد.
        لطفاً توجه بفرمایید:
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۴۸
        سروشی در مکتب ادبی نورگرایی
        تقدیم تان:

        دل، فدای دلت، بنفشه ی کوه!/
        دلِ شیدا صفت، بنفشه ی کوه/
        نور و عطر و نَفَس به همراهت! //
        (محمدعلی رضاپور)
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۴۹
        سروشی در مکتب ادبی نورگرایی
        تقدیم تان:

        در خانه ی طبقه ی/
        دهم... دهم... دهم... دهم... چهل و نهم/
        تزئیناتش باستانیِ روشن/
        و غم از بوستانکِ شادانش گُم/
        و اهلش دلارامِ پا در تلاطم/
        خودمان هستیم.//
        (محمدعلی رضاپور)
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۵۰
        سروشی در مکتب ادبی نورگرایی
        تقدیم تان:

        شاعرم کرده بوی شالیزار/
        شعر مرغان‌ جوی شالیزار/
        دل من، با وضوی شالیزار/
        می نوازد سروش.//
        (محمدعلی رضاپور)
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۵۳
        درود جناب رضاپور خندانک خندانک خندانک
        زیبا بود خندانک خندانک خندانک
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۵۹
        سلام و درود
        سپاس اگر نقد و نظر کارشناسانه ی خود را ارائه بفرمایید خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۵۹
        مثال های بیش تر:
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۵۹
        سروشی در مکتب ادبی نورگرایی
        تقدیم تان:

        شعر من، شعر عصر پایان است/
        عصر پایان در آن نمایان است/
        عصر پایان، بدون عرفان نیست/
        آخرین جان پناه، جانان است/
        عاشق نورم.//

        (محمدعلی رضاپور)
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۰۱



        نمونه های دیگری از شعر پیشرو در مکتب نورگرایی

        1. در گونه ی سه گانی:

        پشت آسمانخراش های انتهای شهر/
        آنچه دلگشای هر سواره و پیاده ای ست/
        کشتزار باصفای ساده ای ست.//


        2. در گونه ی سروش:


        والقرآن الحکیم/
        بارش نور از هوای کریم/
        پای رستاق و قلب پایتخت، مقیم/
        در گلاب شهود.//

        3- در گونه ی سه گلشن:

        “آیینِ مهر از گلشن آموزیم!

        جان را بیافروزیم!”

        باید بپرسی حال شیدای غزل ها را

        باید بدانی در مسائل، راه حل ها را

        بی عشق ماندن، کار این دل های نازک نیست

        زیرک نمی پرسد دوباره مُستدل ها را

        با چتربازان، دوست دارم هم سفر باشم

        تا بنگرم با چشم عاشق هم غزل ها را

        تالاب ها از رقص باران، عکس می گیرند

        نیلوفر آبی، غزلپرداز

        در خاطر من ثبت رسمی کن محل ها را

        بوسیدن چشمان عاشق، رسم خوبی بود

        خود جمع می کرد از قبیله، مُبتذل ها را

        این برج ها، معراجِ نادانیِّ فرعون اند

        آخر! کلانشهرِ گُسَل! بشنو مَثَل ها را

        “وقتی بَدَل ها را به دل، آرایه می سازی

        عکس العمل ها را چرا محکوم می سازی؟!

        حیف است اگر شعرِ تماشا را نپردازی.”

        محمدعلی_رضاپور(مهدی)
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۰۳
        وزن پردازی پیشرو یا عروض نوع سوم

        تقریبا هر نوع از شعر فارسی بلکه هر سخن کوتاه پارسی (مانند لَخت های هر سروده) را، می توان طبق قواعد عروضی تقطیع نمود و البته افرادی کم سواد هم هستند که خیال می کنند هرگاه، سخن از عروض پیش بیاید، ما پارسی گویان و پارسی سرایان باید آن را هجوم فرهنگ عربی بدانیم و برآن بتازیم و اینها که ممکن است شاعر هم باشند اما اغلب شان نتوانند حتی یک بیت را به درستی تقطیع عروضی کنند، نمی دانند که زبان پارسی در عروض، بسیار پیشرفته تر از زبان عربی است بلکه پارسی، برترین زبان جهان در همخوانی شگفت با عروض است و از جمله در جنبه هایی گوناگون بر زبان عربی، برتری دارد که برخی از آن جنبه ها عبارت اند از: تعداد بیش تر اوزان عروضی در فارسی به نسبت عربی، خوش آهنگی بیش تر اوزان فارسی با توجه به زحافات و قواعد عروضی، قرار گرفتن مصراع به عنوان واحد شعر سنتی فارسی در برابر بیت عربی که در نتیجه، واحد وزن فارسی، تکرار پذیری دو برابری دارد و....
        شاید تعجب کنید که نگارنده، پیش تر به تقطیع عروضی سپیدهایی از احمد شاملو پرداخته است و همچنین سروده یا سروده هایی را که موج نو نامیده اند و به این نتیجه رسیده است که نه تنها هم سپید و هم موج نو در تقطیع عروضی می گنجند بلکه تقریبا هر نوشته ی فارسی یا دست کم هر نوشته ی بُریده بُریده ی فارسی، عروض پذیر است و سخنی که پارسی باشد اما عروضی نباشد هم با کمی چکش کاری یا استفاده از ارکانی جدید(مثل فَعَلَتن)، عروضی می شود و بر این اساس، نگارنده، تعریفی را که برای هر یک از سپید و موج نو با توجه به تفاوت وزنی آنها به کار می رود،
        قبول ندارد، چراکه هر دوی آنها قابلیت تقطیع شدگی مشابهی دارند و ازاین جهت، تفاوت اساسی ندارند.
        به همین شکل، مثلا اگر به شعر هجایی فارسی هم روی بیاوریم، باز به نوعی از شعر عروضی روی آورده ایم و این به دلیل خوش آهنگی زبان شیرین پارسی و عروض پذیری بالای آن (حتی بیش تر از زبان عربی بلکه هر زبان دیگری) است و البته کوتاهی لَخت شعری و تعداد بالای ارکان عروضی هم در این باره نقش مهمی دارند.
        اکنون مشخص است که نگارنده، عروض را در مفهومی گسترده به کار می برد و باورمند است به این که چهار گونه وزن پردازی عروضی در فارسی وجود دارد، به این شکل:

        1. عروض نوع اول یا عروض سنتی
        (با تکرار وزن در همه ی مصراع ها)
        2. عروض نوع دوم یا نیمایی یا مُستَزادی (با کوتاه و بلندشوندگی وزن طولی مصراع ها معمولا بدون تفاوت برجسته ی دیگری، هرچند در وزن نیمایی، گاهی تغییرات بیش تری دیده می شود)
        3. عروض نوع سوم یا وزن پردازی پیشرو (به کار گیرنده ی انواع گوناگون عروضی در شعری واحد به طوری که مثلا برخی لَخت های شعر، در عروض نوع اول و برخی در عروض نوع دوم هستند اما برای گنجاندن برخی کلمات، به دگرگون سازی جدی در وزن پرداخته می شود)

        4. عروض آزاد (قابل تقطیع به ارکان عروضی اما در نهایت بی نظمی، مانند وزن سپید و موج نو و نثرهای بُریده بُریده )


        اکنون به موضوع خودمان برگردیم:

        وزن پردازی پیشرو (عروض نوع سوم)

        وزن پردازی پیشرو، آغازش با نگارنده نیست و چه بسا در اشعار نیمای بزرگ، شاملو، براهنی و حتی برخی دیگر بتوان نمونه هایی از آن سراغ گرفت، اما نگارنده - به عنوان سراینده ای که با عروض سنتی آغاز کرده و با آن آشنایی نِسبی دارد و به شعر سپید و مانند آن بسنده نمی کند و قصد طرحی نو دارد - در حال گسترش وزن پردازی پیشرو است و این شیوه را در شعر پیشرو (گونه هایی همچون سروش، سه گلشن، شعرسبز یا چندآهنگ و...) به کار می برد و شاید بتوان گفت در این شیوه از وزن پردازی، سبک تازه ای دارد.
        به عنوان مثال، نگارنده، سروشی را با وزن ویژه ی آن در عروض سنتی شروع می کند (فاعلاتن مفاعلن فعلن) و در لَختی دیگر، از چارچوب تنگ عروض سنتی و حتی نیمایی بیرون می زند و به وزن پردازی آزاد سپید وار نزدیک می شود و دوباره به صورت کامل یا نِسبی به ارکان منظم عروضی برمی گردد.

        نمونه ای در گونه ی سروش با وزن پردازی نوع سوم در شعر پیشرو
        (و در مکتب ادبی نورگرایی):

        به دلم حسّ آبشار ببخش!/
        آی آیینه ی جهان، دل تو!/
        دفتر شعرهای خیسم را/
        باز می آورم مقابل تو/
        پیش آسمان و نوشیدنِ سروشی سرشار/
        مِه و اسپند و شعر و محفل تو/
        و عطر شیرین عشق کامل تو/
        شیخ موسای پاک بابلعشق! //
        #محمدعلی_رضاپور (مهدی)

        در سروش بالا، بجز لخت های 5 و 7 بقیه به شیوه ی عروض سنتی و بر وزن اصلی (فاعلاتن مفاعلن فعلن) هستند و لخت های پنجم و هفتم وزن پیشرو دارند به ترتیب بر وزن:
        "فاعلاتُ فاعلاتن مفاعلن مفعولن"
        و " مفاعلن فاعلاتُ مفتعلن."
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۱۹

