جمعه ۱۹ تير
صندلی داغ 🪑
ارسال شده توسط محمد رضا خوشرو (مریخ) در تاریخ : ۴ روز پیش
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۸۱۹ | نظرات : ۶۹
|
|
((صندلی داغ 🪑))
👈در هر پست یک میهمان
👈زمان ۲۲:۰۰ الی ۲۲:۴۵
👈سوالات متفاوت در هر پست
👈دسته سوالات اطلاعات عمومی . شخصی . شعر . کتاب . غیره
👈میهمانان چگونه انتخاب میشوند، هر شخصی که علاقه مند باشد . به موقع در سایت باشد . خوش صحبت باشد و. و. و. روال منطقی ندارد .
👈نوع سوالات. چالش برانگیز
👈میهمانان مرد هستند یا زن . فرقی ندارد
👈جایزه یا هدیه . نداریم
👈منظور از راه اندازی صندلی داغ 🔥 . منظوری نداریم
👈آیا میهمانان هم میتوانند سوال بپرسند . تا ببینیم فعلا که میهمان روی صندلی داغ است
👈تعداد سوالات . در ۴۵ دقیقه هر تعداد سوال که مطرح میشود
حدودا پنج یا ده یا پانزده سوال .
🌹🌹🌹
🌹🌹🌹
میهمان صندلی داغ 🪑
👈بهنود کیمیایی 🌹
|
ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :

|

|

|

|

|
این پست با شماره ۱۶۵۳۵ در تاریخ ۴ روز پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید
نقدها و نظرات
|
هزاران درود بر شما دوست قدیمی جناب آقای خوشرو عزیز استاد بزرگوار خوبید خوشید امیدوارم حال دلت خوب باشه | |
|
حقیقتآ من بودم یک گرفتاری واسم پیش اومده متاسفانه مالی نیست ولی الان حتی بیشتر درگیرشم یعنی بیشتر از قبل درگیر شدمه وقت نداشتم واقعیت همین الانم وقتشو ندارم متاسفانه ذهنمو ریخته بهم و فقط از خدا میخواهم گرفتاریمو حل کنه و اینکه اول هیچکس گرفتار نباشه...ولی خوب یا بد سعی کردم با وجود گرفتاری هام بهتر از قبل برگردم | |
|
نمیدونم چرا اینجور شده باید چندبار از صفحه بیام بیرون و برگردم تا پیامتون رو ببینم..من درخدمت هستم استاد | |
|
به امید خدا توکل بر خودش | |
|
حقیقتآ خیلی وقت بود نخوندم سه تا کتاب آخر یکیش چشم هایش بود دومی هنوز کامل نخوندم بینوایان سومی یک کتابه که نمیدونم از کی هستش خیلی کهنست راجب قشقایی هاست و خیلی قدیمیه بنام شش بلوکی | |
|
بله میدونم اما حدودآ من سه ساله درگیرم خیلی و حدودآ یک سال و نیم که حتی فیلم ندیدم ولی سعی کردم روی نویسندگی کار کنم بیشتر سعی کردم داخل خلوت خودم روی نویسندگی تمرکز کنم اما باور کنید قبل از این سه سال شاید روزانه دو تا فیلم میدیدم و کتاب هم میخوندم | |
|
بله دارم | |
|
آهای خبردار | |
|
بله واقعیته متاسفانه ما حتی نویسندگان و شاعران ایرانی خودمون رو هم نمیشناسم اما آقای خوشرو باور کنید من نویسندگان نوپا رو دنبال میکنم کتابهاشون رو میخونم | |
|
خواهش میکنم بزرگوار من خوزستانی ام ترک قشقایی هستم اصلیتم شیرازه اما بدیل کار پدر بزرگم خوزستان بزرگ شدم کنار بختیاری ها و مادرم بختیاریه و عرب نیستم اهواز بودم فعلا مسجدسلیمان هستم هر وقت خوزستان بودید کلبه کوچک ما مهمانپذیره | |
|
متاسفانه نه اما خیلی دوست داشتم که صحبت کنم ولی بلد نیستم من بیشتر کنار خانواده ی مادری بزرگ شدم چون خانواده ی پدریم بیشتر سمت شیراز و گچساران هستن | |
|
بزرگوار من الان یک کتاب دارم در حاله چاپه اسمش هست پنجره ای رو به دریا داستان های کوتاه حکایت و شعر عاشقانه عارفانه و یک رمان دارم بنام شکستن زنجیرها آزادی و عشق ..تاریخیه اما کتاب پنجره ای رو به دریا حدودآ دو ماه دیگه آمادست | |
|
مولانا
عاشق عارفانه هاش هستم | |
|
مشکلی نیست استاد بزرگوار | |
|
کوچه های شهر پره ولگرده دل پر درده شهر پر مرد و پر نامرده | |
|
ممنونم جناب خوشرو همیشه عالی هستید | |
|
بزرگواری اول اینکه خیلی خوشحال شدم کنار شما بودم دوم اینکه از خدا میخوام هر کس تو زندگیش مشکلی داره از حال دلش خبر داره مشکلشو حل کنه سوم اینکه کتابم چاپ شد اگر دوستان شعرناب هم حمایتم کنن دستشون رو میبوسم امیدوارم حال دل همتون خوش باشه | |
|
سلامت باشید . با کمی فاصله تا بهبودی استاد عجم مهمان بعدی صندلی داغ استاد عجم هستند . سلامت باشید . | |
|
سلام و درود . سلامت باشید ممنونم از همه ی مشوقان این دورهمی . | |
|
درود استاد واقعا جناب کیمیایی انسان شریف ، مرد بزرگ، و شاعر خوبی هستند . خوشحال شدم ایشان را به دوستان جدید معرفی کردم . البته ایشان نیاز به معرفی نداشتند .فقط برای نفرات جدید عرض شد | |
|
منظور استاد چارقدچی این بوده . که خدا اونجایی که فکرش رو نمیکنی دستت را میگیرد .
((مبلغی به شما خواهد آمد که شما اصلا فکرش را هم نمیکنید))
منظور این بوده
سپاس از شما
🌹🌹🌹 | |
|
سلام و درود و عرض ادب سلامت باشید استاد . | |
|
بسیار عالی استاد چارقدچی بسیار خودمانی پیام محبت آمیزی نوشته اند و ممنونیم ایشان که دوست عزیز بنده هستند . و به زودی میهمان این صندلی داغ 🔥 تشکر میکنم از ایشان و جناب کیمیایی . | |
|
استاد بهبود کیمیایی و سایر ادیبان هم قطارم خدا را شاکرم که استاد کیمیایی زبان آلکن بنده را بصورت کامل بیان فرمودند. لذا برای روشن تر شدن دوستانم مجبور به توضیح بیشتر شدم. حقیر یک بار در صنعت و بار دیگر در حوزه ی سردخانه ورشکست شدم. لیکن مبلغ بدهی ام را الله از جایی که توقع نداشتم ( زمینی که سال ۸۵ خریده بودم و اصلا بنظرم نمی آید به قیمت تصاعدی خورده) تامین شد و مطلب اینکه روزی انسانها در آسمانهاست هم با استناد به کتاب مقدس عرض کردم. و هرگز قصدم به ساحت محترم رفیق هم قطارم استاد کیمیایی ( که میدانم عارف هستند نبود لیکن توصیه های دوستان در خصوصی و عمومی راهنمایم شد تا زین پس برای عرض ادب و در قسمت نظرات برای عدم سوبرداشت ، به درود و بدرود بسنده کنم. چه محل مناسب و صفحه ی پر باری مثل استادم کیمیایی الله پشت و پناهتان با اجازه اساتیدم زین پس ( بعد از ترانه ای که ساعتی قبل بارگزاری کرده ام ) قسمت نظرات و نقد را میبندم استاد کیمیایی شما جان من هستید | |
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.