شعرناب

گاهی تنهایی

گاهي تنهايي چاهي عميق است، چنان عميق که با هيچ چيز و هيچ کس پر نمي شود، حتي با دوستت دارم هاي تو، حتي با دوستش دارم هاي من. آري گاهي تنهايي عميق است، بزرگ است و يا نه، عظيم است. گاهي فقط منم و درون خاليم که پر است از همه و خالي است از همه. گاهي دستهايت هر چند در دستم و دستهايم در دستش اما باز دستهايم خالي است، گاهي قدمهايم با تو راه مي روند و من با قدمهايش راه مي روم اما باز قدمهايم پر از تنهايي است. گاهي کنارم راه مي روي، گاه کنارش راه مي روم اما کنارم خالي است. گاهي فقط منم و دنيايي پرهياهوي اطرافم پر از سکوت و تنهايي است. گاهي فقط منم و دنيايي بزرگ که پر از خالي است.
گاهي تنهايي چاهي عميق است که با هيچ چيز و هيچ کس پر نمي شود، حتي با بودن هاي تو، حتي با باشم هاي او. آري گاهي تنهايي عميق است، بزرگ است و يا نه، عظيم است. گاهي فقط منم و دنيايي کوچک درونم که سکون است در برابر دنياي بزرگ پر از شتاب بيرون. گاهي فقط منم تنها ايستاده در گذر تند زمان. گاهي فقط منم که با تو، او حتي شما و ايشان هم پر نمي شود. گاهي فقط منم و دلم که پر از تنهايي است، تو هستي، او هست و حتي شما هم هستيد اما باز هم فقط منم.
گاهي تنهايي چاهي عميق است، چنان عميق که با هيچ چيز و هيچ کس پر نمي شود. حتي با نگاه هاي پر از عشق تو، و زمزمه هاي دوستش دارم هاي او. آري گاهي تنهايي عميق است، بزرگ است و يا نه، عظيم است. گاهي فکر مي کنم خدا با تنهاييش چه مي کند؟ و بعد فکر مي کنم که او خلق مي کند، سرش را گرم مي کند و او باز خلق مي کند و او باز مي آفريند و او باز فکر مي کند، اما به گمانم باز هم تنهايي عميق تر از آن است که با همه ي اينها پر شود. گاهي سرم را شلوغ مي کنم، گاهي تند راه مي روم و گاهي مي دوم و از زمان جلوتر گام بر مي دارم، گاهي در شلوغهايم هم باز فقط منم.
گاهي تنهايي چاهي عميق است، چنان عميق است که با هيچ چيز و هيچ کس پر نمي شود. حتي با همه ي حضور تو، و همه ي کنارم بودنهاي او. گاهي تنهايي عميق است، بزرگ است و يا نه، عظيم است. گاهي تو حرف مي زني، و با او حرف مي زنم اما دلم پر از تنهايي است. گاهي تو هستي و او نشسته در کنارم اما دلم پر از تنهايي است. گاهي نگاهم مي کني، گاهي نگاهش مي کنم اما چشمانم پر از تنهايي است. گاهي حرفهايت را مي شنوم، گاهي حرفهايم را مي شنود اما دلم پر از تنهايي است. گاهي با همه ي بودنهاي تو، با همه ي هستم هاي او، گاهي با همه ي بودنهايتان، هستم هايشان دلم پر از تنهايي است.
گاهي تنهايي...


0