        مکتب ادبی نور گرایی
        شعر پیشرو
        گونه ی سروش

        از کنار شهربازی شلوغ/
        سرخ و زرد و پرصدا و بی امان/
        تا سپید-سبز-آبی سکوت پربیان/
        یاد رفتگان جاودان/
        یاد سرنوشت بی گمان مان/
        پنجشنبه‌های خانواده ای اصیل/
        آ-را-مست-آن.//

        محمدعلی رضاپور (مهدی)
        تهران، تیرماه 1400
        کوچنمای خورشیدی
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۲۲
        سروشی در مکتب ادبی نورگرایی
        تقدیم تان:

        زندگی، تونلیست طولانی/
        که در آن راندن/
        نیست این قدرها به آسانی/
        قبل تونل، شده فراموشم/
        به فراسو، چگونه می کوشم؟!/
        تابلو - تابلو....//

        (محمدعلی رضاپور)

        (نکته: سروش، بسیار تنوع پذیر است و
        براین اساس، دارای زیرگونه هایی بسیار.
        سروش بالا، دوگروه قافیه ای دارد.
        همچنين، با تعریف گسترده ای که ما از شعر سروش به کار می بریم و در این معنای عام از گونه ی شعری سروش، باید بگوییم که
        پیش از ما هم دیگرانی سروش سروده اند.)
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۳۲
        سروشی در مکتب ادبی نورگرایی
        تقدیم تان:

        سینه سرخ جوان! زمستان است/
        قدری این جا بمان! زمستان است/
        ای غزل آشیان! زمستان است/
        در شفق می نشست شاعر مست/
        دی دی دی د (؟) //
        (محمدعلی رضاپور)
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۳۳
        سروشی در مکتب ادبی نورگرایی
        تقدیم تان:

        و خوش آن جشن نزدیک خورشید - باران/
        که جهان را به زیر بال بگیرد/
        ناز رنگین کمان/
        و فرزند انسان/
        فروزنده و ارمغان بخش/
        عطر ستوده ی به نام پدرش را/
        برسانَد به مشام جان و جهان/
        عشق، سبز می شود آن روز. //
        (محمدعلی رضاپور)
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۴۰
        مکتب ادبی نورگرایی چیست؟
        جریان شعر نوی جناب نیما یوشیج که بعد به شعر سپید شاملو و... منتهی شد،
        برپایه ی الگوگیری از برخی مکاتب ادبی اروپایی مثل سمبولیسم، رمانتیسم و رئالیسم بوده است و آنها این مکاتب غربی را بر شعر فارسی اجرا کرده اند (مونتاژ) و البته در جاهایی نوآوری های قابل توجهی هم دا‌شته اند اما اصل مطلب، همان الگوهای مکاتب غربی اند،
        حتی تغییراتی که جناب نیما در ظاهر شعر داد (تغییر در طول مصراع و قافیه و...) اصلش به مکتب ادبی سمبولیسم بر می گردد و حتی آثار جناب شاملو، خیلی بیش تر در مسیر مکاتب ادبی غربی است.
        در عوض، ما به مکتبی بومی به نام مکتب ادبی نورگرایی باورمندیم و آن را در آثارمان دنبال می کنیم و البته در این راه از دستاوردهای شعر نو و شعر سنتی کمک می گیریم تا به شعر پیشرو دست یابیم.
        کار ما، تنها در محدوده ی معرفی چند قالب تازه ی شعری مانند سروش، سه گلشن، شعرسبز یا چندآهنگ و شعر تک نیست و البته سه گانی بعنوان نیای آنهاست.
        کار ما، کاری اساسی با معرفی مکتبی ادبی است.
        این قالب ها یا به عبارت بهتر، این گونه های نو در شعر پیشرو هم با مکتب ادبی نورگرایی، همخوانی خوبی دارند.
        ویژگی های مکتب ادبی نورگرایی را پیش تر در فِرِسته هایی نوشته ام و قابل جستجوی اینترنتی است. بطور خلاصه
        مکتب ادبی نورگرایی، این ویژگی ها را دارد:
        معنویت، امید، بومی گرایی (بجای غربگرایی)،
        کنار هم آوردن جنبه های زندگی نوین و جنبه های سنتی باارزش (که در حال فراموشی است)
        = تمدن مدرن و پُست مدرن + سنت های باستانی،
        و مواردی از این قبیل.
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۴۴
        و دو مطلب دیگر:
        1. طبعا پیش از این هم اشعاری پراکنده با این گونه مضامین داشته ایم، اما وقتی می توانیم به مکتبی در این حوزه برسیم که انسجام کافی و آشکاری ویژگی های در پیوند با آن را نیز داشته باشیم و شاعران و نویسندگان، این حوزه را جدی بگیرند و بطور مشخص و پیوسته در آن فعالیت کنند. 
        2. وقتی صحبت از مکتبی ادبی می شود، 
        حوزه ی فعالیت آن به شعر و حتی ادبیات، محدود نمی شود و مثلا نقاشی، مجسمه سازی، معماری و... را نیز در بر می گیرد. 
        در مکتب ادبی نورگرایی، 
        دنیای پُست مدرن در کنار زیبایی ها و نکات مثبت سنت، ترسیم می شود، 
        نه این که دنیای پست مدرنی با ناامیدی ها، تنهایی ها، شیطان صفتی ها، تاکید بر جنبه های تلخ زندگی و....
        از طرف دیگر، در مکتب نورگرایی، ما فقط در دنیای پست مدرن زندگی
        نمی کنیم بلکه این دنیا در هنر ما نشان داده می شود. چه بسا شاعران معاصری که شعرشان نمایی از جهان معاصر نشان نمی دهد و چه بسا شاعرانی که از دنیای معاصر، تنها نکاتی را، می نمایانند به شیوه ی پوچگرایی یا سودگرایی مطلق یا غنیمت شمردن دم یا لذت گرایی مطلق و... اما نورگرایی، نگاهی دیگر به هستی دارد.
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۴۴
        تفاوت سبک ادبی در ایران و مکتب ادبی در اروپا و آمریکا

