يکشنبه ۱۷ خرداد
نقد ادبی دانشگاهی و سرکوب اراده ی آزاد
ارسال شده توسط فریباایازی روزبهانی در تاریخ : ۵ روز پیش
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۳ | نظرات : ۰
|
|
🔶نقد ادبی دانشگاهی و سرکوب ارادهی آزاد
✍سینا جهاندیده
شاعران و نویسندگان معاصر ایران به نقد ادبی دانشگاهی مشکوکاند. آیا این شک از حقیقتی میگوید؟ نقد ژورنالیستی به چند دلیل درک درستی از نقد ادبی دانشگاهی ندارد: الف) نقد ادبی ژورنالیستی ذهن منضبط ندارد.ب) ذهنیت شفاهی دارد و معمولاً نادانستههای خود را جزو دانستههای خود حساب میکند. د) فاقد روش است و معمولا جهتگیری سیاسی، ذوقی و صنفی سبب میشود تا روشهای ناساز را به هم بیامیزد.
ج) فاقد ترمینولوژی است. به همین دلیل از ترمهابی استفاده میکند که فقط به نوشتهاش اعتبار ظاهری و کاذب میدهد. مفاهیم را بیهوا بکار میبرد و از ابهام زبانشناختی سواستفاده میکند.
در) مخاطب را با واژهها و ساخت جملات گیج میکند. این گیجی گاهی به نفع متنش تمام میشود. زیرا مخاطب ناچار است برای زبان ناروشن منتقد معنایی بیاورد.
اما نقد ادبی دانشگاهی اگرچه مخاطب عمومی را در نظر نمیگیرد، معمولاً پایبند به روش و رویکرد است. نسبت به نقد ژورنالیستی شناخت دقیقتری از مفاهیم دارد؛ به پیشینه اهمیت میدهد و بدون منبع و مرجع حکم صادر نمیکند. منتقد ادبی دانشگاهی معمولاً از تحمیل سلیقهی فردی رویگردان است؛ به همین دلیل برعکس نقد ژورنالیستی سعی نمیکند از کاریزمای منتقد برای اقناعسازی مخاطب بهره ببرد.
با این همه باز باید حق با شاعران و نویسندگان باشد که به نقد ادبی دانشگاهی مشکوک باشند. زیرا کمتر منتقد ادبی دانشگاهی است که نقد ادبی قسمتی از دازاین او باشد. منتقد دانشگاهی نقد ادبی مسئلهی او نیست؛ او به دلیل شغل دانشگاهیاش نقد میکند. او مینویسد تا اعتبار بگیرد نه اینکه با نوشتن، جهان را به سمت خود بگشاید. منتقد ادبی دانشگاهی معمولاً در جهان ادبیات معاصر غرق نمیشود؛ اگر غرق شدن در جهان ادبیات برایش مسئله بود، تعداد مقالهها و کتابهایش را برای مقامات بالا نمیشمرد. همانطور که منتقد دانشگاهی تعداد مقالاتش را برای روسا میشمارد به همان اندازه باید حد و حدود سیاست گفتمان مسلط را رعایت کند.
منتقد دانشگاهی نمیتواند از حقیقت و معاصریت سخن بگوید؛ چرا که این اجازه را به او نمیدهند تا با ارادهی آزاد از حقیقت بگوید. و چون نمیتواند از حقیقت بگوید، زبانی محافظهکار و دوگانه خلق میکند. به همین دلیل زبان منتقد دانشگاهی اسیر استعاراتی است که از سرکوب و سانسور میآید. چنانکه گاهی باید از چیزی دفاع کند که به آن باور ندارد. بنابراین به خاطر از دست ندادن جایگاه شغلیش، ذوق و میل خود را قربانی میکند و کم کم دچار نوعی از خود بیگانگی میشود. از خودبیگانگی منتقد دانشگاهی معمولا با مقاومت همراه است؛ اما کم کم تسلیم میشود و دست از حقیقتگویی میکشد. چرا که نمیتواند بهای گرانی برای حقیقت بپردازد. او حقیقت را احساس میکند، اما اجازهی گفتنش را ندارد.
اگر نقد ژورنالیستی با همهی ادبیات مواجه نیست، نقد دانشگاهی هم با همهی ادبیات معاصر درگیر نیست. نقد دانشگاهی بیشتر با مشاهیر ادبیات معاصر درگیر است. این درگیری از شناخت محدود او میآید. او چند شاعر معاصر را مجازا همهی شاعران معاصر میداند. مدام از نیما وشاملو و فروغ و سپهری و اخوان و داستاننویسان مطرح سخن میگوید. و تازه حق نقد کردن کسانی مثل اخوان را ندارد؛ زیرا اخوان بهمثابهی استعاره برای ذهنیت نوقدمایی است. اگر با اخوان در بیفتد او را از گردونه خارج میکنند. بنابراین منتقد دانشگاهی از دو سو با سانسور مواجه است. به زبان فوکو نقد دانشگاهی هم درونی و هم بیرونی با تکنولوژی قدرت موجه است؛ از این رو توان خود نقدی و اعتراف ندارد. از درون گرفتاری هژمونی استادان پیشین است و از بیرون گرفتار گفتمانهای مسلط که مراقب صدای قلم او هستند.
نمیتواند از هژمونی استادانی چون فروزانفر و زرینکوب و شفیعی کدکنی عبور کند زیرا تایید آنها مجوز بقاست. نقد دانشگاهی هرگز ارادهی آزاد نداشته است؛ زیرا در این نقد قاعدهی استاد - شاگرد، قاعدهی خدایگان و بنده را به یاد میآورد. به همین دلیل دهها کتاب به عنوان جشننامه، بزرگداشت و پاسداشت بزرگانش منتشر میکند و اگر به ظاهر ادعای نقد بزرگانش را دارد، اما نقدهایش پر از کلمات ستایشی برای خدایگان است. چنانکه برای تثبیت عظمت شاعری چون دکتر شفیعی مدام کتاب تولید میکند.
نقد ادبی دانشگاهی به شدت محافظهکار است. بنابراین نقدش در فلسفهی نقد ریشه ندارد. اگر نقد ادبی دانشگاهی میدانست که اولین گام برای تعالی هویت، خود- نقدی و اعتراف است بیش از اندازه به ستایش بزرگانش نمیپرداخت. نقد دانشگاهی باید از فضای خدایگان و بنده بیرون آید. باید بتواند خطاهای روششناختی بزرگانش را بشمارد. خود نقدی و اعتراف هم به نفع دانشگاه است و هم به نفع جامعه.
|
ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری :

|

|

|

|

|
این پست با شماره ۱۶۴۴۶ در تاریخ ۵ روز پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید