سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

جمعه ۱۹ تير

پست های وبلاگ

شعرناب
رنج شاعر
ارسال شده توسط

بهنود کیمیائی

در تاریخ : ۷ روز پیش
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۱۴ | نظرات : ۱۷

در اتاق کوچک استاد ..... جایی که بوی کاغذهای قدیمی و جوهر، با عطر چای دم‌کرده در هم می‌آمیخت، زمان گویی متوقف شده بود. استاد ....، شاعری بود که می‌گفت کلمات، موجوداتی زنده هستند که باید با دقتِ تمام، آن‌ها را در جهان رها کرد. شاگردش، دختری بود که نه‌تنها در خواندنِ شعر، بلکه در درک ظرافت‌های معنا، استعدادی بی‌نظیر داشت. رابطه آن‌ها، پیوندی بود از احترام، یادگیری و سکوتی که میان استاد و شاگرد، حسی از آرامش داشت.
یک روزِ پاییزی، وقتی نور مایل خورشید از پنجره به کتاب‌ها می‌تابید، استاد ..... در میانِ نوشتنِ یک قصیده، به بن‌بست خورده بود. او می‌خواست از زیباییِ پنهانِ جهان، شعری بسازد؛ شعری که نه از زمینی، بلکه از آسمانی باشد. او می‌خواست,,زیبایی,,را در قالبِ کلمات شکار کند.
بدون آنکه به پیامدهای کلامش بیندیشد، رو به شاگردش کرد و با نگاهی غرق در تفکر، پرسید:
بگو ببینم... اگر بخواهی در کلام من تجلی کنی، چه گلی هستی؟ چه رنگی به روح تو می‌آسید؟ و اگر باد از میان موهای تو بگذرد، آن گیسو چه رنگی خواهد بود؟
او می‌خواست «استعاره» پیدا کند. می‌خواست از رنگ گل و درخشش مو، ابزاری بسازد تا مفاهیمِ والایِ انسانی را توصیف کند. اما برای دختر، این پرسش‌ها، مانند تیغی بود که آرامش دنیای او را شکافت.
در سکوتِ اتاق، لرزشی در دلِ دختر نشست. او، که همیشه به چشمِ یک پیرو و احترام به استاد می‌نگریست، ناگهان خود را در میانِ نگاهی که او «عاشقانه» پنداشت، تنها یافت. او فکر کرد این پرسش‌ها، فراتر از هنر و فراتر از آموزش است؛ او فکر کرد شاعر، به جایِ جستجویِ زیبایی در جهان، به دنبالِ شکار قلب اوست.
دختر هیچ نگفت. نه خشمگین شد، نه فریاد کشید. او از آن روز، مانند غروبی که بی‌صدا و بی‌خبر از دیدنِ نور، در دلِ تاریکی فرو می‌رود، از زندگیِ استاد .... دور شد. کلاس‌ها خالی ماند، کتاب‌ها بسته شدند و سکوت سنگینی، جای آن گفتگوهای شیرین را گرفت.
استاد ..... در این میان، متوجه نبودن او شد، اما در ابتدا ندانست که چه رخ داده است. او با خود می‌گفت: «او شاید خسته شده یا راهِ دیگری در پیش گرفته است.» اما هر چه گذشت، سنگینی این غیبت بیشتر می‌شد. تا اینکه روزی، در میان نگاه کردن به صفحاتِ خالی دفترش، حقیقت تلخ را در چشمان خالی شاگردش دید. او فهمید که کلامش، به جای ساختن یک پل، دیواری میان آن‌ها بنا کرده است.
او می‌خواست برای «زیبایی» شعر بگوید، اما ناخواسته، «زیبایی» را رنجاند. او می‌خواست از «رنگ و گیسو» برای ساختن واژه‌ها استفاده کند، اما او را در میان سوءتفاهم‌ها تنها گذاشت.
با قلبی شکسته و دستان لرزان، استاد ...... در شبِ تنهایی، قلم را برداشت. او نمی‌خواست به او نزدیک شود؛ او فقط می‌خواست «حقیقت نیتش» را به او هدیه دهد. او می‌خواست بگوید که او نه یک شکارچی، بلکه یک «جستجوگر معنا» بوده است. و آن شعر را نوشت...
زبانم بد .........................عوض شد
میان کلامم......................عبوس شد
تو ساده..............................میخواستم
نه قصد.................................خواستم
پرسیدم از رنگ................................
تا واژه بسازم...................................
 
 
شعر  قرار خواهد گرفت

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۶۵۲۳ در تاریخ ۷ روز پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید
نقدها و نظرات
محمد رضا خوشرو (مریخ)
۵ روز پیش
سلام و درود خدمت شما
میهمان دوم صندلی داغ 🪑 هستید .

خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک
بهنود کیمیائی
بهنود کیمیائی
۵ روز پیش
درود جناب خوشرو
چشم بزرگوار من در خدمت شما و همه ی دوستان عزیز هستم
ممنونم بابت انتخاب
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
بهنود کیمیائی
بهنود کیمیائی
۶ روز پیش
هزاران درود
برشما
شاعر گرامی
جناب آقای افشاری ممنونم بابت حضورتان
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
سمانه آزاد
۶ روز پیش
سلام آقای کیمیائی واقعا عالی بود
قلمتان زیبایی دارید
خندانک خندانک
بهنود کیمیائی
بهنود کیمیائی
۶ روز پیش
درود برشما
شاعر گرامی
سرکار خانم آزاد
خیلی ممنونم به بنده لطف دارید
حضورتان پر رنگ خندانک
ارسال پاسخ
سمانه آزاد
۶ روز پیش
ببخشید قلم زیبایی دارید خندانک خندانک
بهنود کیمیائی
بهنود کیمیائی
۶ روز پیش
خواهش میکنم
متوجه شدم باز هم ممنونم لطف دارید خندانک
ارسال پاسخ
بهروز چارقدچی (مجنون)
۵ روز پیش
شاعر محترم و فرهیخته
درود بر شما
از حضورتان در صندلی داغ بهره خواهم برد
بهنود کیمیائی
بهنود کیمیائی
۵ روز پیش
درود فراوان
برشما شاعر عزیز
جناب آقای چارقدچی
خیلی خیلی ممنونم بابت حضور گرمتان خندانک
شما بزرگواریتان را میرسانید خندانک خندانک
ارسال پاسخ
سمانه آزاد
۵ روز پیش
با سلامی دوباره من هم مشتاق صندلی داغ هستم
و حتما دنبال میکنم
خصوصا افرادی که اشعارشان و نوشته هایشان به دلم مینشیند
آقای کیمیائی بنده هم دنبال خواهم کرد خندانک خندانک
خندانک خندانک خندانک خندانک
سمانه آزاد
۵ روز پیش
از همین جا هم از آقای خوشرو تشکر میکنم
من هم یکروز مهمانتان خواهم شد خندانک خندانک
بهنود کیمیائی
۵ روز پیش
درود خانم آزاد
ممنونم
سمانه آزاد
۴ روز پیش
خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک
خندانک
خندانک خندانک خندانک
خندانک خندانک
خندانک
بهنود کیمیائی
۴ روز پیش
درود برشما ممنونم خندانک
سمانه آزاد
۴ روز پیش
خندانک
بهنود کیمیائی
۴ روز پیش
🖐️👍👍👍👍👍👍👍
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0