        نگارنده، پس از مطالعاتی مستمر در این زمينه، علاقمند است نظر خود را با جامعه ی فرهیختگان درمیان بگذارد:

        به گمان این پژوهشگر، داشتن نگاهی جامعه شناسانه به مسأله ی تفاوت سبک های ادبی در ایران و مکاتب ادبی در جهان غرب، کمک شایانی به حل این مسأله خواهد نمود.
        دقت بفرمایید:

        سبک های ادبی ایران(ایران در معنای گسترده ی تاریخی و فرهنگی اش) تا حدود بسیار زیادی، نتیجه ی طبیعی الزامات اجتماعی بوده اند و استمرار هر سبک و جایگزینی سبک پسین برای سبک پیشین، در روندی طبیعی و سلسله وار در زیستگاه اجتماعی اتفاق افتاده است.
        به بیان عینی تر، انتقال از سبک خراسانی به سبک عراقی، با خسارت دیدگی عاطفی و افسردگی اجتماعی ناشی از حملات مغول در پیوند است و البته دلایل دیگری هم بصورت طبیعی، استمرار سبک عراقی را ممکن کرده اند.
        تا این جا را پژوهشگران دیگرانی گفته اند و نگارنده از ایشان آموخته
        اما سیر مکاتب ادبی در اروپا و سپس آمریکا به کدام شیوه بوده است؟
        خوب، این را، هم می دانیم که بسیاری از این مکاتب درنتیجه ی تقابل با مکتبی قبل از خود و به منظور مقابله با آثار منفی آن به وجود آمده اند.
        اکنون، دقت بفرمایید تا ببینید چه تفاوت آشکاری از دید جامعه شناختی می توان قائل شد میان سبک های ادبی ایرانی و مکاتب ادبی غربی.
        در باور نگارنده، نیاکان ما ایرانی ها در سامان دهی سبک های ادبی، حالتی انفعالی داشته اند، یعنی پذیرای موقعیت های موجود بوده اند، یعنی باور داشته اند که هرچه پیش آید، خوش آید.
        در سبک های ادبی ایرانی، نیاکان ما، همانند گردشگرانی بوده اند که بدون این که کنجکاوی چندانی داشته باشند، برنامه ی سفر خود را بر گردن کاروانسالارِ سیرِ طبیعیِ تاریخ می گذاشته اند تا هرجا که شد، با او بروند.
        اما در مکاتب غربی، به جای این برخورد پذیرا و انفعالی، شاهد برخوردی فعالانه و دگرگون کننده هستیم.
        بسیاری از مکاتب غربی، آشکارا با صدور بیانیه ای، حضور خود را اعلام نموده، با همکاری جمعی از فرهیختگان به مدت چند یا چندین دهه ادامه یافته اند.
        به طور خلاصه:
        در سبک های ایرانی، فرهیختگان به دنبال جریان غالب می رفته و تا انتها با آن همراهی می کرده اند اما در مکاتب جهان غرب، فرهیختگان، گروه هایی دگرانديش تشکیل داده، ضد آثار منفیِ جریان غالب، جریان دیگری تشکیل داده، سپس به کمک هم بر آن غالب می شده اند.
        شاید تنها یک بار به طور جدی در تاریخ ادبیات سنتی ایران، اقدام گروهی فعالانه ای داشته ایم و آن هم جریان بازگشت ادبی از سبک هندی به سبک عراقی بوده است و چنان که می بینیم، حتی این تک مورد هم پیشرو نبوده بلکه جنبه ی ارتجاعی داشته است و بعدها هم که به شعر نوی فارسی می رسیم، نه تنها در بُعد معنایی و ژرف ساخت بلکه در بُعد لفظی و روساخت، ایجاد انقلاب در شعر فارسی برپایه ی مکاتب ادبی غربی همچون سمبولیسم، رمانتیسم و رئالیسم صورت می گیرد.
        در باور نگارنده، پیشرفت های تمدنی و فرهنگی جهان غرب، تا حدود بسیاری با این اندیشه ی پویا و دگرگون کننده در پیوند است.
        نگارنده از چندی پیش، مکتب فلسفی- ادبی نورگرایی را به فرهیختگان گرانقدر، پیشنهاد داده است و انتظار همیاری بیش تر دارد.
        فراوان سپاس،

