شعرناب

یادی از گذشته های شعر مردمی


سلام خدمت دوستان و سروران گرامی
بد نیست مقداری از گذشته خدمت شما عرض کنم
واژه هایی که دوستان امروز به عنوان کلماتی نو وتازه می پندارند در گذشته ای نه چندان دور زبان عامیانه و حاوره ای بود
یعنی شاعران کوچه بازاری از آن استفاده می نمودند
در آن هنگام افراد زیادی بودند که در سخنان روزمره خود از سروده های بزرگان و حکیمان استفاده کرده و یا منظور خود را با بداهه منظوم بیان مینمودند
مثلن استاد فرهیخته عزیمان مرحوم خلد آشیان دکتر کتابی عزیز هر سوال را با شعری ساده و یا ضربالمثل از فرهنگستان غنی پارسی پاسخ میداد
ویا بقال ( جناب مرحوم خلد آشیان "سهیلی" سوپری های قدیم) محله ما حتی پرسش ساده در مورد قیمت اجناس را با بداهه ای ساده اما پر بار و بعضا عالمانه و عارفانه پاسخ میفرمود و در آنها از کلمات روزمره استفاده میکرد
خداوند روح این انسان شایسته را قرین رحمت خود سازد
سلمانی محله ما، محل تجمع شعرای دارای اسم و رسم و کتاب و دیوان بود
که همیشه از جناب سهیلی شاکی بودند که چرا ادب را به زبان محاوره ای آلوده کرده است
و در حال حاضر دوستان زبان محاوره ای آن زمان را زبان روز و لغاتی تازه می نامند و واژه های شعرا را کلماتی کهنه می خوانند
عجب دنیایی است؟
ما چه کنیم؟
از واژه ها که به نوعی گوشه ای از فرهنگ کهن این مرز و بوم است چه کسی پاسداری میکند؟
اصلا این کاربرد زبان عامیانه در سروده ها توسط چه نهاد هایی تبلیغ و بسط داده میشود؟
آیا ورد زبان چشنواره های کذایی و داوران آنها نیست؟
آیا نباید از همه واژه های زبان پارسی استفاده نمود؟
چرا فرهنگستان بجای بکار گیری وازه های زبان پارسی از کلماتی خود ساخته استفاده مینماید که معمولا مورد استقبال مردمی قرار نمیگیرد؟
البته باز گشت به گذشته کار شایسته ای نیست و نو آوری لازمه رشد فرهنگی است
ولی این رشد باید بر گذشته ای استوار بنا نهاده شود تا پویایی سالم و درستی داشته باشد
اگر بخواهیم به هر علت یا دلیلی ( مثلن غریبی جوان ها با عزت و غرور گذشته ها) فرهنگ غنی پارسی را بفراموشی بسپاریم نمی توانیم از آلوده شدن آن به واژه های انگلیسی و فرهنگ آمریکایی جلوگیری نماییم
شاد و خوش و خرم باشید


0