        محمدعلی رضاپور (مهدی)
        تیرماه 1400 کوچنَمای خورشیدی،
        بابلعشق.
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۵۰
        سروشی در مکتب ادبی نورگرایی

        بله، انبوه درس خواندن ها
        دل به رسم هنر، رساندن ها
        دیو را در بلا، نشاندن ها
        روح را تا کمال، راندن ها
        پرچم آرمان سنّت را
        بر سر اوجگه، کشاندن ها
        پشت فرمان خودروی توست.

        (از ویژگی های مهم مکتب ادبی نورگرایی، ترسیم چهره ی جهان پیشرفته ی امروزین در کنار سنت های مثبتی است که می توان از آنها کمک گرفت و در سختی ها به آنها پناه آورد.
        از جمله ی ارزش هایی که در جنبه های مثبت سنت(دین، آداب و رسوم اجتماعی، آموزه های میهنی و...) در دنیای امروز و در نتیجه در ادبیات نورگرایی می تواند مطرح باشد،
        اخلاق در رانندگی است که در سروش بالا، به آن پرداخته شده است)
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۵۲
        سپیدی در مکتب ادبی نورگرایی
        (خلاصه ای از سپیدی طولانی)

        حالا که پس از مدت ها برگشته ام به شهر خودم/
        باران را خواهان تر خواهم دید/
        و نازش را مشتاقانه تر خواهم کشید/
        باران را خواهم بوسید/
        ...
        حالا که پس از مدت ها برگشته ام به شهر خودم/
        بوستان دریاچه ی نیلوفر آبی را/
        شاعرانه تر، نفس خواهم کشید/
        و فنجان چایم را/
        از عطر بهارنارنج/
        سرمست خواهم نمود/
        ...
        حالا که پس از مدت ها برگشته ام به شهر خودم/
        این سان در مصاف با ترافیک غارتگر آرامش روان/
        یاد آرامش باران خواهم افتاد/
        و مسلمان تر خواهم شد/
        و انسان تر خواهم شد/
        ...
        چرا که نمازم را/
        با مردمی بجا، می آورم/
        که قرائت شان به لهجه ی نوری است و/
        شعر نو را بخوبی نیما می شناسند و/
        اهالی باصفای بابلعشق اند/
        و اکنون بهتر می توانم/
        از ابر نشین کوه فیلبند بلکه فیروزکوه/
        تا سبزآبی دریای مازندران را/
        با شعرهایم نورافشانی و بوسه باران کنم/
        حالا که پس از.../
        راستی/
        باید از انجمن شاعران استان خواهش کنم/
        که دوباره/
        بهارنارنجی از شعر محلی، میهمان مان کنند:/
        شِمِه جانِ بِلارِه، بِسروئین! //

        محمدعلی رضاپور (مهدی)
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۵۴
        مکتب ادبی نورگرایی
        شعر پیشرو
        گونه ی سه گلشن

        (آغاز گر:)
        \"ای ستم ها! شما نمی مانید
        بیش کم ها! شما نمی مانید\"

        (پیکره:)
        می رَوید و ترانه می آید
        نور ایمان به خانه می آید

        می رَوید و غزل نمی خندید
        گلشن خوش بهانه می آید

        ای کلانشهر قهر با گل سیب
        -که اسیری به تازیانه ی دود-
        چیستی پس تو؟!
        رونوشتی میلیونی از قوطی کبریت؟!

        آی مهواره ی کلاغ سرشت!
        - که در آسمان هم هستی -
        چیستی پس تو؟! زاده ی ابلیس؟!

        آی خیل ماشین ها!
        های اسبان آسیاب فریب!
        در بیابان شهر دایره ای
        آسیب - آسیب
        تا کدامین کمال می رانید؟!

        گرچه خیلی زیاد هم باشید
        آی بسیار های کم مقدار!
        بعد از این، آن یگانه می آید

        گفته خورشید پشت ابر به کوه
        در سپیده دم تغزل شان:
        صدهزاران ترانه می آید

        در حقیقت، فسانه ها، حق اند
        همه اسطوره می شویم به عشق
        - اگر اهلش باشیم -
        در حقیقت، فسانه می آید

        (پایانبخش:)
        \"من دلم روشن است‌‌؛ می بینید.\"


        مکتب ادبی نورگرایی
        در نورگرایی، جامعه ی پسامدرن امروز در کنار جنبه های مثبت سنت و با نگاهی معنوی و امیدوارانه و در عین حال، واقعی (و البته با آرایه پردازی های جهان ادب و هنر) به تصویر کشیده می شود.
        اصول توحیدی، خانواده، میهن، اخلاق،
        جلوه های طبیعت، جلوه های مثبت، سازنده و غیر خرافی سنت، نوستالژی با تأکید بر پاسداری از ارزش های کهن و بازسازی آنها بصورت پیشرو و هماهنگ با دنیای امروز (بجای افسوس خوردن های بی فایده) و مواردی از این قبیل، مفاهیم مکتب نورگرایی را تشکیل می دهند و همه ی آنها - با شدت و ضعف هایشان - جلوه هایی بهره مند از نور خداوند یکتا دانسته می شوند
        (الله نور السموات و الارض).

        سه گلشن:
        گونه ای آمیخته از شعر سنتی و نو،
        با سه بخش تنوع پذیر آغازگر، پیکره و پایانبخش
        (که گاهی بخش نخست یا پایانی آن حذف می شود)
        با انعطاف پذیری زیاد در هریک از این سه بخش و در قافیه و وزن و....
        سه گلشن، همانند سه گانی، سروش،
        شعرسبز یا چندآهنگ و شعر تک،
        گونه ای از شعر پیشرو است.
        معصومه خدابنده
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۹:۱۹
        درود بر شما
        زیبا بود
        سعید صادقی (بیدل)
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۱۹:۵۳
        درود فراوان خندانک خندانک
        محمد علی رضاپور
        چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۰:۱۳
        سلام و درود هایتان، لطفاً نظر کارشناسانه ی خود را
        دریغ نفرمایید خندانک
        مسعود آزادبخت
        پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۰۰:۲۰
        سلام و احترام‌ جناب رضاپور
        درود بر شما
        خودتون یه پا استادید .کارشناس میخوای چیکار؟
        خندانک خندانک خندانک
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۰۱:۲۶
        سلام و درود و ارادت
        خواهش می کنم. شما صاحب لطیف هستید.
        می خواستید سپیدهایی در مکتب نورگرایی
        بسرایید. ما که هنوز چشم مان به جمال آنها روشن نشده. همچنان در انتظاریم.
        ارسال پاسخ
        محمد علی رضاپور
        پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۰۱:۲۶
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمد علی رضاپور
        پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۰۱:۲۸
        و ای کاش نمونه اشعاری از شما،
        شاعران گرانقدر،
        در مکتب ادبی نورگرایی بخوانیم.
        همچنین
        اگر هریک از بزرگواران،
        راهکاری برای معرفی بهتر این مکتب بومی ادبی (نورگرایی) به جامعه ی ادبی ایران و جهان دارند،
        لطفاً در این جا یا در پیام خصوصی،
        همراهی خود را اعلام بفرمایند خندانک خندانک خندانک
        مجید آبسالان
        پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۱۳:۴۸
        درود بر شما شاعر ادیب و گرانقدر

        بسیار عالی

        خندانک خندانک خندانک
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۱۳:۵۴
        سلام و درود و سپاس خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مینا فتحی (آفاق)
        پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۱۵:۳۱
        درود بر شما

        سبک جالبی‌ست
        خندانک خندانک
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۳۸
        درود و سپاس تان خندانک خندانک خندانک
        برای گسترش آن، اقدامی خواهید نمود؟ خندانک
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۵۳
        درود برشما جناب رضا پور عزیز گرامی
        بسیار عالی وزیبا بود
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        بهرام معینی (داریان)
        جمعه ۱۹ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۵۰
        درود های فراوان جناب رضاپور استاد و ادیب فاضل وفرزانه
        بسیار شیوا وسرشار از احساس بهره میبرم از محضرتان
        قلمتان ماندگار
        در پناه حق
        ایام بکام
        🌷🌷🌷🌷
        محمد رضا خوشرو
        جمعه ۱۹ شهريور ۱۴۰۰ ۰۹:۴۱
        جناب رضا پور
        فقط میتونم بگم خسته نباشید .
        و در این راه موفق باشید کار دیگری از دستم بر نمی آید .


        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        محمد علی رضاپور
        جمعه ۱۹ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۵۶
        سلام ها و درودها و سپاس ها یتان بزرگواران خندانک خندانک
        حسن  مصطفایی دهنوی
        شنبه ۲۰ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۳۷
        سلام و درود
        بسیار زیبا است
        سربلند و پاینده باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        شنبه ۲۰ شهريور ۱۴۰۰ ۱۳:۰۵
        عرض ادب و احترام خدمت جناب رضاپور عزیز
        🌺🙏🌺
        محمد علی رضاپور
        شنبه ۲۰ شهريور ۱۴۰۰ ۲۰:۲۹
        سلام و درود و سپاس
        بزرگواران، لطفاً مددکار باشید خندانک خندانک
        ایمان اسماعیلی (راجی)
        شنبه ۲۰ شهريور ۱۴۰۰ ۲۰:۴۷
        درود استاد عزیز
        بنده در خدمت هستم
        و دفتر سروشم را باز میکنم
        امید که بتوانم خدمتی بکنم
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        شنبه ۲۰ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۰۱
        سلام و درود و ارادت
        دوست عزیزم جناب راجی عزیز خندانک
        بسیار سپاسگزارم.
        شما با سرایش سروش های ناب در سال گذشته،
        مددکار گرانقدری بوده اید و امید که
        در گسترش، نورگرایی، نشاط تان مستمر باشد.
        منتظرم سروش و سه گلشن های ناب تان را
        در کنار اشعار تان در قالب های دیگر و در عین حال در مکتب ادبی نورگرایی
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        يکشنبه ۲۱ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۳۸
        درود برشما
        شعرتان نور
        پشتکار وتلاش شما برای شعر پایدار و پراز شوق
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        يکشنبه ۲۱ شهريور ۱۴۰۰ ۱۲:۱۱
        خندانک سلام و درود و سپاس
        ارسال پاسخ
        آذر مهتدی
        يکشنبه ۲۱ شهريور ۱۴۰۰ ۱۶:۳۸
        درود جناب رضاپور گرامی
        سپاس از پست پراز فایده و مبسوطتتون
        خندانک 🍃🌺🌺🍃
        محمودرضا رافعی (رافع)
        يکشنبه ۲۱ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۵۷
        سلام و سپاس از این تدریس زیبا جناب رضاپور عزیز خندانک
        اشعارتون نورباران خندانک

        محمد علی رضاپور
        يکشنبه ۲۱ شهريور ۱۴۰۰ ۱۹:۲۴
        سلام ها و درودها و سپاس فراوان،
        بزرگواران خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        رحیم نیکوفر   ( آیمان )
        دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ۰۱:۴۹
        درود برشما جناب رضاپور خندانک
        زیبا بود
        بهرمند شدم از آموزه ها سپاس وتشکر خندانک
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۱۰
        سلام و درود و سپاس
        جناب آیمان گرانقدر خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمدکریمی (پویا)
        دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ۱۵:۱۵
        درودجناب رضاپور

        سپاس ازاین خوان گسترده

        بهره مندشدم خندانک خندانک خندانک
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ۱۵:۳۸
        سلام و درود و سپاس
        جناب کریمی گرانقدر خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۰۹
        درود بر شما ادیب بزرگوار خندانک خندانک

        شاعرانگی هاتون مستدام خندانک
        قلم زیباتون بر مدار عشق خندانک
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۰۰
        سلام و درود و سپاس خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        خدیجه وفایی راد ( غریبه)
        دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۰۶
        سلام و عرض ادب جناب رضا پور گرامی خندانک
        بسیار زیبا قلم زده‌اید خندانک
        قلمتان همواره بر صفحه ی دلتان رقصان خندانک
        مانا باشید و به مهر بسرایید خندانک
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۱۵
        سلام و درود و سپاس
        سرکار خانم وفایی گرامی خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        امین فرومدی
        دوشنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۴۰
        درود بر شما دوست عزیز و شاعر گرامی جناب محمد علی رضاپور
        متشکرم از این که شعرم را خواندید و برایم پیام گذاشتید
        بنده با مکتب نور گرایی هیچ اشنایی ندارم و اولین بار است که از شما می شنوم.
        من شعر را به جد پیگیری می کنم و با ان زندگی میکنم و خیلی هم مطالعه می کنم که شعرم در فرم و معنا به یک حدی از ارزش ارائه برسد بقول معروف هم برای خودم و هم برای مخاطب ارزش قائلم. ولی در سرودن شعر بیشتر حس و حالی باید دست بدهد که بقول نیمای بزرگ تا بتوانم حق مطلب را ادا کنم. و چیزی را که شما پیشنهاد کرده اید البته برایم ارزشمند است و تشکر می کنم که مرا لایق دانستید در مکتب نور گرایی دستی به قلم ببرم ولی این تابع همان حس و حال بنده است که فعلا چنین حسی ندارم امیدوارم که در اینده چنین حالی پیدا شود ولی دلم می خواهد که کار شما را دنبال کنم . موفق باشید!

        امین فرومدی

        خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        سه شنبه ۲۳ شهريور ۱۴۰۰ ۰۷:۴۱
        سلام و درود و سپاس فراوان
        دوست عزیز و شاعر گرامی،
        جناب امین فرومدی گرانقدر خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        هادی محمدی
        چهارشنبه ۲۴ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۰۰
        درود بر شما جناب رضاپور

        قلمتان نویسا

        💯💯💯💯💯💯
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        پنجشنبه ۲۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۷:۲۸
        درود و سپاس
        جناب محمدی گرانقدر خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد علی رضاپور
        پنجشنبه ۲۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۷:۲۹
        پنجشیر، نماد مقاومت در برابر نادانی و زورگویی، همچنان پایدار است.
        پنجشیر را فراموش نکنیم! خندانک خندانک
        زهرا حکیمی بافقی (الهه‌ی احساس)
        پنجشنبه ۲۵ شهريور ۱۴۰۰ ۰۹:۴۲
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        پنجشنبه ۲۵ شهريور ۱۴۰۰ ۱۰:۱۶
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        عرفان آغنده
        حدود ۱ ماه پیش
        عالی بود و زیبا
        امیدوارم در این راه موفق باشید 🌹
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        حدود ۱ ماه پیش
        سپاس تان خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سعید ساعدی
        حدود ۱ ماه پیش
        بسیار زیبا و روان، چه شیوا قلم زده اید خندانک
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        حدود ۱ ماه پیش
        زیبا دیده اید بزرگوار خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد خوش بین
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و درود بزرگوار زیبا سرودید
        خیلی دوست دارم سبک شما رو بیاموزم
        خندانک خندانک خندانک
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و درود و ارادت
        جناب خوش بین عزیز
        امیدوارم به زیبایی بیش از پیش، قلم بزنید.
        سبک و مکتب بنده نیست.
        کاری است که با همیاری شما بزرگواران
        می تواند به جایی برسد و فراموش نشود خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        حدود ۱ ماه پیش
        درود و عرض ادب جناب رضاپور خندانک خندانک خندانک
        پشتکارتان ستودنی ست خندانک
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و درود و ارادت
        جناب ابراهیمی عزیز
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد علی رضاپور
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام دوستان
        برای معرفی مفیدتر و بهتر دیده شدن مکتب ادبی نورگرایی
        چه پیشنهادهایی دارید و چه همیاری می توانید
        ارائه دهید؟
        در صورتی که نظر خاصی دارید،
        لطفاً در این جا یا خصوصی پاسخ بفرمایید!
        خندانک خندانک خندانک
        مهدیس رحمانی
        حدود ۱ ماه پیش
        با درود و احترام خندانک

        قلمتان مانا
        بر مدار مهر باشید
        خندانک خندانک
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و درود و سپاس تان خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        حدود ۱ ماه پیش
        ⚘⚘⚘
        ⚘⚘
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد علی رضاپور
        حدود ۱ ماه پیش
        جبهه ی مقاومت را فراموش نکنیم!
        این هم سومین غزل این جانب برای این روزهای
        افغانستان عزیز:

        #غزلی به نام #مگس_های_ ریشدار
        تقدیم به #طالبان_تروریست

        این ریش، بی خداست‌‌؛ مگس‌های ریشدار!/
        دین شما، جفاست‌‌؛ مگس‌های ریشدار!

        حُرمت برای ریش، به تضمین ریشه است/
        پشم شما، سواست‌‌‌؛ مگس‌های ریشدار!

        دین خدا، خدا نکند باشد این چنین/
        دین شما، جداست؛ مگس‌های ریشدار!

        با نام دین، به کام هوس ها شتافته/
        قومی که بی حیاست: مگس‌های ریشدار

        مردم به زور اسلحه، مؤمن نمی شوند/
        ایمان تان بلا ست؛ مگس‌های ریشدار!

        تأویل دین، بس است؛ بشویید خویش را/
        گند بدی به پاست‌‌؛ مگس‌های ریشدار!

        پاینده باد شأن شپش های ریش تان/
        مانا تر از شماست؛ مگس‌های ریشدار!
        امید کیانی (امید)
        امید کیانی (امید)
        ۲ هفته پیش
        آفرینان

        درود و عرض ادب

        قلم متعهدتان دوست داشتنی‌ست خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0